Policeپلیس و نیروی انتظامی
Conversations and Excercises
دو دوست درباره نیروی انتظامی با هم صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) لطفاً.
2) چیکار میکنن.
3) تأمین کنن.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
پارک
کلانتری
فروشگاه
Question2
کسی به قتل رسیده.
نزدیک انتخاباته.
مقام مهمی حضور دارد.
– از سمت چپ برو لطفاً. من تو اون فروشگاه کار دارم.
– باشه. اتفاقاً منم باید بیام.
– ای بابا. این همه پلیس نیروی انتظامی سر چهارراه چیکار میکنن؟
– خب دیگه موقع تبلیغات انتخاباته. اینا باید امنیت شهر رو تأمین کنن.
– چه خبره؟ چرا با صدای بلند آهنگ پخش میکنن؟
– اونم به خاطر تبلیغاته.
دو خانم که با هم همسایه هستند، در مورد اتفاقات شب گذشته با هم صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) خوابمون پرید.
2) نفهمیدی؟
3) ختم به خیر شد.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
ترافیک
ارازل و اوباش
طوفان
Question2
هندزفری در گوش داشته.
خوابش برده.
توجه نکرده
– چه خبر؟ بچهها خوبن؟
– والا بچهها که دیشب از سر و صدا نخوابیدن. همهمون خوابمون پرید.
– راستی چی بود این همه سر و صدا؟ چه خبر شده بود؟
– وا مگه نفهمیدی؟ چند تا اراذل و اوباش ریخته بودن تو کوچه. نمیدونم مست بودن یا معتاد. محله رو به هم ریخته بودن.
– عجب. من شنیدم اما بعدش بلافاصله خوابم برد.
– اووووه… تا دم صبح مردم تو کوچه بودن. اینارو گرفتن. آخر سر هم با نیروی انتظامی تماس گرفتیم اومد جمعشون کرد.
– ای بابا. پس محله شلوغ بوده حسابی. صدای ماشین پلیسو شنیدم. خب خدا رو شکر که ختم به خیر شد.
دو دوست در ماشین شاهد کتک خوردن دختری توسط نیروی انتظامی هستند.
Preparation: Drag and Drop
1) به موقع
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
دیر آماده شدن.
مسیر طولانیست.
راه بسته است.
Question2
دعوا کرده.
تصادف کرده.
بدحجاب بوده.
– ای بابا. باز چراغ قرمز شد که. دیر میرسیم.
– نگران نباش. به موقع میرسیم.
– ای وای… اونجا رو ببین. چرا پلیس نیروی انتظامی داره دختر بیچاره رو کتک میزنه؟
– لابد دزدی کرده.
– وا کجا میری؟ الان چراغ سبز میشه.
– من نمیتونم آروم بمونم. میرم ببینم چه خبره.
– خب دیرمون میشه… ای بابا.
Vocabulary and Sentences
واژههای پربسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | آژیر صدای آژیر ماشین آتشنشانی، خبر از یک انفجار و آتشسوزی بزرگ میده. آژیر صدای آژیر ماشین آتشنشانی، خبر از یک انفجار و آتشسوزی بزرگ میدهد. | ||
| S W | افسر افسر تو دانشگاه نظامی تحصیلات خودشو میگذرونه. افسر افسر در دانشگاه نظامی تحصیلات خود را میگذراند. | ||
| S W | افسر وظیفه متأسفانه افسر وظیفه تو درگیری با اشرار به وسیله شلیک گلوله جان باخت. افسر وظیفه متأسفانه افسر وظیفه در درگیری با اشرار به وسیله شلیک گلوله جان باخت. | ||
| S W | تیراندازی دقت و سرعت توی کلاسهای تیراندازی از نکات مهم یادگیری این ورزش هستن. تیراندازی دقت و سرعت در کلاسهای تیراندازی از نکات مهم یادگیری این ورزش هستند. | ||
| S W | توقیف توی قانون پرداخت مهریه، زن حق توقیف اموال مرد رو داره. توقیف در قانون پرداخت مهریه، زن حق توقیف اموال مرد را دارد. | ||
| S W | جرم مردی به جرم آزار کودکان امروز تو دادگاه قضایی محاکمه شد. جرم مردی به جرم آزار کودکان امروز در دادگاه قضایی محاکمه شد. | ||
| S W | جعل مردی که اسناد رو جعل میکرد به دام پلیس نیروی انتظامی افتاد. جعل مردی که اسناد را جعل میکرد به دام پلیس نیروی انتظامی افتاد. | ||
| S W | جنایت به گزارش پزشک قانونی جنایت ساعت هفت و نیم اتفاق افتاد. جنایت به گزارش پزشک قانونی جنایت در ساعت هفت و نیم اتفاق افتاد. | ||
| S W | چوبه دار امروز یک متجاوز رو به پای چوبه دار میبرن. چوبه دار امروز یک متجاوز را به پای چوبه دار خواهند برد. | ||
| S W | حبس قانونگذار برای مجرم مجازات حبس در نظر گرفته. حبس قانونگذار برای مجرم مجازات حبس در نظر گرفته است. | ||
| S W | حبس ابد متهم حمل مواد مخدر به حبس ابد محکوم شد. حبس ابد متهم حمل مواد مخدر به حبس ابد محکوم شد. | ||
| S W | حقهباز فرد حقهباز با چاپلوسی و چرب زبونی مردم رو فریب میده. حقهباز فرد حقهباز با چاپلوسی و چرب زبانی مردم را فریب میدهد. | ||
| S W | حکم اعدام حکم اعدام توی بیشتر کشورهای جهان منسوخ شده. حکم اعدام حکم اعدام در بیشتر کشورهای جهان منسوخ شده است. | ||
| S W | حکم بازداشت دادستان از حکم بازداشت چند خلافکار حرفهای خبر داد. حکم بازداشت دادستان از حکم بازداشت چند خلافکار حرفهای خبر داد. | ||
| S W | حکم قاضی حکم قاضی لازم الاجراس. حکم قاضی حکم قاضی لازم الاجراست. | ||
| S W | رشوه قبول رشوه تو دستگاههای دولتی باعث برکناری رشوهگیرنده میشه. رشوه قبول رشوه در دستگاههای دولتی باعث برکناری رشوهگیرنده میشود. | ||
| S W | سانحه توی سانحه شلیک به هواپیمای مسافربری کییف، هر صد و هفتاد و شش نفر سرنشین این هواپیما جان باختن. سانحه در سانحه شلیک به هواپیمای مسافربری کییف، هر صد و هفتاد و شش نفر سرنشین این هواپیما جان باختند. | ||
| S W | سلاح حمل سلاح گرم بدون داشتن مجوز قانونی، جرم محسوب میشه. سلاح حمل سلاح گرم بدون داشتن مجوز قانونی، جرم محسوب میشود. | ||
| S W | شاهد شاهد عینی قتل کودک پنج ساله توی دادگاه حاضر شد. شاهد شاهد عینی قتل کودک پنج ساله در دادگاه حاضر شد. | ||
| S W | شریک جرم متهم توی دادگاه نام شریک جرم خودشو فاش کرد. شریک جرم متهم در دادگاه نام شریک جرم خود را فاش کرد. | ||
| S W | شکنجه شکنجه متهم به بهانه اقرار گرفتن ممنوعه. شکنجه شکنجه متهم به بهانه اقرار گرفتن ممنوع است. | ||
| S W | فساد فساد تو دستگاههای دولتی جرم محسوب میشه. مبارزه با فساد، شعار انتخاباتی کاندید ریاست جمهوری بود. فساد فساد در دستگاههای دولتی جرم محسوب میشود. مبارزه با فساد، شعار انتخاباتی کاندید ریاست جمهوری بود. | ||
| S W | قاتل کتاب قاتل بیچهره برای سومین بار منتشر شد. قاتل کتاب قاتل بیچهره برای سومین بار منتشر شد. | ||
| S W | قاتل زنجیرهای بعد از ماهها تلاش، قاتل زنجیرهای دستگیر شد. قاتل زنجیرهای پس از ماهها تلاش، قاتل زنجیرهای دستگیر شد. | ||
| S W | قاچاق وجود شبکه گسترده قاچاق دارو ناشی از ضعف نظارتی دستگاههای مربوطهس. قاچاق وجود شبکه گسترده قاچاق دارو ناشی از ضعف نظارتی دستگاههای مربوطه است. | ||
| S W | قاچاقچی قاچاقچی معروف سوخت به ده سال زندان محکوم شد. قاچاقچی قاچاقچی معروف سوخت به ده سال زندان محکوم شد. | ||
| S W | قاضی تسلط به قوانین از وظایف قاضیه. قاضی تسلط به قوانین از وظایف قاضی است. | ||
| S W | قانون اجرای قانون برای برقراری نظمه. قانون اجرای قانون برای برقراری نظم است. | ||
| S W | قانونشکن فرد قانونشکن با مجازات و تنبیه روبرو میشه. قانونشکن فرد قانونشکن با مجازات و تنبیه روبرو خواهد شد. | ||
| S W | قتل عمد مجازات قتل عمد در قانون، قصاص و در غیر اینصورت دیه و حبس تعزیریه. گرفتن جان دیگری بدون مجوز قانونی قتل عمده. قتل عمد مجازات قتل عمد در قانون، قصاص و در غیر اینصورت دیه و حبس تعزیری میباشد. گرفتن جان دیگری بدون مجوز قانونی قتل عمد است. | ||
| S W | قتل غیرعمد قتل غیر عمد بدون قصد قبلی اتفاق میافته. قتل غیرعمد قتل غیر عمد بدون قصد قبلی اتفاق میافتد. | ||
| S W | قضاوت داوری یا قضاوت کار بسیار مشکلیه. قضاوت داوری یا قضاوت کار بسیار مشکلی است. | ||
| S W | کارآگاه سریال کارآگاه علوی پربینندهترین سریال دهه هفتاد بود. کارآگاه سریال کارآگاه علوی پربینندهترین سریال دهه هفتاد بود. | ||
| S W | کلانتری همسایه ما تو کلانتری مشغول به کاره. کلانتری همسایه ما در کلانتری مشغول به کار است. | ||
| S W | متهم سریال متهم گریخت یکی از پربینندهترین سریالهای دهه هشتاد بود. متهم سریال متهم گریخت یکی از پربینندهترین سریالهای دهه هشتاد بود. | ||
| S W | مجازات مجازات سرقت مسلحانه، قتل، آویختن به دار، قطع دست راست و پای چپ یا تبعید به دیاری دیگره. مجازات مجازات سرقت مسلحانه، قتل، آویختن به دار، قطع دست راست و پای چپ یا تبعید به دیاری دیگر است. | ||
| S W | مجازات اعدام مجازات اعدام قابل تجدید نظره. مجازات اعدام مجازات اعدام قابل تجدید نظر است. | ||
| S W | مجرم متهم به سرقت ضبط ماشین، مجرم شناخته شد. مجرم متهم به سرقت ضبط ماشین، مجرم شناخته شد. | ||
| S W | محاکمه محاکمه نام رمانی ناتمام از کافکاس. متجاوزان به کودک سیزده ساله، امروز محاکمه میشن. محاکمه محاکمه نام رمانی ناتمام از کافکا است. متجاوزان به کودک سیزده ساله، امروز محاکمه میشوند. | ||
| S W | محکوم رئیس جمهور آفریقای جنوبی به جرم اهانت به دادگاه، به ۱۵ ماه حبس محکوم شد. محکوم رئیس جمهور آفریقای جنوبی به جرم اهانت به دادگاه، به ۱۵ ماه حبس محکوم شد. | ||
| S W | مشاجره تو مشاجره دیشب، دو نفر زخمی شدن. مشاجره در مشاجره دیشب، دو تن زخمی شدند. | ||
| S W | مواد مخدر حمل، قاچاق و فروش مواد مخدر جرم محسوب میشه. مواد مخدر حمل، قاچاق و فروش مواد مخدر جرم محسوب میشود. | ||
| S W | نگهبان این مجتمع مسکونی به دلیل وجود نگهبان، امنیت بالایی داره. نگهبان این مجتمع مسکونی به دلیل وجود نگهبان، امنیت بالایی دارد. | ||
| S W | وکیل مدافع وکیل مدافع با دست پر به دادگاه وارد شد. وکیل مدافع وکیل مدافع با دست پر به دادگاه وارد شد. |
واژههای کم بسامد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | جرمشناسی خواهر من تو رشته جرمشناسی تحصیلات تکمیلی خودشو تموم کرد. جرمشناسی خواهر من در رشته جرمشناسی تحصیلات تکمیلی خود را به پایان رساند. | ||
| S W | حد تو دین اسلام حد شرابخوار هشتاد ضربه شلاقه. حد در دین اسلام حد شرابخوار هشتاد ضربه شلاق است. | ||
| S W | سلول انفرادی معترضان به گرونی بنزین از آبان نود و هشت تا حالا تو سلول انفرادی به سر میبرن. سلول انفرادی معترضان به گرانی بنزین از آبان نود و هشت تا کنون در سلول انفرادی به سر میبرند. | ||
| S W | شهادت دروغ تو دادگاه شهادت دروغ پیامد کیفری داره. شهادت دروغ در دادگاه شهادت دروغ پیامد کیفری دارد. | ||
| S W | قصاص قصاص به معنای مقابله به مثله. قصاص قصاص به معنای مقابله به مثل است. | ||
| S W | هیأت منصفه اعضای هیات منصفه برای مدت چهار سال انتخاب میشن. هیأت منصفه اعضای هیات منصفه برای مدت چهار سال انتخاب میگردند. | ||
| S W | یاغی یک یاغی تو اصفهان دستگیر شد. یاغی یک یاغی در اصفهان دستگیر شد. |