Money and Shoppingپول و خرید
Conversations and Excercises
زن و شوهری درباره امنیت دارایی خود صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) میخوایم بریم مسافرت.
2) همراهم باشه.
3) مسافرت
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
زیر گاز
توی گاوصندوق
توی کشو میز توالت
Question2
خیالش راحت تر است.
خرید دارد.
باید ضمانت بگذارد.
– میگم حالا که میخوایم بریم مسافرت، طلاهامو کجا بذارم که امن باشه؟
– بده من میبرم میذارم تو گاوصندوق مغازه. اونجا جاش امنه.
– عالیه. خب کاش دستهچک خودتو هم بذاری تو گاوصندوق.
– نه دستهچک باید همراهم باشه. میخوام برای مغازه خرید کنم. پول نقد با خودم نمیارم که. باید چک بکشم واسه یک ماه دیگه.
زن و مرد در تاکسی موقع پیاده شدن صحبت می کنند.
Preparation: Drag and Drop
1) قابلی نداره.
2) اسکناس
3) پیدا کردم.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
در یک مغازه پولشان را خورد میکنند.
راننده پول خورد پیدا میکند.
پول را به حسابش واریز میکند.
Question2
سی و پنج تومن
سی تومن
پونزده تومن
– خیلی ممنون آقا همینجا پیاده میشم. چهقدر تقدیم کنم؟
– سی و پنج هزار تومن. قابلی هم نداره.
– ممنون. بفرمایید.
– اسکناس ندارین؟
– نه ببخشید… فقط همین تراول پنجاه تومنی رو داشتم.
– آخه منم اسکناس درشت ندارم… آها پیدا کردم. بفرمایید. اینم پونزده هزار تومن باقی پول شما.
چند دوست در کافی شاپ هنگام سفارش با هم حرف میزنند.
Preparation: Drag and Drop
1) خسیس
2) مهمون سروشیم.
3) فرصت طلب
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
پیشخدمت
سرآشپز
یکی از دخترها
Question2
کیک هویج
کیک شکلاتی
شیرینی خامهای
پسر۱: بچهها سفارشهاتونو بگین. من قهوه فرانسه پیشنهاد میکنم بهتون. خودم که قهوههای اینجارو خیلی دوست دارم.
دختر۱: پس واسه منم قهوه فرانسه سفارش بده.
پسر۲: قیمت قهوههاش چنده سروش؟
دختر۱: ای خسیس
دختر۲: نه بابا پول نمیدیم که. مهمون سروشیم.
پسر۲: اگه مهمون سروشیم که من با قهوهم کیک هم سفارش میدم.
دختر۱: ای فرصتطلب.
پسر۱: ای بابا… قیمت قهوه فرانسه اینجا سی هزار تومنه… ولی باشه اشکال نداره. این دفعه
مهمون من. علی جان چهار تا قهوه فرانسه و کیک شکلاتی. بذار به حساب من. فدایی داری
قربونت.
دختر و مادر درباره خرید لباس نو صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) غافلگیر
2) بپوش.
3) مساعد
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
لباسای قدیمیشو
لباس میخرد.
لباس کادو میگیرد.
Question2
کادوی تولد بهتری برای دوستش بگیرد.
میخواهد کیک برای دوستش بگیرد.
میخواهد جشن بگیرد.
دختر: مامان هفته آینده جشن تولد سحره. سارا همه دوستامونو دعوت کرده. میخواد غافلگیرش کنه.
مادر: چه خوب.
دختر: نمیدونم چی بپوشم؟
مادر: وا این همه لباس خوشکل داری. یکیشو بپوش دیگه.
دختر: نه… دیروز تو مجتمع میلاد یه لباس خوب دیدم. دلم میخواد اونو بخرم.
مادر: قیمتش چند بود؟
دختر: چهارصد و سی هزار تومن… البته دویست هزار تومن خودم دارم.
مادر: منم این ماه وضعیت مالیم اصلاً مساعد نبود. اما از بابا برات سیصد هزار تومن میگیرم.
دویست و سی تومن واسه بقیه پول لباست، هفتاد تومن هم واسه کادوی تولد سحر.
دختر: خب تو که داری زحمت میکشی، به جای سیصد هزار تومن، چهارصد هزار تومن بگیر از بابا که بتونم برای سحر هم یه کادوی خوب بگیرم.
مادر: باشه. حالا بذار بابا برگرده خونه. من ببینم اصلاً وضعیتش چه جوریه.
دختر: مرسی مامان جونم.
دو مرد در بنگاه معاملات اتومبیل صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) منحصر به فرد
2) آپشنهاش
3) محدوده
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
آمریکا
ایران
چین
Question2
تند تر میرود.
امکاناتش محدودتر است.
امکاناتش بیشتر است.
– این ماشین صفر تا صدش چهل ثانیهس. آمریکاییه. آپشنهاش واقعاً منحصر به فرده. قیمتش هم ششصد و هفتاد میلیونه.
– اون یکی چهطور؟
– اونم از همین کارخونهس. فقط دو مدل پایینتره.
– قیمتش چنده؟
– ششصد و پنجاه میلیون. ماشین ایرانی هم داریم اگه بخواین. آپشنهاش محدوده ولی قیمتش صد و بیست میلیونه.
– عالیه همینو میبرم.
Vocabulary and Sentences
واژههای پربسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بانک من ماهیانه مبلغ مشخصی توی بانک پسانداز میکنم. بانک من ماهیانه مبلغ مشخصی در بانک پسانداز میکنم. | ||
| S W | بازار بازار سنتی شیراز از اماکن دیدنی ایرانه. بازار بازار سنتی شیراز از اماکن دیدنی ایران است. | ||
| S W | بدهکار پدرم مبلغ زیادی به همکارش بدهکاره. بدهکار پدرم مبلغ زیادی به همکارش بدهکار است. | ||
| S W | پول توی بسیاری از کشورهای جهان طلا و نقره به عنوان پول رایج بود. پول در بسیاری از کشورهای جهان طلا و نقره به عنوان پول رایج بود. | ||
| S W | پسانداز بهتره کودک از بچگی با مفهوم پسانداز آشنا بشه. پسانداز بهتر است کودک از بچگی با مفهوم پسانداز آشنا شود. | ||
| S W | پرداخت مادرم مبلغ زیادی برای خرید یک دست لباس پرداخت کرد. پرداخت مادرم مبلغ زیادی برای خرید یک دست لباس پرداخت کرد. | ||
| S W | تسویه حساب امروز برای تسویه حساب وام مسکن به بانک رفتم. تسویه حساب امروز برای تسویه حساب وام مسکن به بانک رفتم. | ||
| S W | خرید من گاهی برای خرید مواد غذایی مورد نیاز به این فروشگاه میام. خرید من گاهی برای خرید مواد غذایی مورد نیاز به این فروشگاه میآیم. | ||
| S W | رسید بعد از اتمام عملیات بانکی رسید دریافت میکنیم. رسید بعد از اتمام عملیات بانکی رسید دریافت میکنیم. | ||
| S W | قرض مبلغ پنج میلیون تومن به خواهرم قرض دادم. قرض مبلغ پنج میلیون تومان به خواهرم قرض دادم. | ||
| S W | قیمت قیمت خیلی از اجناس تو چند روز گذشته افزایش یافته. قیمت قیمت بسیاری از اجناس در چند روز گذشته افزایش یافته است. |
واژههای کم بسامد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | اسکناس سالیان زیادی طول کشید تا بشر از سکه به اسکناس روی آورد. اسکناس سالیان زیادی طول کشید تا بشر از سکه به اسکناس روی آورد. | ||
| S W | بودجه بودجه من برای خرید وسایل برقی محدوده. بودجه بودجه من برای خرید وسایل برقی محدود است. |