Immigrationمهاجرت
Conversations and Excercises
زن و شوهر درباره مهاجرت حرف میزنند.
Preparation: Drag and Drop
1) .زجر بکشم
2) اگه دوست داری.
3) قابل اطمینان.
4) رهامون نکنه.
5) مملکت
6) از بین رفتن.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
از طریق دعوتنامه بروند.
از طریق ویزای تحصیلی بروند.
از طریق پناهندگی بروند.
Question2
یونان
آلمان
کره جنوبی
– حالا چیکار کنیم؟ این وکیل تنها امیدمون بود.
– نمیدونم. تنها راه پناهندگیه. حتی اگه غیرقانونی ازین مملکت برم بهتر از اینه که بمونم.
– وای نه… خیلی خطرناکه. مهسا هنوز بچهس. من میترسم.
– ایمان میگفت یه واسطه رو میشناسه که میتونه تا ایتالیا ببرتمون. البته از راه دریا. اون موقع هنوز امید داشتم که این وکیله بتونه برامون یه کاری بکنه. بهش گفتم نه. باید باهاش تماس بگیرم ببینم چهقدر پول میخواد.
– تو اگه دوست داری برو. ولی من و مهسا همینجا میمونیم. من حاضر نیستم به هر قیمتی از مملکت خارج بشم. از کجا معلوم طرف قابل اطمینان باشه؟ از کجا معلوم پول مونو بالا نکشه؟ یا وسط دریا رهامون نکنه؟ تا حالا هزار هزار نفر همینطوری از بین رفتن.
دو دوست درباره مرگ کودک پناهجو صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) از دنیا میرن.
2) همه طرف
3) موفق نشدن.
4) منتقل کردن.
5) جسد
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
کانال
صحرا
لب مرز
Question2
انگلیس
جسد پیدا نشده.
قبرستان
– ببین این بچه کوچولو با خانوادهش از طریق کانال مانش میخواستن به انگلیس برن ولی توی کانال از دنیا میرن.
– وای چه وحشتناک. خدایاااا…
– مثل اینکه کرد بودن.
– وقتی فشار مالی و روحی و روانی از همه طرف برای مردم مشکلساز میشه، خب ترجیح میدن غیرقانونی مهاجرت کنن دیگه.
– آره. اما من حاضر نیستم اینجوری خطر کنم. اینجا نوشته مثل اینکه جسد بچه رو به ایران منتقل کردن. به سردشت که زادگاهش بوده.
– آخی. طفلک بچه. پدر و مادرش با چه امید و آرزوهایی میخواستن برای آیندهش تلاش کنن. ولی موفق نشدن.
مردی وارد خانه میشود.
Preparation: Drag and Drop
1) ببینمت.
2) چی شده؟
3) نزدیک بودین.
4) غصه نخور.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
دلش برایش تنگ میشود.
میخواهد که او بماند.
از دستش دلخور است.
Question2
کار گیرش آمده.
کار مهاجرتش درست شده.
میخواهد خواهرش را ببیند.
– سلام.
– سلام. خسته نباشی.
– ممنونم. ببینمت؟… گریه کردی؟
– نه…
– چشمات قرمزه. چیشده؟
– فرزاد زنگ زد… گفت کار مهاجرتش به کانادا درست شده. خیلی خوشحال بود.
– اِ خب به سلامتی. بالاخره بعد از چند سال تلاش، داره میره.
– دلم براش خیلی تنگ میشه.
– آخی… می دونم. حق داری. تو و داداشت خیلی به هم نزدیک بودین. ولی تو که نمیتونی جلوی پیشرفتشو بگیری.
– آره همچین قصدی هم ندارم. فقط دلم براش تنگ میشه. تا حالا اینقدر از هم دور نبودیم.
– حالا خدا رو چه دیدی؟ شاید ما هم کارمون جور شد رفتیم پیشش. غصه نخور.
دو خواهر تلفنی و از راه دور با هم حرف میزنند.
Preparation: Drag and Drop
1) متفاوته.
2) بی تابی
3) عادت میکنی.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
بسیار بالاتر
فرق چندانی ندارد.
عجیب
Question2
اتاق کناری
خانهی خواهرش
در پارک
– خب دیگه چه خبر؟ بهم بگو اونجا راحتی؟ با زبانشون، فرهنگشون مشکلی نداری؟
– سلامتی. قربونت. نه. راحت باهاشون ارتباط برقرار می کنم. اما خب فرهنگشون با ما خیلی متفاوته. هنوز خیلی چیزا رو نمیدونم در موردشون.
– کم کم عادت میکنی. با همخونهایت خوبی؟ اخلاقش چهطوره؟
– دختر خوبیه. با هم جور شدیم حسابی.
– از وقتی که تو رفتی مامان خیلی بیتابی میکنه. همش نگرانته.
– آخی… الان کجاس؟
– رفته خونه خاله.
Vocabulary and Sentences
واژههای پربسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | مهاجر یک مهاجر سوری توی دریا غرق شد. مهاجر یک مهاجر سوری در دریا غرق شد. | ||
| S W | مهاجرت لاتاری یک فرصت خوب برای مهاجرته. مهاجرت لاتاری یک فرصت خوب برای مهاجرت است. | ||
| S W | ادامه تحصیل ادامه تحصیل توی یک کشور پیشرفته میتونه موفقیت رو تضمین کنه. ادامه تحصیل ادامه تحصیل در یک کشور پیشرفته میتواند موفقیت را تضمین کند. | ||
| S W | پناهنده کسی که توی کشور خودش پناهگاه امنی نداره به ناچار به بقیه کشورها پناهنده میشه. پناهنده کسی که در کشور خود پناهگاهی امن ندارد به ناچار به دیگر کشورها پناهنده میشود. | ||
| S W | پناهندگی برای پناهندگی مشورت با یک وکیل ماهر ضروری به نظر میرسه. پناهندگی برای پناهندگی مشورت با یک وکیل ماهر ضروری به نظر میرسد | ||
| S W | پناهجو برادر من به عنوان پناهجو وارد کشور آلمان شد. پناهجو برادر من به عنوان پناهجو وارد کشور آلمان شد. | ||
| S W | وطن ایران وطن ماست. وطن ایران وطن ماست. | ||
| S W | ترک وطن ترک وطن برای من غیر ممکنه. ترک وطن ترک وطن برای من غیر ممکن است. | ||
| S W | تفاوت فرهنگی تفاوت فرهنگی تو ابتدای مهاجرت گاهی آزار دهندهس. تفاوت فرهنگی تفاوت فرهنگی در ابتدای مهاجرت گاهی آزار دهنده است. | ||
| S W | اقامت خواهر من بالاخره بعد از چندین سال تونست توی آمریکا اقامت بگیره. اقامت خواهر من بالاخره بعد از چندین سال توانست در آمریکا اقامت بگیرد. | ||
| S W | تابعیت هر شهروند موظفه از قوانین کشورش تابعیت کنه. تابعیت هر شهروند موظف است از قوانین کشورش تابعیت کند. |