Conscriptionخدمت سربازی
Conversations and Excercises
زن و شوهر درباره خدمت سربازی گفتگو میکنند
Preparation: Drag and Drop
1) نگرانم.
2) یه کم
3) از اون گذشته
4) هواشو داره.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
مشکل تنفسی داره.
تو خونه بهش نیاز دارن.
سنش زیاد است.
Question2
پسرش را دوست ندارد.
میخواهد کمی از محیط خونه دور باشد.
میخواهد قوی شود.
– من خیلی نگرانم. این بچه هنوز نمیتونه از خودش مراقبت کنه.
– خانوووم. این بچه الان بیست سالشه. من همسن این بودم دوتا خانواده رو رو انگشت میگردوندم.
– حالا بره سربازی که چی بشه؟ ما که پولمون میرسه. چرا سربازیشو نمیخریم؟
– نه. مخالفم. باید بره یه کم دور از محیط خونه باشه، بفهمه همه مثل پدر و مادرش نیستن که نازشو بکشن. از اون گذشته، همه پسرا باید برن سربازی. این دینی هست که به گردنشونه.
– آخه سیستان و بلوچستان خیلی خطرناکه.
– نگران نباش. من سفارششو به سرهنگ صمدی کردم. اون هواشو داره.
دو دوست درباره ازدواج با هم صحبت میکنند.
Preparation: Drag and Drop
1) تعریف کنی.
2) چشم به هم بزنی.
3) فکر میکردم.
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
میوه
سبدگل
چایی
Question2
موقعیت شغلی سامان
سربازی نرفتن سامان
تفاوت های دو خانواده
– دیشب چیشد؟ باید همه جزئیاتشو برام تعریف کنی.
– سامان و مامان و باباش و خواهرش اومدن خواستگاری. یه سبد گل خیلی بزرگ و قشنگ هم آوردن.
– خب؟
– حرف زدیم. بابام موافقت کرد که بعد از برگشتن سامان از سربازی، عروسی کنیم.
– آخی چه خوب. مبارکه. من فکر میکردم سامان سربازی رفته.
– نه. اگه رفته بود که بابام این همه مدت با ازدواجمون مخالفت نمیکرد.
– چشم به هم بزنی دو سال سربازی سامان هم میگذره.
زن و شوهری درباره آینده پسرشان حرف میزنند.
Preparation: Drag and Drop
1) به دوستام سپردم.
2) آرشیتکت
3) احتیاج دارن.
4) حیف
Listen to the examples of this theme in the following conversations.
Question1
خبری ازش ندارند.
بدنش ضعیف شده.
حال روحی خوبی ندارد.
Question2
تحصیلاتش کافی نبوده.
باید متاهل میبوده.
سربازی رفته.
– خیلی نگران آرین هستم. الان یک ساله سربازیش تموم شده هنوز نتونسته کار پیدا کنه.
– نگران نباش. من به خیلی از دوستام سپردم اگه شرکتی رو میشناسن که به یه آرشیتکت احتیاج دارن بهم خبر بدن.
– اگه سربازی نرفته بود تا الان تو شرکت احسان استخدام شده بود. اون یه موقعیت شغلی عالی بود واسش. ولی حیف که سربازی خرابش کرد.
– چاره چیه؟ مگه میشد که سربازی نره؟ بالاخره درست میشه. کار هم براش پیدا میکنیم. بعدش ازدواج میکنه. نوهدار میشیم.
– ایشالا ایشالا.
Vocabulary and Sentences
واژههای پربسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بسیج به یک نهاد مردمی بسیج میگن. بسیج به یک نهاد مردمی بسیج میگویند. | ||
| S W | پادگان قوانین و مقررات خاصی تو پادگان حکمفرماس. پادگان قوانین و مقررات خاصی در پادگان حکمفرماست. | ||
| S W | پرچم پرچم نماد یک گروه، سازمان یا کشوره. پرچم پرچم نماد یک گروه، سازمان یا کشور است. | ||
| S W | پوکه توی محل جنایت یه دونه پوکه اسلحه شکاری پیدا شد. پوکه در محل جنایت یک عدد پوکه اسلحه شکاری پیدا شد. | ||
| S W | دژ دژ یک سنگر نظامی مستحکمه. دژ دژ یک سنگر نظامی مستحکم است. | ||
| S W | رژه مراسم رژه به مناسبت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران تو شهرستانهای اهواز و دزفول برگزار شد. رژه مراسم رژه به مناسبت روز ارتش جمهوری اسلامی ایران در شهرستانهای اهواز و دزفول برگزار شد. | ||
| S W | سپاه سپاه تمام امکانات بیمارستانی و بهداشتی خودشو، برای عبور از موج پنجم کرونا بسیج کرده. سپاه سپاه تمام امکانات بیمارستانی و بهداشتی خود را، برای عبور از موج پنجم کرونا بسیج کرده است. | ||
| S W | سپاهی از این به بعد کارکنان سپاهی از مزایای تحصیلی برخوردار میشن. سپاهی از این پس کارکنان سپاهی از مزایای تحصیلی برخوردار خواهند شد. | ||
| S W | سپهبد سپهبد نادر جهانبانی از خلبانان ویژه نیروی هوایی ارتش ایران قبل از انقلاب اسلامی بود. سپهبد سپهبد نادر جهانبانی از خلبانان ویژه نیروی هوایی ارتش ایران پیش از انقلاب اسلامی بود. | ||
| S W | ستوان ستوان اولین درجه از درجههای افسریه. ستوان ستوان اولین درجه از درجههای افسری است. | ||
| S W | سرباز یک سرباز افزایش میزان حقوق خودشو بیست درصد اعلام کرد. سرباز یک سرباز افزایش میزان حقوق خود را بیست درصد اعلام کرد. | ||
| S W | سربازخانه سربازها تو سربازخونه باید طبق قوانین رفتار کنن. سربازخونه سربازان در سربازخانه باید طبق قوانین رفتار کنند. | ||
| S W | سربازی مدت زمان خدمت سربازی دو ساله. سربازی مدت زمان خدمت سربازی دو سال میباشد. | ||
| S W | سرگرد بعد از سوءقصد به جان سرگرد سماوات، او موفق به فرار شد. سرگرد پس از سوءقصد به جان سرگرد سماوات، او موفق به فرار شد. | ||
| S W | سروان سروان حسینی تو حادثه رانندگی جون خودشو از دست داد. سروان سروان حسینی در حادثه رانندگی جان خود را از دست داد. | ||
| S W | سرهنگ توی دوران قاجار به سرهنگ، کلنل میگفتن. سرهنگ در دوران قاجار به سرهنگ، کلنل میگفتند. | ||
| S W | لباس خدمت یونیفرم یا لباس خدمت با توجه به نوع ارگان، متفاوته. لباس خدمت یونیفرم یا لباس خدمت با توجه به نوع ارگان، متفاوت است. | ||
| S W | لشکر لشکر دارای تجهیزات و تسلیحات لازم برای اجرای عملیات رزمیه. لشکر لشکر دارای تجهیزات و تسلیحات لازم برای اجرای عملیات رزمی است. | ||
| S W | لشکرکشی لشکرکشی اعراب به ایران خرابی زیادی رو در پی داشت. لشکرکشی لشکرکشی اعراب به ایران خرابی زیادی را در پی داشت. | ||
| S W | ماشه با فشار دادن یا چکاندن ماشه، گلوله شلیک میشه. ماشه با فشار دادن یا چکاندن ماشه، گلوله شلیک میشود. | ||
| S W | مسلسل مسلسل سلاحی مرگباره. مسلسل مسلسل سلاحی مرگبار است. | ||
| S W | منطقه جنگی توی جنگ ایران و عراق شلمچه جزو منطقه جنگی محسوب میشد. منطقه جنگی در جنگ ایران و عراق شلمچه جزو منطقه جنگی محسوب میشد. | ||
| S W | نگهبانی قبایل ابتدایی که توی داخل غارها و جنگلها زندگی میکردن برای ایجاد امنیت خودشون نگهبانی میدادن. نگهبانی قبایل ابتدایی که در داخل غارها و جنگلها زندگی میکردند برای ایجاد امنیت خود نگهبانی میدادند. | ||
| S W | ارتشبد ارتشبد بالاترین درجه نظامیه. ارتشبد ارتشبد بالاترین درجه نظامی است. | ||
| S W | اردوگاه اسیران جنگی رو تو اردوگاه نگهداری میکنن. اردوگاه اسیران جنگی را در اردوگاه نگهداری میکنند. | ||
| S W | استوار درجه استوار پایینتر از ستوانه. استوار درجه استوار پایینتر از ستوان است. | ||
| S W | افسر خلبان تو عملیات نیروی هوایی افسر خلبان، جهان رو متحیر کرد. افسر خلبان در عملیات نیروی هوایی افسر خلبان، جهان را متحیر کرد. | ||
| S W | فرمانده کل قوا از اختیارات فرمانده کل قوا میشه به اعلام جنگ و صلح اشاره کرد. فرمانده کل قوا از اختیارات فرمانده کل قوا میتوان به اعلام جنگ و صلح اشاره کرد. | ||
| S W | فشنگ به طور معمول بدنه فشنگ از فلزه. فشنگ به طور معمول بدنه فشنگ از فلز است. | ||
| S W | قدرت قدرت بالای نظامی ایران تو خاورمیانه ثابت شده. قدرت قدرت بالای نظامی ایران در خاورمیانه ثابت شده است. |
واژههای کم بسامد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | برج دیدهبانی برج دیدهبانی کاخ بابل به موزه تبدیل شده. برج دیدهبانی برج دیدهبانی کاخ بابل به موزه تبدیل شده است. | ||
| S W | خدمت نظاموظیفه معافیت از خدمت نظاموظیفه به شرایط خاصی بستگی داره. خدمت نظاموظیفه معافیت از خدمت نظاموظیفه به شرایط خاصی بستگی دارد. |