20 Telling to Hurry/Not to Hurryدرخواست شتاب كردن / توصيه به شتاب نكردن
ZirNevis | Episode 20
TranscriptConversations and Excercises
مادر و فرزندی به قصد مطب دکتر در حال ترک خانه.

Preparation: Drag and Drop
1) شوخی میکنی؟
2) اومدم.
3) نیازی نیست.
4) الان باید دنبالش باشی؟
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
توی کشوی اتاقش.
روی جاکفشی.
در آشپرخانه.
Question2
جورابهایش.
دفترچه بیمهاش.
دفترچه برنامهریزیاش.
مادر: فريد! چهکار میکنی؟ ديرمون شد!
فريد: اومدم. فقط دفترچه بيمهام رو پيدا نمیکنم.
مادر: شوخی میکنی؟ الآن بايد دنبالش باشی؟
فريد: مامان! نيازی نيست اينقدر عجله کنی، تازه ساعت سههه!
مادر: بيا! دفترچه بيمهت اينجا توی آشپزخونهست. بريم اگه کفشاتو گم نکردی!
پسری مادربزرگش را به داروخانه میبرد.

Preparation: Drag and Drop
1) قلبم ناراحته.
2) تصادف میکنیم.
3) عجله نکن.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
قلبش ناراحته.
چون عجله کار شیطونه.
چون عجله ندارند.
Question2
میایستد.
قبول میکند آرام برود.
ناراحت میشود.
مادربزرگ: مادرجان اينقدر عجله نکن! آرومتر. آخه اين همه عجله برای چيه؟! الان تصادف میکنيم.
نوه: چشم مادرجون! ولی آرومتر از اين آخه؟
مادربزرگ: تو که میدونی من قلبم ناراحته.
نوه: باشه، هر چی شما بگيد.
Examples
Telling to Hurry
درخواست شتاب کردن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | عجله كن، (بدو). عجله كن، (بدو). | ||
| S W | بريم؟ برويم؟ | ||
| S W | زود باش. زود باش. | ||
| S W | عجله كنين لطفاً؟ عجله كنيد لطفاً؟ | ||
| S W | میشه زودتر؟ میشود زودتر؟ | ||
| S W | ممكنه كمی سريعتر كاركنين؟ ممكن است كمی سريعتر كاركنيد؟ | ||
| S W | يه كمی سريعتر! دير شد. يک كمی سريعتر! دير شد. | ||
| S W | چرا معطلين؟ منتظر چی هستين؟ چرا معطلايد؟ منتظر چه هستيد؟ | ||
| S W | چهكار میكنين؟ دير شد! چهكار میكنيد؟ دير شد! | ||
| S W | بجنب! بجنب! | ||
| S W | يه خورده بجنب! يک خرده بجنب! | ||
| S W | يه تکونی به خودت بده! يک تکانی به خودت بده! | ||
| S W | از جات تکون بخور! از جایت تکان بخور! | ||
| S W | دست و پاتو جمع کن! دست و پايت را جمع کن! | ||
| S W | داريم میريمها! داريم میرويمها! | ||
| S W | ما رفتيمها! ما رفتيمها! | ||
| S W | (يالله!) بجنب ديگه! (يالله!) بجنب ديگر! | ||
| S W | بدو! بدو! | ||
| S W | تندتر! تندتر! | ||
| S W | بپر! بپر! | ||
| S W | اگه نيای من میرم. اگر نيايی من میروم. | ||
| S W | مُردیها! مُردیها! | ||
| S W | راه بيا. راه بيا. | ||
| S W | اينقدر فس فس نکن! اينقدر فس فس نکن! | ||
| S W | جونت بالا بياد، بدو! کُشتیمون! جونت بالا بيايد، بدو! ما راکُشتی! | ||
| S W | زودیها! زودیها! | ||
| S W | چرا نميای؟ چرا نمیآيی؟ | ||
| S W | حوصلمو سر بردی. حوصلهام را سر بردی. |
Asking not to Hurry
توصيه به شتاب نکردن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | عجله نکن. عجله نکن. | ||
| S W | اينقدر عجله نکن! آنقدر عجله نکن! | ||
| S W | آروم باش. آرام باش. | ||
| S W | شتاب نکن. شتاب نکن. | ||
| S W | نيازی نيست عجله کنی. نيازی نيست عجله کنی. | ||
| S W | عجله کار شيطونه. عجله کار شيطان است. | ||
| S W | مگه سر آوُردی؟ مگر سر آوَردهای؟ | ||
| S W | (مگه گذاشتن دنبالت؟) يه ذره آرومتر! (مگر دنبالت گذاشتهاند ؟) يک ذره آرامتر! | ||
| S W | با آرامش کارتو انجام بده. با آرامش کارت را انجام بده. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Expressions and Proverbs
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی: شتاب نکن.
یک صبر کن و هزار افسوس مخور.
آن میوه که از صبر برآمد شکری بود.
هول هولی کاری را انجام دادن: با عجله انجام دادن.
از هول هلیم در دیگ افتادن: به خاطر عجله زیاد دچار دردسر شدن.
* واژهها
غوره: انگور نارس
حلوا: نوعی خوراکی شیرین که با آرد، شکر و روغن طبخ میشود.
افسوس: تاَسف
هلیم: نوعی خوراکی که با گندم و گوشت طبخ میشود و درست کردن آن احتیاج به زمان زیادی دارد.