24 Telling to Begin/Stop doing somethingدرخواست شروع یا توقف انجام کاری
ZirNevis | Episode 24
TranscriptConversations and Excercises
چند معمار در جلسهای در حال صحبت هستند. (هر دو معمار ۱ و ۲ مرد هستند.)

Preparation: Drag and Drop
1) احتیاج داریم.
2) هزینه کنیم.
3) نظر شما چیه؟
4) همینطوره.
5) فرمودید.
6) بذارین برای بعد.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
مصالح ساختمان گران شده است.
پروژه پیمانکار خوب میخواهد.
میخواهند زودتر تمام شود.
Question2
به جای دیگری برای ادامهی جلسه میروند.
حرفش را دوباره بلندتر تکرار میکند.
از آبدارچی میخواهند آرامتر به کارش ادامه دهد.
معمار۱: تو اين پروژه به يه پيمانکار خوب احتياج داريم. بهتره که بيشتر هزينه کنيم. نظر شما چيه؟
.معمار۲: دقيقاً همينطوره. بقيه کارها هم که برنامهريزی شد. پس میتونيم شروع کنیم
معمار۱: ببخشيد، اين آبدارچی ما خيلی سر و صدا میکنه. متوجه نشدم چی فرموديد. (معمار رو به آبدارچی با صدای بلند):آقای صالحی، لطفاََ هر کاری دارين میکنين بذارين برای بعد. . . . بله میفرموديد
.معمار۲: گفتم میتونيم شروع کنيم و ديگه معطل نکنيم
زن و شوهری در حال خانه تکانی برای عيد نوروز هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) مرتب شد.
2) قالی رو بذاریم.
3) یالا دیگه.
4) باشه واسه فردا.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
نمیداند کجا باید بگذارد.
پایش خواب رفته است.
شاید کمرش درد بگیرد.
Question2
کمدها.
کشوها.
قفسهها.
مرد: خب اينم از شيشهها.
زن: اين کابينتها هم مرتب شد. اين قالی رو بذاريم اينجا بهتر نيست؟
مرد: وايسا! الان خودم ميام میذارم. تو کمرت درد میگيره.
. . . (مرد روی مبل مینشيند.)
زن: يالّا ديگه! پس چرا نشستی؟
مرد: خستهام، باشه واسه فردا.
Examples
Telling to Begin
درخواست شروع
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | شروع كن. شروع كن. | ||
| S W | همين الان شروع كن. همين الان شروع كن. | ||
| S W | دست به كار شو. دست به كار شو. | ||
| S W | معطلش نكن. معطلش نكن. | ||
| S W | چرا معطلی؟ چرا معطلی؟ | ||
| S W | منتظر چی هستی؟ منتظر چی هستی؟ | ||
| S W | بيا همين الان دست به كار شيم. بيا همين الان دست به كار شويم. | ||
| S W | همين الان بايد شروع كنی. همين الان بايد شروع كنی. | ||
| S W | زودباش شروع كن. زودباش شروع كن. | ||
| S W | چرا شروع نمیكنی؟ چرا شروع نمیكنی؟ | ||
| S W | پس چرا شروع نمیكنی؟ پس چرا شروع نمیكنی؟ | ||
| S W | چهطوره شروع كنيم؟ چهطور است شروع كنيم؟ | ||
| S W | شروع كن! منتظر چی هستی؟ شروع كن! منتظر چی هستی؟ | ||
| S W | يالّا شروع كن. ياالله شروع كن. | ||
| S W | تا دير نشده شروع كن. تا دير نشده شروع كن. | ||
| S W | لفتش نده! لفتش نده! | ||
| S W | بجنب! بجنب! | ||
| S W | يالّا ديگه! يالله ديگر! | ||
| S W | بگو بسم الله. بگو بسم الله. | ||
| S W | بسم الله! بسم الله! | ||
| S W | يا علی بگو! يا علی بگو! |
Asking to Stop
درخواست توقف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | اينكار رو ادامه نده. اينكار را ادامه نده. | ||
| S W | بس كن. بس كن. | ||
| S W | (لطفاً) تمومش كن. (لطفاً) تمامش كن. | ||
| S W | بسه ديگه. بس است ديگر. | ||
| S W | بس كن ديگه. بس كن ديگر. | ||
| S W | خفهش كن. (برای صدا) خفهاش كن. | ||
| S W | صداشو ببر. (برای صدا) صدايش را ببر. | ||
| S W | (ديگه) ادامه نده. (ديگر) ادامه نده. | ||
| S W | خستهم كردی. خستهام كردی. | ||
| S W | نمیخوای تمومش كنی؟ نمیخواهی تمامش كنی؟ | ||
| S W | هنوز میخوای ادامه بدی؟! هنوز میخواهی ادامه بدهی؟! | ||
| S W | نگه دار! (برای ماشين) نگه دار! (برای ماشين) | ||
| S W | دست نگه دار! دست نگه دار! | ||
| S W | وايسا! بايست!/ وايستا |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 6: Independence Day
Expressions and Proverbs
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازهس: برای شروع هیچوقت دیر نیست.
من آنچه شرط بلاغ بود با تو گفتم، تو خواه پند گیر، خواه ملال: تمام نکات را به تو گوشزد کردم، تصمیم گیری با خودت است.
آب از سر کسی گذشتن: بهانه آوردن برای انجام ندادن کاری.
یک تیر و دو نشان زدن: با انجام یک کار، به چند نتیجه عالی رسیدن.
آفتاب لب بوم بودن: سن بالا را بهانه کردن، برای انجام ندادن کاری.
* واژهها
بلاغ: عقل
ملال: رنج
بوم/بام: پشت بام خانه