22 Telling not to interruptدرخواست گوینده برای قطع نشدن حرفش
ZirNevis | Episode 22
TranscriptConversations and Excercises
برادر و خواهری در اتاق جر و بحث میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) ریختی.
2) ولم کن.
3) صحبت میکنیم.
4) مثل اینکه
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
کوچک بودن اتاق برای هردوی آنها.
شلختگی برادرش.
رفتارهای برادرش.
Question2
اتاق را مرتب کند.
از اتاق بیرون برود.
کتابش را با صدای بلند بخواند.
خواهر: ببين وسايلتو کجا ريختی!
برادر: يه لحظه صبر کن اين بخش کتابمو تموم کنم.
خواهر: من ديگه واقعاً نمیتونم با . . .
برادر: نه، مثل اينکه بايد بلند بلند بخونم تا تو مزاحمم نشی.
خواهر: داشتم حرف میزدما! من ديگه نمیتونم با تو توی يه اتاق باشم.
برادر: ببين اگه ممکنه امروز ولم کن. میخوام تنها باشم. بعداً با هم در موردش صحبت میکنيم.
Examples
Telling not to interrupt
درخواست گوينده برای قطع نكردن حرفش
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | يه لحظه صبر كن. يک لحظه صبر كن. | ||
| S W | لطفاً حرفمو قطع نكن. لطفاً حرفم را قطع نكن. | ||
| S W | اجازه بديد چند لحظه! اجازه بدهيد چند لحظه! | ||
| S W | حالا نه. حالا نه. | ||
| S W | میشه لطفاً حرفمو قطع نكنين؟ میشود لطفاً حرفم را قطع نكنيد؟ | ||
| S W | حرف منو قطع نكن. حرف من را قطع نكن. | ||
| S W | نمیبينی پشت تلفنم؟ نمیبينی پشت تلفنم؟ | ||
| S W | (يه لحظه صب كن،) دارم حرف میزنم. (يک لحظه صبر كن،) دارم حرف میزنم. | ||
| S W | نچ! (با حرکتی نشان از ناراحتی) نچ! (با حرکتی نشان از ناراحتی) | ||
| S W | ممكنه يه لحظه منتظر باشين؟ ممكن است يک لحظه منتظر باشيد؟ | ||
| S W | ممکنه چند لحظه تأمل بفرمايين؟ ممکن است چند لحظه تأمل بفرماييد؟ | ||
| S W | داشتم حرف میزدما! داشتم حرف میزدمها! | ||
| S W | حرفم تموم نشده بود. حرفم تمام نشده بود. | ||
| S W | ببخشيد، داشتم حرف میزدم. ببخشيد، داشتم حرف میزدم. | ||
| S W | مثلاً داشتم حرف میزدم. مثلاً داشتم حرف میزدم. | ||
| S W | اينقدر وسط حرفم نپر. اينقدر وسط حرفم نپر. | ||
| S W | بذار حرفمو بزنم. بگذار حرفم را بزنم. | ||
| S W | رشتهی کلام از دستم در رفت. رشتهی کلام از دستم در رفت. | ||
| S W | اجازه بدين کلام منعقد بشه! اجازه بدهيد کلام منعقد بشود! | ||
| S W | داشتم گِل لگد میکردم! داشتم گل لگد میکردم! | ||
| S W | گِل لگد نمیکنمآ! گِل لگد نمیکنمآ! |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 4: Ratatouille
Expressions and Proverbs
.میان حرف کسی دویدن: قطع کردن حرف گوینده
پابرهنه وسط حرف کسی دویدن: بدون اجازه حرف کسی را قطع کردن
.مستمع، صاحب سخن را، بر سر ذوق آورد: شنونده با خوب گوش کردن میتواند گوینده را برای ادامه صحبت، راغب کند
* واژهها
مستمع: شنونده