41 Sympathy/No sympathyهمدردی/عدم همدردی
Conversations and Excercises
دو دختر همکلاسی بعد از مدرسه در حال صحبت هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) افتضاح شد.
2) انتخاب کردم.
3) به همهتون نشون میدیم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
چون قد همگی کوتاه است.
چون رقابت سختی بوده است.
چون چند نفر از بازیکنان مسدوم شده بودند.
Question2
وسایل سنگین بلند کرده است.
مدت زیادی سر پا ایستاده است.
رشتهی ورزشی سختی انتخاب کرده است.
همکلاسی۱: فهمیدی به مسابقات کشوری نمیریم؟ تیم مدرسه باخت.
همکلاسی۲: واقعاً افتضاح شد! مگه تمرین نداشتید؟
همکلاسی۱: چی میگی؟ تمام سال رو تمرین کردیم! من که دیسک کمر گرفتم.
همکلاسی۲: کمردرد واقعا وحشتناکه. درکت میکنم.
همکلاسی۱: ممنون، ولی چه میشه کرد. رشتهی ورزشی سختی انتخاب کردم.
همکلاسی۲: آره، برو یه رشتهی ورزشی دیگه. من واقعاً برای همهتون متاسفم که به مسابقات کشوری نمیرید، ولی شاید دلیلش اینه که قد همهتون کوتاهه.
همکلاسی۱: برو بابا تو هم! معلومه چی میگی؟! سال بعد به همهتون نشون میدیم.
دو دوست در حال صحبت در یک رستوران هستند. (دو دختر)

Preparation: Drag and Drop
1) چرا اینقدر گرفتهای؟
2) از هم جدا شیم.
3) میفهمم چی میگی.
4) من هم این بلا سرم اومده.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
لباس مورد علاقهش خراب شده.
با دوست پسرش بههم زده.
تصادف کرده است.
Question2
بهتر اصلاً بهم نمیومدین.
انشالله با آدم بهتری آشنا شی.
منم فهمیده بودم خیلی باهم مشکل دارید.
دوست۱: چرا اینقدر گرفتهای؟ چیزی شده؟
دوست۲: امروز من و فرزین تصمیم گرفتیم از هم جدا شیم.
دوست۱: ای بابا! چه بد! چرا؟ شما که با هم خوب بودید.
دوست۲: نه، خیلی وقته با هم مشکل داریم. دیگه هر دومون خسته شده بودیم.
دوست۱: میفهمم چی میگی. من هم این بلا سرم اومده.
دوست۲: زندگیه دیگه. این هم تموم میشه.
Examples
Expressing Sympathy
ابراز همدردی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چقدر بد شد! چقدر بد شد! | ||
| S W | چه بد! چه بد! | ||
| S W | باعث تأسفه! باعث تأسف است! | ||
| S W | حيف شد. حيف شد. | ||
| S W | خيلی بد شد. خيلی بد شد. | ||
| S W | آخی! آخی! | ||
| S W | چقدر حيف شد! چقدر حيف شد! | ||
| S W | چه حيف! چه حيف! | ||
| S W | دلم سوخت. دلم سوخت. | ||
| S W | طفلی! طفلی! | ||
| S W | حيوونکی! حيوانکی! | ||
| S W | طفل معصوم! طفل معصوم! | ||
| S W | وحشتناکه! وحشتناک است! | ||
| S W | بميرم برات! بميرم برایت! | ||
| S W | الهی! الهی! | ||
| S W | خيلی حالم گرفت! خيلی حالم گرفت! | ||
| S W | بد آوُردی. بدآوَردی. | ||
| S W | بخت يارت نبوده. بخت يارت نبوده. | ||
| S W | چه بدشانسیای آوُردی! چه بدشانسیای آوَردی! | ||
| S W | چه اتفاق بدی! چه اتفاق بدی! | ||
| S W | متأسف شدم اينو شنيدم. متأسف شدم اين را شنيدم. | ||
| S W | میفهمم چی میكشی. میفهمم چه میكشی. | ||
| S W | دركِت میكنم. دركَت میكنم. | ||
| S W | میدونم چه احساسی داری. میدانم چه احساسی داری. | ||
| S W | میفهمم چی میگی. میفهمم چه میگويی. | ||
| S W | میدونم منظورت چيه. میدانم منظورت چيست. | ||
| S W | میتونم تصور كنم چه احساس بدی داری. میتوانم تصور كنم چه احساس بدی داری. | ||
| S W | انشالله دفعهی ديگه موفق بشی. انشاالله دفعهی ديگر موفق بشوی. | ||
| S W | بدشانسی بود. بدشانسی بود. | ||
| S W | واقعا جای تأسفه! واقعا جای تأسف است! | ||
| S W | شرم آوره. شرم آور است. | ||
| S W | طفلکی! طفلکی! | ||
| S W | حيوونی! حيوانی! | ||
| S W | بيچاره! بيچاره! | ||
| S W | مايهی تأسفه! مايهی تأسف است! | ||
| S W | خيلی متأثر شدم. خيلی متأثر شدم. | ||
| S W | فکرشو نکن. فکرش را نکن. | ||
| S W | میفهمم. میفهمم. | ||
| S W | من هم اين بلا سرم اومده. من هم اين بلا سرم آمده. |
Accepting Sympathy
پذيرش همدردی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | آره، خيلی بد شد. آره، خيلی بد شد. | ||
| S W | خيلی ممنون. خيلی ممنون. | ||
| S W | متشكرم. متشكرم. | ||
| S W | ممنونم. ممنونم. | ||
| S W | مرسی. مرسی. | ||
| S W | بايد سوخت و ساخت. بايد سوخت و ساخت. | ||
| S W | صبر نکنيم چهکار کنيم؟ صبر نکنيم چهکار کنيم؟ | ||
| S W | چه میشه کرد؟ چه میشود کرد؟ | ||
| S W | درسته. واقعاً حيف شد. درست است. واقعاً حيف شد. | ||
| S W | زندگی همينه ديگه. زندگی همين است ديگر. | ||
| S W | اين هم میگذره. اين هم میگذرد. | ||
| S W | از همدرديت ممنونم. از همدردیات ممنونم. | ||
| S W | رسم روزگار اينه. رسم روزگار اين است. | ||
| S W | زندگيه ديگه. زندگی است ديگر. | ||
| S W | زندگی يعنی همين. زندگی يعنی همين. | ||
| S W | زندگی همينطوريه. زندگی همينطوری است. | ||
| S W | اين هم تموم میشه. اين هم تمام میشود. | ||
| S W | پيش اومده ديگه. پيش آمده ديگر. | ||
| S W | لطف داری. لطف داری. |
Rejecting Sympathy
رد كردن همدردی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | نمیخواد متأسف باشی. نمیخواهد متأسف باشی. | ||
| S W | لازم نكرده برای من متأسف باشی. لازم نكرده برای من متأسف باشی. | ||
| S W | تنهام بذار. تنهایم بگذار. | ||
| S W | نيازی به دلسوزی تو نيست. نيازی به دلسوزی تو نيست. | ||
| S W | لازم نكرده دلت برای من بسوزه. لازم نكرده دلت برای من بسوزد. | ||
| S W | دلت واسه خودت بسوزه. دلت واسه خودت بسوزد. | ||
| S W | ولم كن. ولم كن. | ||
| S W | همدردی تو به دردم نمیخوره. همدردی تو به دردم نمیخورد. | ||
| S W | تو نگران خودت باش. تو نگران خودت باش. | ||
| S W | تو حرف منو نمیفهمی. تو حرف من را نمیفهمی. | ||
| S W | برو بابا تو هم. برو بابا تو هم. |
Expressing no Sympathy
عدم همدردی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | متأسفم كه اينو میشنوم. (با لحن سرزنش آميز) متأسفم كه اين را میشنوم. | ||
| S W | سزاوار همينی. سزاوار همينی. | ||
| S W | حقت بود. حقت بود. | ||
| S W | حقت همينه. حقت همين است. | ||
| S W | لياقتت بيشتر از اين هم نيست. لياقتت بيشتر از اين هم نيست. | ||
| S W | افتضاح بود. افتضاح بود. | ||
| S W | خراب كردی. خراب كردی. | ||
| S W | واقعاً افتضاح شد. واقعاً افتضاح شد. | ||
| S W | حيف! حيف! | ||
| S W | مايه خجالته. مايه خجالت است. | ||
| S W | خلايق، هر چه لايق! خلايق، هر چه لايق! | ||
| S W | آدم که درست فکر نکنه عاقبتش همينه. آدم که درست فکر نکند عاقبتش همين است. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 7: Match Point
Expressions and Proverbs
همدلی از همزبانی بهتر است.
تو که مرهم نهای بر داغ ریشُم، نمکپاش دل ریشُم چرایی: اگر نمیتوانی همدردم باشی، نمک بر زخمم نپاش.
نمک بر زخم پاشیدن: عدم همدردی کردن.
این شتریه که در خونه همه میخوابه: این مشکل برای همه پیش میآید. (بیشتر در زمان مرگ و میر به کار میرود.)
اینکار آخر و عاقبت نداره.
نگران نباش، هرچی خیره پیش میاد.
* واژهها
مرهم: داروی التیام بخش که بر روی زخم قرار میدهند.
نهای : نیستی
ریش: موی صورت مردان، در اینجا به معنای زخم است.