45 Supporting/ Opposing/ Objecting toحمايت/ مخالفت / اعتراض
Conversations and Excercises
دو همکار قبل از جلسه در حال صحبت هستند. (یک مرد و یک زن)

Preparation: Drag and Drop
1) پشتیبانی.
2) حمایت میکنم.
3) نمیدونستم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
با صاحب پروژه مشکل دارد.
فکر میکند پروژه پر از ایراد است.
فکر میکند بودجهی بیشتری نیاز نیست.
Question2
شاید ایشون درست فکر میکنن.
امکان نداره اینجوری باشه.
بریم ببینیم چی میشه.
همکار مرد: شما موافق افزایش بودجهی طرح جدید هستید. درسته؟ (با تاکید روی موافق)
همکار زن: البته! من تو این جلسه حتماً در پشتیبانی از این طرح صحبت میکنم. (با تاکید روی پشتیبانی)
همکار مرد: خیلی خوبه. من هم ازتون حمایت میکنم. به نظرم مدیر هم موافق افزایش بودجه است.
همکار زن: اینطور فکر نمیکنم. به نظر مدیر این طرح پراز ایراده.
همکار مرد: اِ !من نمیدونستم. بریم ببینیم چی میشه.
زنی با شوهرش در حال صحبت است.

Preparation: Drag and Drop
1) ازش دلگیرم.
2) یه مدت.
3) هیچ دلیلی برای این کار نمیبینم.
4) بپوش.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
مادرش او را برای شام دعوت نکرده.
مادرش بیاجازه در کارهایش دخالت میکند.
مادرش به خانهاش نمیآید.
Question2
یکم دیگه صبر کن الان گیرم.
الان که بد موقع است.
الان خونه نیستن.
زن: اصلاً نمیدونم چرا مادرم ما رو برای شام دعوت نکرد. خیلی ازش دلگیرم. منم تا یه مدت بهش زنگ نمیزنم.
شوهر: من هیچ دلیلی برای اینکار نمیبینم. آخه واسه این که ما رو دعوت نکرده بهش زنگ نزنی؟!
زن: بله! تمام خواهرهام دیشب اونجا بودن. تو موافقی بریم خونهش باهاش صحبت کنیم و بگیم دلگیر شدیم؟
شوهر: موافقم عزیزم. اینجوری بهتره.
زن: پس بپوش بریم.
شوهر: الآن؟!!
Examples
Asking about Support/ Opposition/Objections
پرسش از حمايت، مخالفت و اعتراض
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | (شما) از . . . حمايت میكنين؟ شما از طرح ما حمايت میكنين؟ شما از . . . حمايت میكنيد؟ شما از طرح ما حمايت میكنيد؟ | ||
| S W | شما موافق . . . هستين؟ شما موافق اين طرح هستين؟ شما موافق . . . هستيد؟ شما موافق اين طرح هستيد؟ | ||
| S W | شما علاقهای به . . . دارين؟ شما علاقهای به اين برنامه دارين؟ شما علاقهای به . . . داريد؟ شما علاقهای به اين برنامه داريد؟ | ||
| S W | کی موافقه؟ کی موافق است؟ | ||
| S W | شما با . . . مخالفين؟ شما با اين برنامه مخالفين؟ شما با . . . مخالفيد؟ شما با اين برنامه مخالفيد؟ | ||
| S W | کسی با . . . موافقه؟ کسی با پيشنهاد من موافقه؟ کسی با . . . موافق است؟ کسی با پيشنهاد من موافق است؟ | ||
| S W | کسی دلش میخواد . . . ؟ کسی دلش میخواد بريم سينما؟ کسی دلش میخواهد . . . ؟ کسی دلش میخواهد برويم سينما؟/ به سینما برویم؟ | ||
| S W | شما اعتراضی در مورد . . . دارين؟ شما اعتراضی در مورد تاريخ برگزاری امتحان دارين؟ شما اعتراضی در مورد . . . داريد؟ شما اعتراضی در مورد تاريخ برگزاری امتحان داريد؟ | ||
| S W | كسی به . . . اعتراضی داره؟ كسی به اين پيشنهاد اعتراضی داره؟ كسی به . . . اعتراضی دارد؟ كسی به اين پيشنهاد اعتراضی دارد؟ | ||
| S W | كی موافق . . . نيست؟ كی موافق اين پيشنهاد نيست؟ كی موافق . . . نيست؟ كی موافق اين پيشنهاد نيست؟ | ||
| S W | میتونم رو حمايت شماحساب كنم؟ میتونم روی حمايت شماحساب كنم؟ | ||
| S W | هوامو داری يا نه؟ هوایم را داری يا نه؟ | ||
| S W | پشتمو خالی نمیکنی که؟! پشتم را خالی نمیکنی که؟! | ||
| S W | منو حمايت میكنين؟ من را حمایت میکنید؟ |
Supporting
ابراز حمايت
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | باهات موافقم. با تو موافقم. | ||
| S W | اَزت حمايت میكنم. از تو حمايت میكنم. | ||
| S W | با . . . موافقم. با تساوی حقوق زن و مرد موافقم. با . . . موافقم. با تساوی حقوق زن و مرد موافقم. | ||
| S W | موافقم كه . . . . موافقم كه عقب بندازيمش. موافقم كه . . . . موافقم كه عقب بیاندازيمش. | ||
| S W | اعتراضی به . . . ندارم. اعتراضی به تغيير قانون ندارم. اعتراضی به . . . ندارم. اعتراضی به تغيير قانون ندارم. | ||
| S W | میتونين رو حمايت من حساب كنين. میتوانيد روی حمايت من حساب كنيد. | ||
| S W | رو حمايت من حساب كن. روی حمايت من حساب كن. | ||
| S W | هواتو دارم. هوايت را دارم. |
Opposing/Objecting to
ابراز مخالفت و اعتراض
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | مخالفم. مخالفم. | ||
| S W | روی من حساب نكن. روی من حساب نكن. | ||
| S W | من باهات نيستم. من با تو نيستم. | ||
| S W | من اعتراض دارم. من اعتراض دارم. | ||
| S W | نمیتونم حمايتت كنم. نمیتوانم حمايتت كنم. | ||
| S W | نظر من كه اين نيست. نظر من كه اين نيست. | ||
| S W | اينطور فكر نمیكنم. اينطور فكر نمیكنم. | ||
| S W | موافق نيستم. موافق نيستم. | ||
| S W | مخالف . . . م. مخالف اين طرحم. مخالف . . . هستم. مخالف اين طرح هستم. | ||
| S W | از من کاری ساخته نيست. از من کاری ساخته نيست. | ||
| S W | به اينكار خوشبين نيستم. به اينكار خوشبين نيستم. | ||
| S W | حق نداری اينكارو بكنی. حق نداری اينكار را بكنی. | ||
| S W | من با اينكار مشكل دارم. من با اينكار مشكل دارم. | ||
| S W | به نظر من پر از ايراده. به نظر من پر از ايراد است. | ||
| S W | به نظر من كه مشكل داره. به نظر من كه مشكل دارد. | ||
| S W | من هيچ دليلی برای اينكار نمیبينم. من هيچ دليلی برای اينكار نمیبينم. | ||
| S W | اين کار عاقبت نداره. اين کار عاقبت ندارد. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 5: Spice Girl
Expressions and Proverbs
ساز مخالف زدن.
برای کسی بمیر که برات تب کنه: از کسی حمایت کن که او هم از تو حمایت کند.
پشت کسی را خالی نکردن.
آش دهانسوزی نیست: مخالفت با انجام کاری.
آتش بیار معرکه: کسی که با دوبههمزنی، قصد مخالفت دارد.