53 Specifying/ Generalizingمشخص كردن/ تعميم دادن
Conversations and Excercises
زن و شوهری در حال بحث کردن هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) دخالت میکنی.
2) میتونی مورد خاصی رو بگی؟
3) مرموز.
4) سوالپیچ کردی.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
چون از پس خودش بر نمیآید.
چون زن شکاک است.
چون حقش است.
Question2
در مورد خانوادهاش.
درباره کارش.
درباره فامیلهایشان.
مرد: تو توی همهی کارهای من دخالت میکنی.
زن: من؟ میتونی مورد خاصی رو بگی که من دخالت کرده باشم؟
مرد: دقیقاً همین دیروز من رو در مورد دوستم حمید سوالپیچ کردی.
زن: خب تو بیشتر موقعها مرموزی و من مجبورم بپرسم.
مرد: خب یعنی اگه من مرموز نباشم دیگه دخالت نمیکنی؟
زن: هوم . . . شاید . . .
خانمی در مطب با روانشناسش (مرد) در حال صحبت است.

Preparation: Drag and Drop
1) دقیقتر میگین؟
2) پیش میاد.
3) معمولی.
4) آدم انتظارش رو نداره.
5) صعبالعلاج.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
سر و صدای زیاد.
نگرانی.
میگرن.
Question2
اتفاقات روزمره.
اتفاقات خوب.
اتفاقات غیرمنتظره.
خانم: بیشتر موقعها سردرد دارم و میدونم که از نگرانیه.
روانشناس: شما که میدونی از نگرانیه چرا به خودت کمک نمیکنی؟
خانم: نمیدونم معمولأ نگرانیم از چیه؟ یه اتفاقات ناگهانی که توی زندگیم پیش میاد منو به این حال و روز میندازه.
روانشناس: دقیقتر میگین؟
خانم: کلاً توی زندگی همه یه سری اتفاقات هست که آدم انتظارشو نداره. ولی اینجور اتفاقات من رو بههم میریزه. مثلاً سه ماه پیش فهمیدیم که دخترم بیماری صعبالعلاجی داره.
روانشناس: خیلی متأسفم! خوب حق دارید. این اتفاق معمولیای نیست.
Examples
Asking for Specification
درخواست مشخص كردن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | دقيقتر میگين؟ دقيقتر میگوييد؟ | ||
| S W | میتونين واضحتر بگين؟ میتوانيد واضحتر بگوييد؟ | ||
| S W | میتونين مورد خاصی رو نام ببرين؟ میتوانيد مورد خاصی را نام ببريد؟ | ||
| S W | دقيقاً میتونين بگين کدوم يکی؟ دقيقاً میتوانيد بگوييد کدام يکی؟ | ||
| S W | روشنتر بگين. روشنتر بگوييد. |
Specifying
مشخص كردن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | دقيقاً . . . . دقيقاً ده نفر کشته شدن. دقيقاً . . . . دقيقاً ده نفر کشته شدند. | ||
| S W | دقيقتر بگم؛ . . . . دقيقتر بگم؛ موهاش مشکی بود. دقيقتر بگویم؛ . . . . دقيقتر بگويم؛ موهايش مشکی بود. | ||
| S W | مورد خاص اين موضوع . . . مورد خاص اين موضوع اینه که قیافهش خیلی تغییر کرده بود. مورد خاص اين موضوع اینه که فرد قابل اعتمادی نبود. مورد خاص اين موضوع . . . مورد خاص اين موضوع این است که قیافهاش خیلی تغییر کرده بود. مورد خاص اين موضوع این است که فرد قابل اعتمادی نبود. | ||
| S W | اگه بخوام دقيقتر گفته باشم، بايد بگم كه . . . اگه بخوام دقيقتر گفته باشم، بايد بگم كه چشمهاش عسلی بود. اگه بخوام دقيقتر گفته باشم، بايد بگم كه اصلا فرد قابل اعتمادی نبود. اگر بخواهم دقيقتر گفته باشم، بايد بگويم كه . . . اگر بخواهم دقيقتر گفته باشم، بايد بگویم كه چشمهایش عسلی بود. اگر بخواهم دقيقتر گفته باشم، بايد بگویم كه اصلا فرد قابل اعتمادی نبود. |
Generalizing
تعميم دادن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بيشتر مواقع . . . . بيشتر مواقع بهتره که تو خونه بمونی. بيشتر مواقع . . . . بيشتر مواقع بهتر است که در خانه بمانی. | ||
| S W | به طور كلی، . . . . به طور كلی، هوای اين منطقه خوبه. به طور كلی، . . . . به طور كلی، هوای اين منطقه خوب است. | ||
| S W | كلاً . . . . كلاً مردمان آروم و بیآزاریاند. كلاً . . . . كلاً مردمان آرام و بیآزاری هستند. | ||
| S W | در کل . . . . در کل آدمای خوبیان. در کل . . . . در کل آدمهای خوبی هستند. | ||
| S W | عموماً . . . . عموماً اين افراد قابل اعتماد نيستن. عموماً . . . . عموماً اين افراد قابل اعتماد نيستند. | ||
| S W | غالباً اينجوريه که . . . غالباً اينجوريه که به این افراد نمیشه اعتماد کرد. غالباً اينجوريه که به هر کی اعتماد میکنی آخرش تو زرد از آب درمیاد. غالباً اينجوری است که . . . غالباً اينجوری است که به این افراد نمیشود اعتماد کرد. غالباً اينجوری است که به هر کس اعتماد میکنی آخرش تو زرد از آب درمیآید. | ||
| S W | اکثراً ديده میشه که . . . اکثراً ديده میشه که توی اینجور جوامع این مشکل خیلی طبیعیه. اکثراً ديده میشه که تو این شهر بد رانندگی میکنن. اکثراً ديده میشود که . . . اکثراً ديده میشود که در اینجور جوامع این مشکل خیلی طبیعی است. اکثراً ديده میشود که در این شهر بد رانندگی میکنند. | ||
| S W | هميشه همينطوره . . . هميشه همينطوره بهش نمیشه اعتماد کرد. هميشه همينطوره هروقت عجله داری دیر میرسی. هميشه همينطور است . . . هميشه همينطور است به او نمیشود اعتماد کرد. هميشه همينطور است هروقت عجله داری دیر میرسی. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 9, Hollywood Ending
Expressions and Proverbs
همیشه شعبان، یک بار هم رمضان.
چاهکن همیشه ته چاهه: کسی که برای دیگران دردسر درست میکند، در نهایت خودش هم دچار مشکل میشود.
هم خدا را میخواهد هم خرما را.