54 Sorrow and regretابراز تأسف و پشیمانی
Conversations and Excercises
دوخواهر میانسال در حال پیادهروی شروع به صحبت میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) چیزی که دوست داشتی.
2) کنارشون بشینیم.
3) افسوس میخوری.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
زود ازدواج کرده است.
زیادی درس خوانده.
به دنبال علایقش نرفته.
Question2
حداقل سالمه.
حداقل شوهرش موفق است.
حدقل بچههای موفقی دارد.
خانم۱: ببین چه جوونای شادی! دارن گروهی طراحی میکنن.
خانم۲: چیه؟ افسوس میخوری که تو جوونی دنبال چیزی که دوست داشتی نرفتی؟
خانم۱: پشیمون که هستم ولی دیگه ازدواج کردم و حداقل الآن بچههای موفقی دارم.
خانم۲: آفرین، از طرز فکرت خوشم اومد. بیا بریم یهکم کنارشون بشینیم.
خانم۱: آره، میتونیم مدل طراحیشون هم بشیم.
مدیر دبیرستانی با یکی از شاگردان در حال صحبت است.

Preparation: Drag and Drop
1) متأسم.
2) کار اشتباهی کردم.
3) میگذرونه.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
که ناراحت نباشد.
که پشیمان است.
که دوستش دارد.
Question2
چون خطرناک است.
چون میتواند شکایت کند.
چون دوران سختی را میگذراند.
مدیر: باید از میلاد عذرخواهی کنی. اون دوران سختی رو میگذرونه. نباید اونطوری باهاش حرف میزدی.
شاگرد: آقای سرخوش نمیدونید خودم چقدر متاسفم. بعد که بهش فکر کردم فهمیدم چه کار اشتباهی کردم.
مدیر: پس الآن صداش کنم باهاش حرف بزنی؟
شاگرد: نه خودم بعد از مدرسه باهاش صحبت میکنم. بهش میگم که پشیمونم و من رو ببخشه.
مدیر: آفرین پسر! حالا برو سر کلاس.
Examples
Asking about sorrow and regret
پرسش از تأسف و پشيمانی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | پشيمون نيستی كه . . . ؟ پشيمون نيستی كه چرا بيشتر درس نخوندی؟ پشيمان نيستی كه . . . ؟ پشيمان نيستی كه چرا بيشتر درس نخواندی؟ | ||
| S W | به همين زودی از كارت پشيمون شدی؟! به همين زودی از كارت پشيمان شدی؟! | ||
| S W | افسوس نمیخوری كه . . . ؟ افسوس نمیخوری كه چرا جشنواره نرفتی؟ افسوس نمیخوری كه . . . ؟ افسوس نمیخوری كه چرا جشنواره نرفتی؟ | ||
| S W | متأسف شدی؟ متأسف شدی؟ | ||
| S W | متأسف نيستی که . . . ؟ متأسف نيستی که با پدر و مادرت نرفتی؟ متأسف نيستی که . . . ؟ متأسف نيستی که با پدر و مادرت نرفتی؟ | ||
| S W | احساس تأسف نمیكنی كه . . . ؟ احساس تأسف نمیكنی كه ديگه هيچوقت باهاش حرف نمیزنی؟ احساس تأسف نمیكنی كه ديگر هيچوقت با او حرف نمیزنی؟ احساس تأسف نمیكنی كه . . . ؟ احساس تأسف نمیكنی كه ديگر هيچوقت با او حرف نمیزنی؟ | ||
| S W | بهخاطر . . . متأسف نيستی؟ بهخاطر كاری كه كردی متأسف نيستی؟ بهخاطر . . . متأسف نيستی؟ بهخاطر كاری كه كردی متأسف نيستی؟ |
Expressing Sorrow and Regret
بيان تأسف و پشيمانی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | متأسفم كه . . . . متأسفم كه كتابترو گم كردم. متأسفم كه كتابت را گم كردم. متأسفم كه . . . . متأسفم كه كتابت را گم كردم. | ||
| S W | واقعاً احساس تأسف میكنم. واقعاً احساس تأسف میكنم. | ||
| S W | برات متأسفم. برایت متأسفم. | ||
| S W | نمیدونی چقدر متأسفم! نمیدانی چقدر متأسفم! | ||
| S W | پشيمونم که . . . . پشيمونم که چرا در اون وضع باهاش همدردی نكردم. پشيمانم که چرا در آن وضعیت با او همدردی نكردم. پشيمانم که . . . . پشيمانم که چرا در آن وضعیت با او همدردی نكردم. | ||
| S W | تأسفم از اينه كه . . . . تأسفم از اينه كه چرا اين دختر باهوش، پشتكارش اينقدر كمه. تأسفم از اين است كه . . . . تأسفم از اين است كه چرا اين دختر باهوش، پشتكارش آنقدر كم است. | ||
| S W | افسوس میخورم كه . . . . افسوس میخورم كه درسم رو ادامه ندادم. افسوس میخورم كه . . . . افسوس میخورم كه درسم را ادامه ندادم. | ||
| S W | متأسفانه . . . . متأسفانه بايد اعلام کنم که برنامهی امشب لغو شد. متأسفانه . . . . متأسفانه بايد اعلام کنم که برنامهی امشب لغو شد. | ||
| S W | احساس بدی دارم که . . . . احساس بدی دارم که نمیتونم کمکت کنم. احساس بدی دارم که . . . . احساس بدی دارم که نمیتوانم کمکت کنم. | ||
| S W | شرمندهام. شرمندهام. | ||
| S W | کار اشتباهی کردم. کار اشتباهی کردم. | ||
| S W | عين سگ پشيمونم. عين سگ پشيمانم. | ||
| S W | خجالت میکشم بهت بگم. خجالت میکشم به تو بگویم. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Expressions and Proverbs
خودم کردم که لعنت بر خودم باد.
از ماست که بر ماست.
پشیمانی سودی ندارد.