29 Showing an Unwillingness to Continueابراز عدم تمایل برای ادامه کاری
ZirNevis | Episode 29
TranscriptConversations and Excercises
دو دوست (پسر) در سينما شروع به صحبت میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) فکر نمیکردم.
2) بیخیال.
3) کم ازش استقبال شده.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
جریان فیلم یکنواخت است.
دارد بهتر میشود.
نامفهومتر میشود.
Question2
برود کمی قدم بزند.
برود شام بخورد.
در تختخوابش باشد.
دوست ۱: فکر نمیکردم اينقدر فيلم بدی باشه.
دوست ۲: شايد واسه همينه که اينقدر کم ازش استقبال شده. البته به نظر من داره جالبتر میشه.
دوست ۱: من که ترجيح میدم ديگه ادامهشو نبينم. بريم شام بخوريم؟
دوست ۲: بیخيال بابا! بيا حالا که اومديم تا آخرشو ببينيم.
دوست ۱: اصلا حالشو ندارم. جان من بيا بريم.
خانمی به دنبال ماشينش که چند روز در تعميرگاه است میرود.

Preparation: Drag and Drop
1) کاری از دستم برنمیاد.
2) وقت تلف کردنه.
3) خسته نباشید.
4) آخر.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
دندهاش.
چرخهایش.
موتورش.
Question2
به همان شکل استفاده کند.
آن را به نمایندگی ببرد.
آن را برای فروش بگذارد.
خانم: سلام، خسته نباشيد. ماشينم آمادهست؟
مرد: بله ولی اين صدای موتورش قطع نمیشه. بيشتر از اين کاری از دستم بر نمیاد.
خانم: چرا؟ يعنی هيچ کاری نمیشه کرد؟
مرد: ببينيد میتونم کامل براتون بازش کنم، ولی میدونم وقت تلف کردنه.
خانم: بايد کجا ببرمش پس؟
مرد: میتونيد ببريدش نمايندگی. آخر همين خيابونه.
خانم: باشه، ممنون.
Examples
Showing an Unwillingness to Continue
ابراز عدم تمايل برای ادامه كاری
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | ول كن. ول كن. | ||
| S W | (ديگه) حوصلهشو ندارم. (ديگر) حوصلهاش را ندارم. | ||
| S W | ديگه خسته شدم. ديگر خسته شدم. | ||
| S W | کار بيخوديه. کار بيخودی است. | ||
| S W | بگذريم. بگذريم. | ||
| S W | بره به جهنم. برود به جهنم. | ||
| S W | وقت تلف كردنه. وقت تلف كردن است. | ||
| S W | من ديگه نمیتونم ادامه بدم. من ديگر نمیتوانم ادامه بدهم. | ||
| S W | مگه بيکارم؟ مگر بيکارم؟ | ||
| S W | برام جالب نيست. برایم جالب نيست. | ||
| S W | حالشو ندارم. حالش را ندارم. | ||
| S W | ترجيح میدم اين کارو نکنم. ترجيح میدهم اين کار را نکنم. | ||
| S W | بيشتر از اين كاری از دستم بر نمیاد. بيشتر از اين كاری از دستم بر نمیآيد. | ||
| S W | صحبت كردن در موردِش بیفايدهست. صحبت كردن در موردَش بیفايده است. | ||
| S W | بیخيال بابا! بیخيال بابا! | ||
| S W | فراموشِش کن. فراموشَش کن. | ||
| S W | حوصله داری؟! حوصله داری؟! | ||
| S W | بسّمه ديگه. (برايم) بس است ديگر. | ||
| S W | ارزش تلاش كردن نداره. ارزش تلاش كردن ندارد. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 6: Independence Day
Expressions and Proverbs
پشت دست را داغ کردن: ابراز تصمیم به انجام ندادن کاری.
چشمم آب نمیخوره: فکر نمیکنم این کار شدنی باشد.