25 Showing a Limit of Knowledgeابراز بیاطلاعی یا کماطلاعی
ZirNevis | Episode 25
TranscriptConversations and Excercises
مردی در حال رانندگی ماشینش را متوقف میکند و از خانمی که کنار خیابان ایستاده سوالی میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) میدونید.
2) کدوم طرفه؟
3) حدودش رو هم نمیدونید؟
4) .آخر خیابون
5) اشتباه باشه.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
یک رهگذر دیگر.
سوپرمارکت.
ماشین جلویش.
Question2
به او آدرس میدهد.
بهتره از کس دیگهای بپرسید.
بذارید زنگ بزنم بپرسم براتون.
مرد: ببخشید خانم! شما میدونید خیابون سعدی کدوم طرفه؟
زن: نه شرمنده. بهتره از کس دیگهای بپرسید.
مرد: کس دیگهای نیست که بپرسم متأسفانه. شما حدودش رو هم نمیدونید؟
زن: میترسم یه چیزی بگم اشتباه باشه. یه سوپرمارکت آخر خیابون هست بهتره از اون بپرسید.
مرد: ممنون.
دانشجویی از دفتر بخش دانشگاه سوالی میکند.
Preparation: Drag and Drop
1) اطلاعی ندارم.
2) دقیقاً نمیدونم.
3) هنوز خبری ازشون نیست.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
استاد سامانی آن روز میان یا نه.
نمرههارو کجا زدن.
ساعت کلاسها را.
Question2
سایت دانشگاه.
پرس و جو کند.
روی بُرد زدن.
دانشجو: ببخشید اطلاع دارید امروز استاد سامانی تشریف میارن دانشگاه یا نه؟
مسئول بخش: اطلاعی ندارم. هنوز خبری ازشون نیست.
دانشجو: امروز کلاس ندارن؟
مسئول بخش: دقیقاً نمیدونم. میتونید برنامهشونو روی بُرد چک کنید.
دانشجو: باشه. ممنون.
Examples
Showing a Limit of Knowledge
ابراز بیاطلاعی/ كماطلاعي
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | نمیدونم. نمیدانم. | ||
| S W | اطلاعی ندارم. اطلاعی ندارم. | ||
| S W | خبر ندارم. خبر ندارم. | ||
| S W | من چه میدونم؟! من چه میدانم؟! | ||
| S W | چه میدونم. چه میدانم. | ||
| S W | مطمئن باش كه نمیدونم. مطمئن باش كه نمیدانم. | ||
| S W | كی میدونه؟! كی میداند؟! | ||
| S W | فقط خدا میدونه. فقط خدا میداند. | ||
| S W | خدا عالمه. خدا عالم است. | ||
| S W | اللهُ اَعلَم. الله اعلم. | ||
| S W | از كجا بدونم؟ از كجا بدانم؟ | ||
| S W | چرا از من میپرسی؟ چرا از من میپرسی؟ | ||
| S W | برام تازگی داره. برایم تازگی دارد. | ||
| S W | دارم از تو میشنوم. دارم از تو میشنوم. | ||
| S W | اولين باره اينو میشنوم. اولين باراست اين را میشنوم. | ||
| S W | روحم هم خبر نداره. روحم هم خبر ندارد. | ||
| S W | من که چيزی نشنيدم. من که چيزی نشنيدهام. | ||
| S W | درست نمیدونم. درست نمیدانم. | ||
| S W | میترسم يه چيزی بگم اشتباه باشه. میترسم یک چيزی بگويم اشتباه باشد. | ||
| S W | علم غيب که ندارم. علم غيب که ندارم. | ||
| S W | بهتره از کس ديگهای بپرسی. بهتر است از کس ديگری بپرسی. | ||
| S W | شرمنده. شرمنده. | ||
| S W | اگه بگم میدونم دروغ گفتهم. اگر بگويم میدانم دروغ گفتهام. | ||
| S W | بیخبرم. بیخبرم. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 6: Independence Day
Expressions and Proverbs
سرم تو لاک خودمه: اطلاعی ندارم.
آدم عاقل هم میدونه، هم میپرسه. آدم نادان نه میدونه، نه میپرسه.
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم: هدف و مقصود در نزدیکی ما قرار داشت و ما از آن بیاطلاع بودیم.