55 Satisfaction/ Dissatisfaction/ Complaintsرضايت/ نارضايتی/ شكايت
Conversations and Excercises
مدیر رستورانی سر میز مشتری دائمش که چند مهمان مهم دارد رفته و با او شروع به صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) مطابق میلتون.
2) جناب.
3) لطف کنید.
4) میارم خدمتتون.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
غذاها خوش نمک نبودند.
دیگه بهتر از این نمیشد.
همونی بود که میخواستم.
Question2
همهی غذاها را باهم بیاورند.
فیشها را جدا بزنند.
دو نوشابه رژیمی برایش بیاورند.
مدیر رستوران: همه چیز مطابق میلتون هست جناب؟ پیش غذا خوب بود؟
مشتری: همه چیز عالیه. دیگه بهتر از این نمیشد.
مدیر رستوران: میخواین نوشیدنی بیشتری براتون بیارم؟
مشتری: بله، بله. ممنون میشم. ممكنه دو تا نوشابه رژیمی دیگه لطف کنید؟
مدیر رستوران: چشم، الآن میارم خدمتتون.
خانمی در بانک پیش رئیس میرود و شروع به صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) متأسفانه.
2) نامنظمترین.
3) مشکل.
4) شکایت کنم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
بیتجربگی کارمندان.
وضع پاسخگویی کارمندان.
بیادبی رئیس بانک.
Question2
خیلی از کارمندها مرخصیاند.
سرشان شلوغ بوده است.
کارمندها تازه کارند.
خانم: متأسفانه باید بگم شما دارید نامنظمترین شعبه رو اداره میکنید.
رئیس بانک: چه مشکلی پیش اومده خانم؟
خانم: از وضع پاسخگویی کارمنداتون میخوام شکایت کنم. این چه وضعیه؟! من یک ساعت میشه که نشستم!
رئیس بانک: باید ببخشید. حتماً رسیدگی میکنم. امروز خیلی سرمون شلوغ بوده.
خانم: پس لطفاً خودتون کار من رو انجام بدید.
Examples
Asking about Satisfaction
پرسش از رضايتمندی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | . . . خوب بود؟ غذا خوب بود؟ . . . خوب بود؟ غذا خوب بود؟ | ||
| S W | از . . . راضی هستی؟ از خونهی جديد راضی هستی؟ از . . . راضی هستی؟ از خانهی جديد راضی هستی؟ | ||
| S W | . . . چهطور بود؟ غذا چهطور بود؟ . . . چهطور بود؟ غذا چهطور بود؟ | ||
| S W | همه چيز روبهراهه؟ همه چيز روبهراه است؟ | ||
| S W | اوضاع بر وفق مراده؟ اوضاع بر وفق مراد است؟ | ||
| S W | از . . . خوشتون اومد؟ از غذا خوشتون اومد؟ از . . . خوشتان آمد؟ از غذا خوشتان آمد؟ | ||
| S W | همه چيز مطابق ميلتون هست؟ همه چيز مطابق ميلتان هست؟ | ||
| S W | همه چيز خوبه؟ همه چيز خوب است؟ | ||
| S W | نظرتونو جلب کرد؟ نظرتان را جلب کرد؟ |
Expressing Satisfaction
بيان رضايتمندی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | دست شما درد نكنه، خيلی عالی بود. دست شما درد نكند، خيلی عالی بود. | ||
| S W | همونی بود كه میخواستم. همان بود كه میخواستم. | ||
| S W | من که خيلی خوشم اومد. من که خيلی خوشم آمد. | ||
| S W | همه چيز عاليه. همه چيز عالی است. | ||
| S W | ديگه بهتر از اين نمیشد. ديگر بهتر از اين نمیشد. | ||
| S W | من كه راضیام. من كه راضی هستم. | ||
| S W | عالی بود. عالی بود. | ||
| S W | اينقدر . . . كه . . . . اينقدر خوشمزه بود كه انگشتهام رو هم همراش خوردم. اينقدر . . . كه . . . . اينقدر خوشمزه بود كه انگشتهايم را هم همراهش خوردم. | ||
| S W | سنگ تموم گذاشتی برام. سنگ تمام گذاشتی برایم. | ||
| S W | از . . . كِيف كردم. من كه واقعاً از اين پذيرايی كِيف كردم. از . . . كيف كردم. من كه واقعاً از اين پذيرايی كِيف كردم. |
Asking About Dissatisfaction
پرسش از نارضايتی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | اتفاقی افتاده؟ اتفاقی افتاده است؟ | ||
| S W | چيزی پيش اومده؟ چيزی پيش آمده است؟ | ||
| S W | از چيزی ناراحتی؟ از چيزی ناراحتی؟ | ||
| S W | موضوع چيه؟ از چيزی ناراضی هستين؟ موضوع چيست؟ از چيزی ناراضی هستيد؟ | ||
| S W | موردی پيش اومده؟ موردی پيش آمده است؟ | ||
| S W | چيزی شما رو ناراحت كرده؟ چيزی شما را ناراحت كرده است؟ | ||
| S W | چيزی بر خلاف ميل شماست؟ چيزی بر خلاف ميل شماست؟ | ||
| S W | از دست كسی ناراحت هستين؟ از دست كسی ناراحت هستيد؟ | ||
| S W | میخواين از چيزی/ كسی شكايت كنين؟ میخواهيد از چيزی/ كسی شكايت كنيد؟ | ||
| S W | همه چيز روبهراهه؟ همه چيز روبهراه است؟ | ||
| S W | چه چيزی ناراحتتون كرده؟ چه چيزی ناراحتتان كرده است؟ | ||
| S W | چه مشكلی پيش اومده؟ چه مشكلی پيش آمده است؟ |
Expressing Dissatisfaction
بيان نارضايتی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خيلی راضی نيستم. خيلی راضی نيستم. | ||
| S W | از وضع اينجا ناراضیام. از وضع اينجا ناراضی هستم. | ||
| S W | متأسفانه، . . . . متأسفانه، سرويس خوبی نداشت. متأسفانه، . . . . متأسفانه، سرويس خوبی نداشت. | ||
| S W | بايد بگم كه . . . . بايد بگم كه برنامهها اصلاً باب ميلم نيست. بايد بگویم كه . . . . بايد بگویم كه برنامهها اصلاً باب ميلم نيست. | ||
| S W | اين چه . . . ؟! اين چه غذايی بود؟! اين چه . . . ؟! اين چه غذايی بود؟! | ||
| S W | راستش، اصلاً خوب نبود. راستش، اصلاً خوب نبود. | ||
| S W | مزخرف بود. مزخرف بود. | ||
| S W | میخوام شكايت كنم. میخواهم شكايت كنم. | ||
| S W | شاكیام. شاكی هستم. | ||
| S W | به کی بايد شکايت کنم؟ به چه کسی بايد شکايت کنم؟ | ||
| S W | ناراضیام. ناراضی هستم. | ||
| S W | از . . . بدم میآد. از رنگش بدم میاد. از . . . بدم میآید. از رنگش بدم میآید. | ||
| S W | الآنه که يه چيزی بارش کنم. الآن است که يک چيزی بارش کنم. | ||
| S W | چرا يه چيزی بهش نمیگی؟ چرا چيزی به او نمیگويی؟ |
Responding to Dissatisfaction/Complaints
پاسخ به نارضايتی/ شكايت
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | حق با شماست. حق با شماست. | ||
| S W | شما درست میگين. شما درست میگویید. | ||
| S W | خيلی بايد ببخشيد. خيلی بايد ببخشيد. | ||
| S W | واقعاً معذرت میخوام. واقعاً معذرت میخواهم. | ||
| S W | بايد ببخشيد. بايد ببخشيد. | ||
| S W | حتماً رسيدگی میكنم. حتماً رسيدگی میكنم. | ||
| S W | سعی میکنم ديگه تکرار نشه. سعی میکنم ديگر تکرار نشود. | ||
| S W | شما حق دارين. شما حق داريد. | ||
| S W | فهميدم. فهميدم. | ||
| S W | میدونم. میدانم. | ||
| S W | درسته. درست است. | ||
| S W | همينطوره. همينطور است. | ||
| S W | متأسفم. متأسفم. | ||
| S W | ببينم چه كاری میتونم براتون بكنم. ببينم چه كاری میتوانم برایتان بكنم. | ||
| S W | من بیتقصيرم. من بیتقصيرم. | ||
| S W | خودتون رو ناراحت نكنين، همه چيز درست میشه. خودتان را ناراحت نكنيد، همه چيز درست میشود. | ||
| S W | چارهای جز تحمل نيست. چارهای جز تحمل نيست. | ||
| S W | اين در مسئوليت من نيست. اين در مسئوليت من نيست. | ||
| S W | شما هيچ دليلی برای شكايت ندارين. شما هيچ دليلی برای شكايت نداريد. | ||
| S W | فکر نمیکنم حق با شما باشه. فکر نمیکنم حق با شما باشد. | ||
| S W | به نظر من شكايت شما موردی نداره. به نظر من شكايت شما موردی ندارد. | ||
| S W | فکر نمیکنم جای شکايت داشته باشه. فکر نمیکنم جای شکايت داشته باشد. | ||
| S W | بسه ديگه، چقدر شكايت؟! بس است ديگر، چقدر شكايت؟! | ||
| S W | دست از سرم بردار. چقدر مینالی! دست از سرم بردار. چقدر مینالی! | ||
| S W | چقد غر میزنی! چقدر غر میزنی! | ||
| S W | ذلهم کردی! ذلهام کردی! |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 6: Independence Day
Expressions and Proverbs
راضیام به رضای خدا.
سکوت علامت رضاست.
سکوت نشانه رضایتمندی است.
سرشاخ شدن: درگیر شدن.
مرغ همسایه غازه: کسی که از دارایی خود ناراضی است و مال دیگران را بهتر از دارایی خود میداند.