6 Requests and Offersتقاضا یا پیشنهاد انجام کاری
ZirNevis | Episode 6
TranscriptConversations and Excercises
استاد در حال درسدادن است.

Preparation: Drag and Drop
1) میشه یه لطفی کنید؟
2) خوشبخت بشید.
3) چه اشکالی داره؟
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
امکانش هست شیرینی تعارف کنید؟
خواهش میکنم مسأله رو حل کنید.
لطفاً بیشتر شیرینی بردارید.
Question2
میخواهد تخته را بهتر ببیند.
چون آن شیرینی خوردن دارد.
استاد تعارف میکند.
استاد: . . . پس مسأله از اين راه هم حل میشه. (استاد رو به يکی از شاگردان): آقای ميرزايی میشه يه لطفی کنيد پردهها رو بکشيد که تخته رو بهتر ببينيد؟
ميرزايی: البته استاد. . . فقط استاد، خانم فرهادی شيرينی ازدواجشون رو آوردن. اگه اشکالی نداره تعارف کنه؟!
استاد: به! به سلامتی. نه، چه اشکالی داره؟!
فرهادی: بفرمايين استاد. اول شما بردارين لطفاً.
استاد: دستتون درد نکنه. اين شيرينی خوردن داره. اميدوارم خوشبخت بشين!
فرهادی: مرسی استاد! خواهش میکنم بيشتر بردارين.
استاد: ممنون، کافيه. تعارف نمیکنم، توی سن من بيشتر از اين نمیشه خورد.
فريبا در حال بيرون رفتن از خانه است.

Preparation: Drag and Drop
1) برات مشکلی نیست.
2) از پسش برمیام.
3) بذار بیام.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
روبهروی مغازه است.
در پارکینگ است.
کنار پارک است.
Question2
یه بسته آرد بخر.
چند بسته آرد ببر.
یه بسته آرد ببر پارکینگ.
فريبا: مامان من دارم میرم بيرون. چيزی نمیخواين من بگيرم؟
مادر: مامان جون، اگه برات مشکلی نيست يه بسته آرد بگير. با ماشين میری؟
فريبا: آره، با ماشين میرم.
مادر: بذار بيام در پارکينگ رو برات باز کنم.
فريبا: نه ممنون. خودم از پسش بر ميام. فقط اگه چيز ديگهای خواستين بهم زنگ بزنين.
Examples
Making Request
تقاضا كردن برای انجام كاری
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | میشه . . . ؟ میشه درو باز كنی؟ میشود . . . ؟ میشود در را باز کنی؟ | ||
| S W | لطفاً . . . . لطفاً يه ليوان آب به من بده. لطفاً . . . . لطفاً يک ليوان آب به من بده. | ||
| S W | میشه لطفاً . . . ؟ میشه لطفاً يه ليوان آب به من بدين؟ میشود لطفاً . . . ؟ میشود لطفاً يک ليوان آب به من بدهيد؟ | ||
| S W | اگه ممكنه . . . . اگه ممكنه صدای راديو رو كم كنين. اگر ممكن است . . . . اگر ممكن است صدای راديو را كم كنيد. | ||
| S W | میتونی . . . ؟ میتونی تو اينكار بهم كمک كنی؟ میتوانی . . . ؟ میتوانی در اینکار به من کمک کنی؟ | ||
| S W | اشكالی نداره اگه . . . ؟ اشكالی نداره اگه چند دقيقه وقتتونو به من بدين؟ اشكالی ندارد اگر . . . ؟ اشكالی ندارد اگر چند دقيقه وقتتان را به من بدهيد؟ | ||
| S W | ممكنه . . . ؟ ممكنه قبل از اينكه برين خونه، نگاهی به اين كامپيوتر بندازين؟ ممكن است . . . ؟ ممكن است قبل از اينكه برويد خانه، نگاهی به اين كامپيوتر بيندازيد؟ | ||
| S W | میتونم خواهش كنم . . . ؟ میتونم خواهش كنم امروز از يه راه ديگه بريم خونه؟ من بايد سر راهم خريد كنم. میتوانم خواهش كنم . . . ؟ میتوانم خواهش کنم امروز از يک راه ديگر برويم خانه؟ من بايد سر راهم خريد كنم. | ||
| S W | براتون مشكل نيست . . . ؟ براتون مشكل نيست سر راهتون برای من يه كتاب بخرين؟ برایتان مشكل نيست . . . ؟ برایتان مشكل نيست سر راهتان برای من يک كتاب بخريد؟ | ||
| S W | میشه محبت كنين . . . ؟ میشه محبت كنين اون دفترو به من بدين؟ میشود محبت کنید . . . ؟ میشود محبت كنيد آن دفتر را به من بدهيد؟ | ||
| S W | اگه زحمتی نيست . . . اگه زحمتی نیست اون دفترو به من بدین. اگر زحمتی نيست . . . اگر زحمتی نیست آن دفتر را به من بدهید. | ||
| S W | زحمتتون نيس اگه . . . زحمتتون نیست اگه درو ببندین؟ زحمتتان نيست اگر . . . زحمتتان نیست اگر در را ببندید؟ | ||
| S W | بیزحمت . . . بیزحمت پنجره رو باز کنید. بیزحمت . . . بیزحمت پنجره را باز کنید. | ||
| S W | میشه يه لطفی بکنين . . . میشه یه لطفی بکنین اون کتابو به من بدین؟ میشود يک لطفی بکنيد . . . میشود یک لطفی بکنید آن کتاب را به من بدهید؟ | ||
| S W | ممکنه خواهش کنم . . . ؟ ممکنه خواهش کنم کتابتو بدی به من؟ ممکن است خواهش کنم . . . ؟ ممکن است خواهش کنم کتابت را به من بدهی؟ | ||
| S W | فکر میکنين اشکالی نداشته باشه اگه . . . ؟ فکر میکنین اشکالی نداشته باشه اگه شب بهتون زنگ بزنم؟ فکر میکنيد اشکالی نداشته باشد اگر . . . ؟ فکر میکنید اشکالی نداشته باشد اگر شب به شما زنگ بزنم؟ | ||
| S W | ممنون میشم اگه . . . ممنون میشم اگه امشب با من تماس بگیرین. ممنون میشوم اگر . . . ممنون میشوم اگر امشب با من تماس بگیرید. | ||
| S W | خواهش میكنم . . . . خواهش میكنم اون بسته رو بدين به من. خواهش میكنم . . . . خواهش میكنم آن بسته را بدهيد به من. |
Responding to Request
جواب به آن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بله، حتماً! بله، حتماً! | ||
| S W | البته!. البته!. | ||
| S W | الان! الان! | ||
| S W | الساعه! الساعه! | ||
| S W | البته كه میتونم. بگو دقيقاً چیكار بايد بكنم. البته كه میتوانم. بگو دقيقاً چهكار بايد بكنم. | ||
| S W | خواهش میكنم. حتماً! خواهش میكنم. حتماً! | ||
| S W | هر كمكی از دستم بربياد انجام میدم. هر كمكی از دستم بربيايد انجام میدهم. | ||
| S W | در خدمتم. در خدمتم./در خدمتتون هستم. | ||
| S W | (به روی) چشم. (به روی) چشم. | ||
| S W | با کمال ميل. با کمال ميل. | ||
| S W | معلومه. معلوم است. | ||
| S W | تو جون بخواه! تو جان بخواه! | ||
| S W | متأسفم، نمیتونم. متأسفم، نمیتوانم. | ||
| S W | نه، ببخشيد، خيلی كار دارم. نه، ببخشيد، خيلی كار دارم. | ||
| S W | ببخشيد، سرم شلوغه. ببخشيد، سرم شلوغ است. | ||
| S W | نه، خيلی خيلی متأسفم. نه، خيلی خيلی متأسفم. | ||
| S W | (خيلی) دلم میخواد، ولی متأسفانه . . . . (خيلی) دلم میخواد، ولی متأسفانه بايد برم. (خيلی) دلم میخواهد، ولی متأسفانه . . . . (خيلی) دلم میخواهد، ولی متأسفانه بايد بروم. | ||
| S W | متأسفانه امروز خيلی كار دارم. متأسفانه امروز خيلی كار دارم. |
Offering
پيشنهاد انجام دادن کاری برای ديگران
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چيزی میخواين؟ چیزی میخواهید؟ | ||
| S W | چیزی نمیخواین؟ چیزی نمیخواهید؟ | ||
| S W | چيزی میخواستی؟ چيزی میخواستی؟ | ||
| S W | بذارين (من) . . . . بذارين من درو براتون باز کنم. بگذاريد (من) . . . . بگذاريد من در را برایتان باز کنم. | ||
| S W | اجازه بدين (من) . . . . اجازه بدين (من) درو براتون باز کنم. اجازه بدهيد (من) . . . . اجازه بدهيد (من) در را برایتان باز کنم. | ||
| S W | میخواين . . . ؟ میخواين براتون يه كاسه سالاد بيارم؟ میخواهيد . . . ؟ میخواهيد برایتان يک كاسه سالاد بياورم؟ | ||
| S W | چيزی میخوای بهت بدم؟ چيزی میخواهی به تو بدهم؟ | ||
| S W | اگه كمک خواستين حتماً به من بگين. اگر كمک خواستيد حتماً به من بگوييد. | ||
| S W | اگه چيزی میخواين من در خدمتم. اگر چيزی میخواهيد من در خدمتم. | ||
| S W | در خدمتگزاری حاضرم. در خدمتگزاری حاضرم. | ||
| S W | من كمکتون میكنم. من كمکتان میكنم. | ||
| S W | میتونم كمکتون كنم./؟ میتوانم كمکتان كنم./؟ | ||
| S W | اجازه بدين كمکتون كنم. اجازه بدهيد كمکتان كنم. | ||
| S W | كمكی از دست من بر میآد؟ كمكی از دست من بر میآید؟ | ||
| S W | كمكی از دست من بر نمیآد؟ كمكی از دست من بر نمیآید؟ | ||
| S W | از دست من كمكی ساخته است؟ از دست من كمكی ساخته است؟ | ||
| S W | كمكی/ کاری از دست من ساخته نيست؟ كمكی/ کاری از دست من ساخته نيست؟ | ||
| S W | كمک میخواين؟ كمک میخواهيد؟ | ||
| S W | كمک نمیخواين؟ کمک نمیخواهید؟ | ||
| S W | میخواين بهتون کمک كنم؟ میخواهيد به شما كمک كنم؟ |
Accepting
جواب به آن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بله، لطفاً! بله، لطفاً! | ||
| S W | بله، متشكرم. بله، متشكرم. | ||
| S W | ممكنه؟ ممنون میشم. ممكن است؟ ممنون میشوم. | ||
| S W | اگه براتون مشكلی نيست. اگر برایتان مشكلی نيست. | ||
| S W | اگه اشکالی نداره. اگر اشکالی ندارد. | ||
| S W | خيلی ازتون ممنونم. خيلی ازتان ممنونم. | ||
| S W | خيلی لطف دارين. خيلی لطف داريد. | ||
| S W | ممنون، محبت میكنين. ممنون، محبت میكنيد. | ||
| S W | نه، متشكرم. نه، متشكرم. | ||
| S W | متشكرم، ولی نه، ممنون. متشكرم، ولی نه، ممنون. | ||
| S W | نه، مرسی. از لطفتون ممنون. نه، مرسی. از لطفتان ممنون. | ||
| S W | نه، ممنون، خودم از پسش برمیآم. نه، ممنون، خودم از پسش برمیآیم. | ||
| S W | زحمتی نيست؟ زحمتی نيست؟ | ||
| S W | لطف شما رو میرسونه. لطف شما را میرساند. | ||
| S W | مرسی، دستتون درد نکنه. مرسی، دستتان درد نکند. | ||
| S W | لطف میفرمايين. لطف میفرماييد. |
Offering
تعارف کردن چيزی به کسی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بفرمايين بشينين. بفرماييد بنشينيد. | ||
| S W | (. . . ) بردارين لطفاً. شيرينی بردارين لطفاً. (. . . ) برداريد لطفاً. شيرينی برداريد لطفاً. | ||
| S W | دارين تعارف میکنين! بفرمايين. داريد تعارف میکنيد! بفرماييد. | ||
| S W | از خودتون پذيرايی کنين. از خودتان پذيرايی کنيد. | ||
| S W | ميل بفرمايين. ميل بفرماييد. | ||
| S W | بيشتر بردارين. بيشتر برداريد. | ||
| S W | تعارف نکنين. تعارف نکنيد. | ||
| S W | بفرمايين . . . . بفرمايين شيرينی. بفرماييد . . . . بفرماييد شيرينی. | ||
| S W | خواهش میکنم بيشتر بردارين. خواهش میکنم بيشتر برداريد. | ||
| S W | امشب مهمون من باشين. امشب مهمان من باشيد. | ||
| S W | اجازه بدين من حساب کنم. اجازه بدهید من حساب کنم. | ||
| S W | لطفاً شما دست تو جيبتون نکنين. لطفاً شما دست در جيبتان نکنيد. | ||
| S W | (اين) قابل شما رو نداره. (اين) قابل شما را ندارد. |
Accepting the Offer
پذيرفتن تعارف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بله! بله! | ||
| S W | (خيلی) ممنونم. (خيلی) ممنونم. | ||
| S W | متشکرم. متشکرم. | ||
| S W | لطفاً! لطفاً! | ||
| S W | دستتون درد نکنه. دستتان درد نکند. | ||
| S W | شرمندهمون کردين. شرمندهمان کرديد. | ||
| S W | خواهش میکنم. خواهش میکنم. | ||
| S W | استدعا دارم. استدعا دارم. |
Declining the Offer
رد کردن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | نه، ممنون. نه، ممنون. | ||
| S W | تعارف نمیکنم. تعارف نمیکنم. | ||
| S W | مزاحمتون نمیشم. مزاحمتان نمیشوم. | ||
| S W | ممنون، کافيه. ممنون، کافی است. | ||
| S W | صرف شد. صرف شد. | ||
| S W | نيازی نيست. نيازی نيست. | ||
| S W | ممنون، خودم میتونم بردارم. ممنون، خودم میتوانم بردارم. | ||
| S W | ممنون، ولی لازم نيست. ممنون، ولی لازم نيست. | ||
| S W | خيلی خوردم، اصلاً جا ندارم. خيلی خوردم، اصلاً جا ندارم. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 1: The Searchers
Expressions and Proverbs
شما جون بخواه: پذیرفتن کاری که به کسی محول شده.
اگر دستور بفرمائید.
تعارف آب حمومی: تعارفی که صرفاََ برای احترام گذاشتن است و گوینده مطمئن است، شخص مقابل تعارف را رد میکند.
کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من: از کسی تقاضای کمک نمیکنم چون فقط خودم از پس کار برمیآیم.