49 Reporting Other People’s Speech/Quoting نقلقول صحبتهای ديگران
Conversations and Excercises
مادر و دختری در حال صحبت و آشپزی کردن هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) زنگ زد.
2) بیاید اونجا.
3) چی بهش گفتی؟
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
سر کار است.
باید حواسش به خواهرش باشد.
امتحان دارد.
Question2
اصلاً بدون تو نمیشه.
پس میذارم یه روز دیگه که تو هم باشی.
به مامانت بگو بهم زنگ بزنه.
دختر: مامان راستی دیروز خاله لیلا زنگ زد. گفت جمعه بیاین اونجا.
مادر: تو چی بهش گفتی؟
دختر: گفتم من شاید نتونم بیام، چون امتحان دارم.
مادر: جدی؟ خب، چی گفت؟
دختر: گفت پس به مامانت بگو بهم زنگ بزنه.
پسر بچهای به خانه وارد میشود.

Preparation: Drag and Drop
1) از خودت درمیاری؟
2) فکر میکنم.
3) لازم دارم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
مغازه.
تعمیرگاه.
سر کار.
Question2
خودش میاد میگه.
زنگ بزنیم از دوستش بپرسیم.
به خودش زنگ بزن.
مادر: سلام پسرم، پس بابات کجاست؟
پسر بچه: من رو رسوند گفت الان برمیگردم.
مادر: نگفت کجا میره؟
پسر بچه: نمیدونم. فکر کنم گفت میره پست.
مادر: از خودت درمیاری یا واقعاً اینو گفت؟ میخوام اگه رفته خرید بهش زنگ بزنم، چند تا چیز لازم داریم.
پسر بچه: یادم نمیاد. اصلاً خودت بهش زنگ بزن. بابا همیشه میگه میخواد بره یه جا، ولی بعد دو، سه جا میره.
دو معلم در ساعت استراحت (زنگ تفریح) در حال صحبت هستند. دو معلم زن هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) استعفا بده.
2) شایعه شده.
3) عادت کردم.
4) سیستمش.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
ساعت کلاسها تغییر کرده.
سیستم مدارس قرار است تغییر کند.
مدیر قرار است استعفا دهد.
Question2
مدیریتش خوب است.
تازه به سیستمش عادت کردهاند.
دانش زیادی دارد.
معلم۱: خسته نباشی، کلاس چهطور بود؟
معلم۲: ممنون، بد نبود. تو هم شنیدی؟ شایعه شده که مدیر میخواد استعفا بده؟
معلم۱: آره، من هم شنیدم. راست یا دروغش معلوم نیست.
معلم۲: دلیلشو کسی میدونه؟
معلم۱: نه هنوز، ولی کاش استعفا نده. تازه به سیستمش عادت کردیم.
معلم۲: آره، درسته!
Examples
Asking about What People Said
پرسش از آنچه كسی گفته
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | . . . چی گفت؟ مريم چی گفت؟ . . . چی گفت؟ مريم چه گفت؟ | ||
| S W | تو چی به . . . گفتی؟ تو چی بهش گفتی؟ تو چی به . . . گفتی؟ تو چه به او گفتی؟ | ||
| S W | اون چی پرسيد؟ اون چی پرسيد؟ | ||
| S W | از خودت در مياری يا واقعاً اينو گفته؟ از خودت در میآوری يا واقعاً اين را گفته؟ | ||
| S W | اون واقعاً همچين چيزی گفت؟ او واقعاً همچنين چيزی گفت؟ | ||
| S W | اين همون چيزيه كه اون گفت؟ اين همان چيزی است كه او گفت؟ | ||
| S W | از طرف اون داری حرف میزنی؟ از طرف او داری حرف میزنی؟ | ||
| S W | از قول اون داری حرف میزنی؟ از قول او داری حرف میزنی؟ | ||
| S W | از اون نقلقول میکنی؟ از او نقلقول میکنی؟ | ||
| S W | دقيقاً منظورش چی بود؟ دقيقاً منظورش چی بود؟ | ||
| S W | در مورد چی باهات صحبت كرد؟ در مورد چه با تو صحبت كرد؟ | ||
| S W | يادت میاد دقيقاً چی گفت؟ يادت میآيد دقيقاً چه گفت؟ | ||
| S W | اين دقيقاً همون چيزيه که اون گفت؟ اين دقيقاً همان چيزی است که او گفت؟ | ||
| S W | انگار گفته بودی . . . ؟ انگار گفته بودی تعطيلات میخوای بری اصفهان؟ انگار گفته بودی . . . ؟ انگار گفته بودی تعطيلات میخواهی بروی به اصفهان؟/ به اصفهان بروی؟ |
Indirect Reporting
گزارش غيرمستقيم
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | گفت كه . . . . مريم گفت كه هفته آينده مياد شيراز. گفت كه . . . . مريم گفت كه هفته آينده میآید به شيراز./ به شیراز میآید. | ||
| S W | من به . . . گفتم . . . . من بهش گفتم باشه برای فردا. من به . . . گفتم . . . . من به او گفتم باشد برای فردا. | ||
| S W | . . . بهم گفته . . . . دكتر بهم گفته چهار روز استراحت كنم. . . . به من گفته . . . . دكتر به من گفته چهار روز استراحت كنم. | ||
| S W | . . . ازم پرسيد . . . . معلم ازم پرسيد تكليفام رو انجام دادهم يا نه. . . . از من پرسيد . . . . معلم از من پرسيد تكليفهايم را انجام دادهام يا نه. | ||
| S W | به قول . . . كه میگه: . . . به قول مادربزرگ كه میگه: با یک گل بهار نمیشه. به قول مادربزرگ كه میگه: کوه به کوه نمیرسه ولی آدم به آدم میرسه. به قول . . . كه میگوید: . . . به قول مادربزرگ كه میگوید: با یک گل بهار نمیشود. به قول مادربزرگ كه میگوید: کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد. | ||
| S W | به گفته . . . كه میگه: . . . به گفته مادرم كه میگه: همیشه باید چشاتو باز کنی. به گفته مادرم كه میگه: کار امروز رو به فردا ننداز. به گفته . . . كه میگوید: . . . به گفته مادرم كه میگوید: همیشه باید چشمانت را باز کنی. به گفته مادرم كه میگوید: کار امروز را به فردا نینداز. | ||
| S W | . . . هميشه میگه كه . . . مادرم هميشه میگه كه این حرفو آویزه گوشت کن. مادرم هميشه میگه كه در دیزی بازه، حیای گربه کجاست. . . . هميشه میگوید كه . . . مادرم هميشه میگوید كه این حرف را آویزه گوشت کن. مادرم هميشه میگوید كه در دیزی باز است، حیای گربه کجاست. | ||
| S W | به بچهها گفتم که . . . . به بچهها گفتم که اينقدر سروصدا نكنند. به بچهها گفتم که . . . . به بچهها گفتم که اينقدر سروصدا نكنند. | ||
| S W | از مادرت پرسيدم . . . از مادرت پرسيدم بشقابا رو كجا گذاشته. از مادرت پرسيدم . . . از مادرت پرسيدم بشقابها را كجا گذاشته. | ||
| S W | شنيدم كه گفتين . . . . شنيدم كه گفتين شرايط كارتون خيلی سخت شده. شنيدم كه گفتهايد . . . . شنيدم كه گفتيد شرايط كارتان خيلی سخت شده. |
Direct Reporting/Quoting
گزارش مستقيم/ نقلقول
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | مريم گفت: «. . . .» مريم گفت: «هفته ديگه میرم همدان.» مريم گفت: «. . . .» مريم گفت: «هفتهی ديگر میروم همدان. / به همدان میروم.» | ||
| S W | . . . پرسيد: «. . . ؟» معلم پرسيد: «تكليفاتو انجام دادی؟» . . . پرسيد: «. . . ؟» معلم پرسيد: «تكليفهايت را انجام دادهای؟» | ||
| S W | . . . میگه: «. . . .» سعدی میگه: «خفته خبر ندارد، سر بر کنار جانان.» . . . میگوید: «. . . .» سعدی میگويد: «خفته خبر ندارد، سر بر کنار جانان.» | ||
| S W | . . . فرموده: «. . . .» حافظ فرموده: «خيال و کوشش پروانه بين و خندان باش.» . . . فرموده: «. . . .» حافظ فرموده: «خيال و کوشش پروانه بين و خندان باش.» | ||
| S W | شنيدم كه گفتين: «. . . .» شنيدم كه گفتين: «شرايط كارمون خيلی سخت شده.» شنيدهام كه گفتهايد: «. . . .» شنيدهام كه گفتهايد: «شرايط كارمان خيلی سخت شده.» | ||
| S W | . . . از. . . پرسيد: «. . . ؟» مادرم ازم پرسيد: «ظرفا رو تو شستی؟» . . . از. . . پرسيد: «. . . ؟» مادرم از من پرسيد: «ظرفها را تو شستی؟» | ||
| S W | از شما نقل شده که گفتين: « . . . .» از شما نقل شده که گفتين: «بازيگری رو دوست ندارم.» از شما نقل شده که گفتهايد: « . . . .» از شما نقل شده که گفتهايد: «بازيگری را دوست ندارم.» | ||
| S W | بذار از . . . نقل کنم که میگه: «. . . .» بذار از شاملو نقل کنم که میگه: «تو را آن به که چشم فروپوشيده باشی.» بگذار از . . . نقل کنم که میگوید: «. . . .» بگذار از شاملو نقل کنم که میگويد: «تو را آن به که چشم فروپوشيده باشی.» |
General Reports
گزارشهای عمومی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | شنيدم كه . . . . شنيدم كه سينما يه فيلم خوب گذاشته. شنيدهام كه . . . . شنيدهام كه سينما يک فيلم خوب گذاشته. | ||
| S W | میگن . . . . میگن قيمت سهام شرکت بالا رفته. میگويند . . . . میگويند قيمت سهام شرکت بالا رفته است. | ||
| S W | همه میگن . . . . همه میگن آدم قابل اعتمادی نيست. همه میگویند . . . . همه میگویند آدم قابل اعتمادی نيست. | ||
| S W | شايعه شده كه . . . . شايعه شده كه شركت در حال ورشكستگيه. شايعه شده كه . . . . شايعه شده كه شركت در حال ورشكستگی است. | ||
| S W | شايعهست که . . . . شايعهست که رئيس جمهور میخواد استعفا بده. شايعه است که . . . . شايعه است که رئيس جمهور میخواهد استعفا بدهد. | ||
| S W | راست يا دروغش رو نمیدونم ولی میگن . . . . راست يا دروغش رو نمیدونم ولی میگن پنجاه نفر كشته شدن. راست يا دروغش را نمیدانم ولی میگويند . . . . راست يا دروغش را نمیدانم ولی میگويند پنجاه نفر كشته شدهاند. | ||
| S W | گفته میشه که . . . . گفته میشه که شما حاضر به مذاکره نشدين. درسته؟ گفته میشود که . . . . گفته میشود که شما حاضر به مذاکره نشديد. درست است؟ | ||
| S W | انگار گفته بودين كه . . . . آقای رئيس، انگار گفته بودين كه زير بار مسئوليت جديد نمیرين. درسته؟ انگار گفته بوديد كه . . . . آقای رئيس، انگار گفته بوديد كه زير بار مسئوليت جديد نمیرويد. درست است؟ | ||
| S W | شنيده شده که . . . شنيده شده که اونجا زلزله اومده. شنيده شده که شرکت داره ورشکست میشه. آره؟ شنيده شده که . . . شنيده شده که آنجا زلزله آمده. شنيده شده که شرکت دارد ورشکست میشود. بله؟ | ||
| S W | بعضيا میگن که . . . بعضيا میگن که تو این زلزله خیلیا از بین رفتن. بعضيا میگن که شرکت داره ورشکست میشه. درسته؟ بعضیها میگويند که . . . بعضیها میگویند که در این زلزله خیلیها از بین رفتهاند. بعضيا میگویند که شرکت دارد ورشکست میشود. درست است؟ | ||
| S W | بين مردم اينطور شايعه شده که . . . بين مردم اينطور شايعه شده که اونجا زلزله اومده. بين مردم اينطور شايعه شده که شرکت در حال ورشکستگیه. بين مردم اينطور شايعه شده که . . . بين مردم اينطور شايعه شده که آنجا زلزله آمده. بين مردم اينطور شايعه شده که شرکت در حال ورشکستگی است. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 6: Independence Day
Expressions and Proverbs
یک کلاغ، چهل کلاغ کردن: نقلقولها و شنیدهها را بزرگ کردن و شایعه ساختن.
آتش بیار معرکه شدن: کسی که با نقلقول های بیجا، باعث ایجاد دعوا میشود.
میان دو کس جنگ چون آتش است، سخن چین بدبخت هیزمکش است: در دعوای بین دو نفر، کسی که حرفهای طرفین را نقلقول و سخنچینی میکند، مانند کسی است که آتش را با هیزم شدت میدهد.