52 Qualifyingصلاحیت یا کیفیت چیزی یا کسی را وصف کردن
Conversations and Excercises
دو دوست (مرد) در رستوران در حال صحبت کردن هستند.
Preparation: Drag and Drop
1) پیشنهادم رو قبول کردی.
2) تا حالا.
3) امتحان کنی.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
جوجه کباب.
کنجه.
کباب برگ.
Question2
مثل لاستیک است.
واقعاً عالیه.
چیزای بهتری دارن.
دوست۱: من واقعاً این رستوران رو دوست دارم. ممنون که پیشنهادم رو قبول کردی.
دوست۲: خواهش میکنم. من تا حالا اینجا نیومده بودم. چی بهتره سفارش بدم؟
دوست۱: به نظر من استکیش واقعاً عالیه. میتونی امتحان کنی؟
دوست۲: من خیلی استیک دوست ندارم. کباباش چهطور؟ خوبه؟
دوست۱: از من بپرسی میگم کباب برگش معرکهست.
دوست۲: چه خوب! همونو سفارش میدم.
Examples
Qualifying
صلاحيت یا چيزی یا کسی را وصف کردن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | به نظر من . . . . به نظر من کتاب جالبيه. به نظر من . . . . به نظر من کتاب جالبی است. | ||
| S W | از نظر من . . . . از نظر من شهر خوبی بود. از نظر من . . . . از نظر من شهر خوبی بود. | ||
| S W | به عقيدهی من . . . . به عقيدهی من هتل راحتيه. به عقيدهی من . . . . به عقيدهی من هتل راحتی است. | ||
| S W | از ديد من . . . . از ديد من سخنرانیِ باارزشی بود. از ديد من . . . . از ديد من سخنرانیِ باارزشی بود. | ||
| S W | برای من . . . . برای من سخنرانیِ مفيدی بود. برای من . . . . برای من سخنرانیِ مفيدی بود. | ||
| S W | اينطوری كه ديدم . . . . اينطوری كه ديدم خيلی نمايشگاه جالبی بود. اينطوری كه ديدم . . . . اينطوری كه ديدم خيلی نمايشگاه جالبی بود. | ||
| S W | من فکر میکنم . . . . من فکر میکنم اين فيلم ويژگی خوب زياد داره. من فکر میکنم . . . . من فکر میکنم اين فيلم ويژگی خوب زياد دارد. | ||
| S W | از من بپرسی میگم . . . . از من بپرسی میگم اين کتاب از اون دسته کتاباست که تو خيلی دوست داری. از من بپرسی میگویم . . . . از من بپرسی میگويم اين کتاب از آن دسته کتابهاست که تو خيلی دوست داری. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 7: Match Point
Expressions and Proverbs
صلاحیت چیزی یا کسی را تأیید کردن: شایستگی آنرا اثبات کردن.
صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
آب از سرچشمه گلآلود است: شخصی که بیتدبیر و بیکفایت و بیصلاحیت است و در عین حال در رأس امور قرار دارد.
* واژهها
صلاحیت: شایستگی
خسروان: پادشاهان