67 Purpose/Reasons/Plansاهداف/دلايل/برنامهریزیها
Conversations and Excercises
دو دوست در کافیشاپ در حال صحبت هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) تصمیم گرفتیم.
2) درس میخونه.
3) چی تو کلهتونه؟
4) راحت نیست.
5) ببینیم چی میشه.
6) ازین خطرها نمیکنم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
زادگاهش.
ایتالیا.
رستوران.
Question2
برای تفریح.
برای دیدن خانواده.
برای تعطیلات.
دوست۱: پریسا، تصمیم گرفتیم با آرش بریم ایتالیا.
دوست۲: جدی میگی؟ میخواید اونجا چکار کنید؟
دوست۱: آرش درس میخونه. منم برنامهم اینه که برای مدتی نقاشی کنم و بعد شروع به کار کنم.
دوست۲: چی تو کلهتونه؟ اونجا پول درآوردن راحت نیست.
دوست۱:بابای آرش گفته هزینهی یک سال زندگیمون رو میده. فعلاً به بقیهاش فکر نمیکنم. بریم ببینیم چی میشه.
دوست۲: امیدوارم همه چی خوب پیش بره، من که هرگز از این خطرها نمیکنم.
دختر جوانی در مهمانی خانهی داییاش سر صحبت را با داییاش باز میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) انشالله.
2) میفهمین.
3) بزرگش کنم.
4) مطمئن باش.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
آسان بودنش.
کمک به همنوعانش.
چون مادر دختر دوست دارد او پزشک شود.
Question2
سال دهم را دوباره بخواند.
تغییر رشته بدهد.
به هیچ عنوان نمیتواند.
دختر: دایی جان تصمیم گرفتم پزشکی بخونم.
مرد: راست میگی؟ تو که ریاضی میخونی. میخوای رشتهت رو کاملاً عوض کنی؟
دختر: بله، البته باید خیلی تلاش کنم.
مرد: خب، چهطور شد که این تصمیم رو گرفتی؟
دختر: انشاالله بعداً میفهمین. هنوز خبری نیست. نمیخوام بزرگش کنم.
مرد: آها، من میدونم. واسه اینه که مامانت خیلی دوست داره تو پزشک شی. دایی جان، به نظرم بیشتر دربارهش فکر کن و اول مطمئن باش این همون چیزی هست که خودت هم میخوای.
Examples
Asking about Purpose/Reasons/Plans
پرسش درباره اهداف/دلايل/برنامهها/نقشهها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چرا . . . ؟ چرا میخوای بری انگليس؟ چرا . . . ؟ چرا میخواهی به انگلیس بروی؟ | ||
| S W | برای چی . . . ؟ برای چی میخوای بری استراليا؟ برای چه . . . ؟ برای چه میخواهی به استرالیا بروی؟ | ||
| S W | واسهی چی . . . ؟ واسهی چی اینکارو میکنی؟ واسهی چی منو دوست نداری؟ واسهی چی/ برای چه . . . ؟ واسهی چی/ برای چه اینکار را میکنی؟ واسهی چی/ برای چه من را دوست نداری؟ | ||
| S W | دليلِت برای . . . چيه؟ دليلِت برای انتخاب رشته ادبيات فارسی چيه؟ دليلَت برای . . . چيست؟ دليلَت برای انتخاب رشته ادبيات فارسی چيست؟ | ||
| S W | مقصودِت از اين حرف چيه؟ مقصودَت از اين حرف چيست؟ | ||
| S W | چهطور شد كه/چیشد که . . . ؟ چهطور شد كه پزشكی خوندی؟ چهطور شد كه/چهشد که . . . ؟ چهطور شد كه پزشكی خواندی؟ | ||
| S W | هدفتون از . . . چيه؟ هدفتون از جمعآوری كمكای نقدی چيه؟ هدفتان از . . . چيست؟ هدفتان از جمعآوری كمکهای نقدی چيست؟ | ||
| S W | دليلت چی بود که . . . دليلت چی بود که این رشته رو انتخاب کردی؟ دليلت چی بود که منو انتخاب کردی؟ دليلت چه بود که . . . دليلت چه بود که این رشته را انتخاب کردی؟ دليلت چه بود که من را انتخاب کردی؟ | ||
| S W | از اين کارت منظور خاصی داری؟ از اين کارت منظور خاصی داری؟ | ||
| S W | قصد داری چهكار كنی؟ قصد داری چهكار كنی؟ | ||
| S W | میخوای چهكار كنی؟ میخواهی چهكار كنی؟ | ||
| S W | برنامهای برای . . . داری؟ برنامهای برای تعطيلی تابستون داری؟ برنامهای برای . . . داری؟ برنامهای برای تعطيلی تابستان داری؟ | ||
| S W | . . . میخوای چهكار كنی؟ جمعَه رو میخوای چهكار كنی؟ . . . میخواهی چهكار كنی؟ جمعِه را میخواهی چهكار كنی؟ | ||
| S W | برنامهت برای . . . چيه؟ برنامهت برای فردا شب چيه؟ برنامهات برای . . . چيست؟ برنامهات برای فردا شب چيست؟ | ||
| S W | چی تو مغزِت میگذره؟ چه در مغزَت میگذرد؟ | ||
| S W | چی تو کلهته؟ چه در کلهات است؟ |
Stating Purpose/Reasons/Plans
بيان اهداف/دلايل/برنامهها/نقشهها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | میخوام . . . چون . . . . میخوام برم انگليس چون تمام خانوادهم اونجا هستن. میخواهم . . . چون . . . . میخواهم به انگلیس بروم چون تمام خانوادهام آنجا هستند. | ||
| S W | چونكه . . .، میخوام . . . . چونكه ادبيات خيلی دوست دارم، میخوام رشته ادبيات بخونم. چونكه . . .، میخواهم . . . . چونكه ادبيات خيلی دوست دارم، میخواهم رشتهی ادبيات بخوانم. | ||
| S W | قصد دارم . . . . قصد دارم حتماً تا آخر اين ماه به سودابه سر بزنم. قصد دارم . . . . قصد دارم حتماً تا آخر اين ماه به سودابه سر بزنم. | ||
| S W | میخوام . . . . میخوام از اين شهر برم. میخواهم . . . . میخواهم از اين شهر بروم. | ||
| S W | میخواستم . . . . میخواستم كمی آرامش داشته باشم. میخواستم . . . . میخواستم كمی آرامش داشته باشم. | ||
| S W | نمیخواستم . . . . نمیخواستم بهش آسيبی برسه. نمیخواستم . . . . نمیخواستم به او آسيبی برسد. | ||
| S W | تصميم گرفتم . . . . تصميم گرفتم باهاش ازدواج كنم. تصميم گرفتم . . . . تصميم گرفتم با او ازدواج كنم. | ||
| S W | تو اين فكرم كه . . . . تو اين فكرم كه شغلمو عوض كنم. در اين فكر هستم كه . . . . در اين فكر هستم كه شغلم را عوض كنم. | ||
| S W | بهخاطر اين . . . كه . . . . بهخاطر اين باهات تماس گرفتم كه برنامه فردا رو ازت بپرسم. بهخاطر اين . . . كه . . . . بهخاطر اين با تو تماس گرفتم كه برنامهی فردا را از تو بپرسم. | ||
| S W | آخه میدونی، میخواستم . . . آخه میدونی، میخواستم برنامهتو بدونم. آخه میدونی، میخواستم برم استخر. آخر میدانی، میخواستم . . . آخر میدانی، میخواستم برنامهات را بدانم. آخر میدانی، میخواستم بروم استخر./ به استخر بروم. | ||
| S W | قصد دارم . . . قصد دارم برم مسافرت. قصد دارم . . . قصد دارم به مسافرت بروم. | ||
| S W | اگه جور بشه میخوام . . . اگه جور بشه میخوام آخر هفته برم مسافرت. اگه جور بشه میخوام خونه بخرم. اگر جور بشود میخواهم . . . اگر جور بشود میخواهم آخر هفته بروم به مسافرت./ به مسافرت بروم. اگر جور بشود میخواهم خانه بخرم. | ||
| S W | برنامه ريختم که . . . برنامه ريختم که برم خونه مادربزرگم. برنامه ريختم که برم کلاس بدنسازی. برنامه ريختهام که . . . برنامه ريختهام که بروم به خانه مادربزرگم./ به خانهی مادربزرگم بروم. برنامه ريختهام که بروم به کلاس بدنسازی./ به کلاس بدنسازی بروم. | ||
| S W | تو نظرم هست که . . . تو نظرم هست که یه شغل جدید پیدا کنم. تو نظرم هست که امسال یه دونه پیراهن برای خودم بخرم. در نظرم هست که . . . در نظرم هست که یک شغل جدید پیدا کنم. در نظرم هست که امسال یک عدد پیراهن برای خودم بخرم. | ||
| S W | اميدوارم . . . . اميدوارم دانشگاه قبول بشم. اميدوارم . . . . اميدوارم دانشگاه قبول بشوم. | ||
| S W | . . . كه بگم . . . . اينو گفتم كه بگم چقدر خستهام. . . . كه بگویم . . . . اين را گفتم كه بگویم چقدر خستهام. | ||
| S W | قصد داشتم . . . . قصد داشتم کمکش کنم. قصد داشتم . . . . قصد داشتم کمکش کنم. | ||
| S W | برنامهم اينه که . . . . برنامهم اينه که يه شرکت تجاری بزنم. برنامهام اين است که . . . . برنامهام اين است که يک شرکت تجاری بزنم. | ||
| S W | هدفم از . . .، . . .يه. هدفم از جمع کردن پول کمک به زلزلهزدهها و يه کار خيره. هدفم از . . .، . . .است. هدفم از جمع کردن پول کمک به زلزلهزدهها و يک کار خير است. |
Hiding Purpose/Reasons/Plans
پنهان كردن اهداف/دلايل/برنامهها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چيز خاصی تو ذهنم نيست. چيز خاصی در ذهنم نيست. | ||
| S W | دليل خاصی نداشت. دليل خاصی نداشت. | ||
| S W | چيز خاصی نبود. چيز خاصی نبود. | ||
| S W | دوست ندارم در موردِش حرف بزنم. دوست ندارم در موردَش حرف بزنم. | ||
| S W | هرگز نمیگم. هرگز نمیگویم. | ||
| S W | قصد ندارم دليلشو بگم. قصد ندارم دليلش را بگويم. | ||
| S W | انشالله بعداً میفهمی. انشاالله بعداً میفهمی. | ||
| S W | اين يه رازه. اين يک راز است. | ||
| S W | چراشو بعداً میفهمی! چرايش را بعداً میفهمی! | ||
| S W | عمراً اگه (بهت) بگم ! عمراً اگر (به تو) بگويم! | ||
| S W | صلاح نيست الان بدونی. صلاح نيست الان بدانی. | ||
| S W | بعداً میگم. بعداً میگویم. | ||
| S W | (حالا) بیخيال! (حالا) بیخيال! | ||
| S W | نپرس. نپرس. | ||
| S W | چه قدر پلاچی! چه قدر پلاچی! | ||
| S W | بهتره الان ندونی! بهتر است الان ندانی! | ||
| S W | فعلاً در حد يه حرفه. فعلاً در حد يک حرف است. | ||
| S W | هنوز خبری نيست. هنوز خبری نيست. | ||
| S W | خلاف به عرض رسوندن. خلاف به عرض رساندهاند. | ||
| S W | فعلاً بهش فکر نمیکنم. فعلاً به آن فکر نمیکنم. | ||
| S W | حالا کو تا اون موقع؟ حالا کو تا آن موقع؟ | ||
| S W | همينجوری!! همينجوری!! | ||
| S W | حالا تا ببينم! حالا تا ببينم! | ||
| S W | فعلاً معلوم نيست. فعلاً معلوم نيست. | ||
| S W | به تو چه ربطی داره آخه؟ به تو چه ربطی دارد آخر؟ | ||
| S W | مگه فضولی؟ مگر فضولی؟ | ||
| S W | فرض کنيم نخوام بگم. فرض کنيم نخواهم بگویم. | ||
| S W | شايد نخوام کسی بدونه. شايد نخواهم کسی بداند. | ||
| S W | برنامهای ندارم. برنامهای ندارم. | ||
| S W | قصد خاصی ندارم. قصد خاصی ندارم. | ||
| S W | دليلی نداشت. دليلی نداشت. | ||
| S W | فضول رو بردن جهنم گفت هيزمش تره. فضول را بردند جهنم گفت هيزمش تر است. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 8، Batman
Expressions and Proverbs
هدف وسیله را توجیه نمیکند: برای رسیدن به هدف، نباید متوسل به هرکاری شویم.
شانس فقط یک بار در خونه آدم رو میزنه: از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را بکن، چون ممکن است دوباره تکرار نشود.
وقت طلاست: زمان را از دست نده، چون ارزش زمان به اندازه طلاست.
یک سال بخور نون و تره، یک عمر بخور نون و کره: اگر برای رسیدن به هدفت مدتی با سختی زندگی کنی در آینده زندگی بهتری خواهی داشت و جبران تمام سختیها خواهد بود.