73 Possibility/Probabilityامكان/ احتمال
Conversations and Excercises
مردی به یک دفتر تبلیغاتی که قرار است کارتهای ویزیتش را طراحی کند آمده و با منشی شرکت صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) زودتر از موعد.
2) مجبور میشم.
3) به هر حال.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
این شرکت انتظارش را برآورده نمیکند.
این شرکت هزینه بالایی میگیرد.
این شرکت نمیتواند کار را زودتر تحویل دهد.
Question2
خانم بهادری از او شکایت میکند.
جریمه میشود.
شرکت با او تماس میگیرد.
منشی: در خدمتتون هستم آقای اژدری.
مرد: من اومدم که خواهش کنم اگه میشه کارتهای ویزیت من رو زودتر از موعد برام آماده کنید.
منشی: آقای اژدری ممکن نیست زودتر از بیست و پنجم آمادهشون کرد. ما خیلی سرمون شلوغه. متاسفم!
مرد: هیچ براتون امکان نداره که تا بیستم آمادهشون کنید؟
منشی: نه متأسفانه.
مرد: پس من مجبور میشم کار رو به یه شرکت دیگه بدم.
منشی: میتونید، ولی طبق قرارداد جریمه میشید. به هر حال امکان داره فردا خانم بهادری شرکت باشن. چهطوره فردا تشریف بیارید با ایشون صحبت کنید؟
مرد: شاید فردا برم مشهد. اما توی راه میتونم زنگ بزنم. به هر حال ممنون!
گزارشگر رادیو با معاون شهردار مصاحبه میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) مطرح کنم.
2) بهرهبرداری.
3) از دست ما خارج باشه.
4) بعید میدونم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
سوالات کمتر پرداخته شده.
سوالات چالش برانگیز.
سوالات روتین.
Question2
اضافه کردن ایستگاه مترو.
ساخت یک شهرک جدید.
ساخت پلهای دو طبقه.
گزارشگر: من امروز سوالاتی رو میخوام مطرح کنم که پرسش بیشتر همشهریهامون هست.
معاون شهردار: من در خدمتم.
گزارشگر: جناب آقای سلطانی، چقدر احتمال داره ایستگاه راه آهن شهر تا قبل از زمستون آمادهی بهرهبرداری بشه؟
معاون شهردار: نود و نه درصد امکانش هست، البته اون یک درصد هم برای اتفاقاتی در نظر گرفتم که ممکنه از دست ما خارج باشه.
گزارشگر: بله، این خیلی خبر خوبیه. ببینم، این احتمال اتمام، برای پروژهی پلهای دو طبقه در سطح شهر هم وجود داره؟
معاون شهردار: بعید میدونم. اون پروژهی بعدی شهرداریه.
Examples
Asking about Possibility/Probability
پرسش در مورد امكان و احتمال
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | میشه . . . ؟ از اينجا میشه كوه دماوندو ديد؟ میشود . . . ؟ از اينجا میشود كوه دماوند را ديد؟ | ||
| S W | امكان داره . . . ؟ امكان داره بتونيم همهی اين بستهها رو امروز تحويل مشتريا بديم؟ امكان دارد . . . ؟ امكان دارد بتوانيم همهی اين بستهها را امروز تحويل مشتریها بدهيم؟ | ||
| S W | چهطور ممكنه . . . ؟ چهطور ممكنه چهار روز بعد از زلزله كسی زير آوار زنده مونده باشه؟ چهطور ممكن است . . . ؟ چهطور ممكن است چهار روز بعد از زلزله كسی زير آوار زنده مانده باشد؟ | ||
| S W | مگه میشه . . . ؟ مگه میشه اینکارو انجام داد؟ مگه میشه زنده مونده باشه؟ مگر میشود . . . ؟ مگر میشود اینکار را انجام داد؟ مگر میشود زنده مانده باشد؟ | ||
| S W | شانسی هم برای . . . داريم؟ شانسی هم برای بردن بازی فوتبال هفته آينده داريم؟ شانسی هم برای . . . داريم؟ شانسی هم برای بردن بازی فوتبال هفته آينده داريم؟ | ||
| S W | چهقدر احتمال داره كه . . . ؟ چهقدر احتمال داره كه امسال زلزله بياد؟ چهقدر احتمال دارد كه . . . ؟ چهقدر احتمال دارد كه امسال زلزله بيايد؟ | ||
| S W | چی ممكنه . . . ؟ چی ممكنه براش پيش بياد؟ چی ممكن است . . . ؟ چه ممكن است برايش پيش بيايد؟ | ||
| S W | ممكنه . . . ؟ ممكنه فردا بارون بياد؟ ممكن است . . . ؟ ممكن است فردا باران بيايد؟ | ||
| S W | جای اميدی هست که . . . ؟ جای اميدی هست که زنده بمونه؟ جای اميدی هست که من برم دانشگاه؟ جای اميدی هست که . . . ؟ جای اميدی هست که زنده بماند؟ جای اميدی هست که من بروم به دانشگاه؟ | ||
| S W | احتمال میدی . . .؟ احتمال میدی زنده بمونه؟ احتمال میدی که این ماه حقوقم زیاد بشه؟ احتمال میدهی . . .؟ احتمال میدهی زنده بماند؟ احتمال میدهی که این ماه حقوقم زیاد بشود؟ | ||
| S W | احتمال . . . چقدره؟ احتمال برد ما تو اين بازی چقدره؟ احتمال . . . چقدر است؟ احتمال برد ما در اين بازی چقدر است؟ |
Stating Possibility
بيان امكان و احتمال
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | ممکنه . . . . ممکنه فردا هوا بارونی باشه. ممکن است . . . . ممکن است فردا هوا بارانی باشد. | ||
| S W | شايد . . . . شايد فردا برم سفر. شايد . . . . شايد فردا بروم سفر./ به سفر بروم. | ||
| S W | احتمال زيادی وجود داره كه . . . . احتمال زيادی وجود داره كه به موقع برسه اينجا. احتمال زيادی وجود دارد كه . . . . احتمال زيادی وجود دارد كه به موقع برسد اينجا. | ||
| S W | احتمالش . . . است. احتمالش پنجاه پنجاه است. احتمالش . . . است. احتمالش پنجاه پنجاه است. | ||
| S W | . . . درصد احتمال . . . وجود داره. نود درصد احتمال بارندگی وجود داره. . . . درصد احتمال . . . وجود دارد. نود درصد احتمال بارندگی وجود دارد. | ||
| S W | احتمالش زياده كه . . . . احتمالش زياده كه هفته ديگه برم سفر. احتمالش زياد است كه . . . . احتمالش زياد است كه هفتهی ديگر بروم سفر./ به سفر بروم. | ||
| S W | میتونست باشه. میتوانست باشد. | ||
| S W | امکان داره . . . . امکان داره فردا خونه نباشم. امکان دارد . . . . امکان دارد فردا خانه نباشم. |
Stating Impossibility
بيان عدم امكان و احتمال
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | غير ممكنه. غير ممكن است. | ||
| S W | به هيچ وجه! به هيچ وجه! | ||
| S W | اصلاً امكان نداره (كه . . .) . اصلاً امكان نداره كه اينجا بمونم. اصلاً امكان ندارد (كه . . .) . اصلاً امكان ندارد كه اينجا بمانم. | ||
| S W | ممکن نيست . . . . ممکن نيست کسی زير آوار زنده مونده باشه. ممکن نيست . . . . ممکن نيست کسی زير آوار زنده مانده باشد. | ||
| S W | هيچ احتمالی وجود نداره كه . . . . هيچ احتمالی وجود نداره كه او هنوز باشدش. هيچ احتمالی وجود ندارد كه . . . . هيچ احتمالی وجود ندارد كه او هنوز باشد. | ||
| S W | محال ممکنه! محال ممکن است! | ||
| S W | بعيد میدونم. بعيد میدانم. | ||
| S W | شانسی برای . . . نداريم. شانسی برای بردن نداريم. شانسی برای . . . نداريم. شانسی برای بردن نداريم. | ||
| S W | محاله . . . . محاله بتونيم ببريم. محال است . . . . محال است بتوانيم ببريم. | ||
| S W | به هيچ وجه احتمال . . . نيست. به هيچ وجه احتمال بارندگی نيست. به هيچ وجه احتمال . . . نيست. به هيچ وجه احتمال بارندگی نيست. | ||
| S W | فکر نمیکنم . . . . فکر نمیکنم فردا بارون بياد. فکر نمیکنم . . . . فکر نمیکنم فردا باران بياید. | ||
| S W | خيلی بعيده. خيلی بعيد است. | ||
| S W | بعيد میدونم . . . . بعيد میدونم بشه اينكارو كرد. بعيد میدانم . . . . بعيد میدانم بشود اينکار را كرد. | ||
| S W | هيچ راهی نداره. هيچ راهی ندارد. | ||
| S W | (شرمنده،) اصلاً امکانش نيست که . . . . شرمنده، اصلاً امکانش نيست که الآن آقای رئيسو ببينين. (شرمنده،) اصلاً امکانش نيست که . . . . شرمنده، اصلاً امکانش نيست که الآن آقای رئيس را ببينيد. | ||
| S W | عمراً . . . . عمراً نمیتونه پيداش کنه! عمراً . . . . عمراً نمیتواند پيدايش کند! |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 9, Hollywood Ending
Expressions and Proverbs
احتمال قریب به یقین: احتمالی که نزدیک به یقین و امکانپذیر باشد.
چشمم آب نمیخوره: امکان انجام شدن اینکار از نظر من وجود ندارد.
سنگ مفت، گنجشک هم مفت.