34 Permissionاجازه
ZirNevis | Episode 34
TranscriptConversations and Excercises
ساحل چند مهمان در خانه دارد.

Preparation: Drag and Drop
1) اشکالی نداره؟
2) اگه سیگار نکشید بهتره.
3) اشکالی نداره.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
بالکن
سیگار نمیکشد.
اتاق مهمان یا بالکن
Question2
تعارف نمیکنم.
مطمئنید؟
مهمان: اشکالی نداره اینجا سیگار کشید؟
ساحل: ببخشید، چون عسل هنوز کوچیکه اگه سیگار نکشید بهتره.
مهمان: آها، حتماً. اینجا بالکن ندارید؟
ساحل: نه متاسفأنه. ولی تو اتاق مهمان میتونید سیگار بکشید.
مهمان: شما مطمئنید؟ تعارف نکنید!
ساحل: نه، تعارف نمیکنم. اصلاً اشکالی نداره.
دو غریبه در قطار کنار یکدیگر نشستهاند.

Preparation: Drag and Drop
1) از نظر شما
2) حتماً
3) اگه میشه
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
باز کردن پنجره.
سیگار کشیدن.
وارد واگن شدن.
Question2
پیدا کردن وسایلش.
فهمیدن ساعت.
پیدا کردن صندلیاش.
مرد:از نظر شما مشکلی نداره اگه پنجره رو باز کنم؟
زن: نه، اشکالی نداره! ولی اگه میشه شما این طرف، کنار پنجره بشینید.
مرد: حتماً، برای من بهتره. اجازه بدید من ساکتون رو براتون جابهجا کنم.
زن: البته! ممنون میشم.
Examples
Asking for Permission
اجازه گرفتن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | میتونم . . . ؟ میتونم پنجره رو ببندم؟ میتوانم . . . ؟ میتوانم پنجره را ببندم؟ | ||
| S W | میشه . . . ؟ میشه از خودکارت استفاده کنم؟ میشود . . . ؟ میشود از خودکارت استفاده کنم؟ | ||
| S W | اجازه هست . . . ؟ اجازه هست درو ببندم؟ اجازه هست . . . ؟ اجازه هست در را ببندم؟ | ||
| S W | اگر . . . اشكالی نداره؟ اگر سيگار بكشم اشكالی نداره؟ اگر . . . اشكالی ندارد؟ اگر سيگار بكشم اشكالی ندارد؟ | ||
| S W | اگه . . . مشكلی نداره؟ اگه سيگار بكشم مشكلی نداره؟ اگر . . . مشكلی ندارد؟ اگر سيگار بكشم مشكلی ندارد؟ | ||
| S W | اشكالی نداره . . . ؟ اشكالی نداره از كامپيوتر شما استفاده كنم؟ اشكالی ندارد . . . ؟ اشكالی ندارد از كامپيوتر شما استفاده كنم؟ | ||
| S W | از نظر شما مشكلی نداره اگه . . . ؟ از نظر شما مشكلی نداره اگه سيگار بكشم؟ از نظر شما مشكلی ندارد اگر . . . ؟ از نظر شما مشکلی ندارد اگر سیگار بکشم؟ | ||
| S W | اجازه هست . . .؟ اجازه هست کتابتونو بردارم؟ اجازه هست . . .؟ اجازه هست کتابتان را بردارم؟ | ||
| S W | اجازه میدين . . . ؟ اجازه میدين کتابهاتونو ببينم؟ اجازه میدهید . . . ؟ اجازه میدهید کتابهایتان را ببینم؟ | ||
| S W | میخواستم اگه اجازه بدين . . . میخواستم اگه اجازه بدين کتابهاتونو ببينم. میخواستم اگر اجازه بدهید . . . میخواستم اگر اجازه بدهيد کتابهايتان را ببينم. | ||
| S W | اجازه دارم . . .؟ اجازه دارم چند لحظه برم بيرون؟ اجازه دارم . . .؟ اجازه دارم چند لحظه بروم بيرون؟ | ||
| S W | ممکنه . . .؟ ممکنه پنجره رو ببندم؟ ممکن است . . .؟ ممکن است پنجره را ببندم؟ |
Giving Permission
اجازه دادن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | حتماً/ بله، بفرمايين. حتماً/ بله، بفرماييد. | ||
| S W | خواهش میکنم. خواهش میکنم. | ||
| S W | باشه، اشكالی نداره. باشد، اشكالی ندارد. | ||
| S W | باشه! باشد! | ||
| S W | البته! البته! | ||
| S W | نه، چه اشکالی داره؟ نه، چه اشکالی دارد؟ | ||
| S W | هيچ مسئلهای نيست. هيچ مسئلهای نيست. | ||
| S W | من مانعی نمیبينم. من مانعی نمیبينم. | ||
| S W | از نظر من بلامانع ست. از نظر من بلامانع ست. | ||
| S W | من حرفی ندارم. من حرفی ندارم. | ||
| S W | خوبه! (يعنی من هم موافقم) خوب است! (يعنی من هم موافقم) | ||
| S W | نه، اشکالی نداره! نه، اشکالی ندارد! | ||
| S W | چرا كه نه؟! چرا كه نه؟! | ||
| S W | اجازهی من هم دست شماست. اجازهی من هم دست شماست. | ||
| S W | شما صاحب اختيارين. شما صاحب اختياريد. | ||
| S W | اختيار دارين. اختيار داريد. | ||
| S W | هر جور دوست داری. هر جور دوست داری. | ||
| S W | هر جور راحتی. هر جور راحتی. |
Refusing Permission
اجازه ندادن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | نه، نمیشه. نه، نمیشود. | ||
| S W | نه، لطفاً. نه، لطفاً. | ||
| S W | نه، اجازه نداری. نه، اجازه نداری. | ||
| S W | نخير، ابداً ممكن نيست. نخير، ابداً ممكن نيست. | ||
| S W | بله، اشكال داره. بله، اشكال دارد. | ||
| S W | بله، مشكل داره. بله، مشكل دارد. | ||
| S W | بهت اجازه نمیدم . . . . بهت اجازه نمیدم امروز بری سينما. به تو اجازه نمیدهم . . . . به تو اجازه نمیدم امروز بری سينما. | ||
| S W | (تو) حق نداری . . . . (تو) حق نداری از وسائل من استفاده کنی. (تو) حق نداری . . . . (تو) حق نداری از وسائل من استفاده کنی. | ||
| S W | ابداً اجازه نمیدم. ابداً اجازه نمیدهم. | ||
| S W | محاله! محال است! | ||
| S W | غير ممکنه. غير ممکن است. | ||
| S W | فکر نمیکنم امکان داشته باشه. فکر نمیکنم امکان داشته باشد. | ||
| S W | متأسفم، ولی فعلاً مقدور نيست. متأسفم، ولی فعلاً مقدور نيست. | ||
| S W | به هيچ وجه. به هيچ وجه. | ||
| S W | فکرشم نکن. فکرش را هم نکن. | ||
| S W | اگه اين کارو نکنين بهتره. اگر اين کار را نکنيد بهتراست. | ||
| S W | من ترجيح میدم شما اين کارو نکنين. من ترجيح میدهم شما اين کار را نکنيد. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Preparation: Drag and Drop
1) با اجازهتون
2) اختیار دارین
Question1
فعلاً خبری نیست.
Expressions and Proverbs
اجازهی ما هم دست شماست.
بدون اجازه من آب هم نمیخوره: اجازه من برایش خیلی مهم است.
اجازه بی اجازه.