42 Orderingدستور دادن
Conversations and Excercises
تعمیرکاری با رانندهی یک ماشین که در حال پارک کردن جلوی مغازهاش است شروع به صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) جابهجا کنید.
2) بله؟
3) الان برمیگردم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
یک ماشین دیگر میخواهد جای او پارک کند.
جلوی در پارکینگ است.
پارک ممنوع است.
Question2
دو کوچه اونورتر
پشت کامیون
کمی اونورتر
تعمیرکار: اگه ممکنه ماشینتونو جابهجا کنید. جلوی مغازهست.
راننده: بله؟
تعمیرکار: میگم ممکنه ماشینتونو جابهجا کنید لطفاً؟
راننده: باشه، فقط یه لحظه، الآن برمیگردم.
تعمیرکار: نه آقا همین الآن. جلوی پله. یهکم اونطرفتر پارک کنید.
رئیس یک شرکت عمرانی از دفترش بیرن میآید و با منشی شروع به صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) تماس گرفتم.
2) با تأخیر.
3) کنسل کن.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
دفترچه تلفن.
پروژهی آخر.
گوشی تلفن.
Question2
همان روز ولی زودتر.
فردای آن روز.
پس فردای آن روز.
رئیس: میتونی نقشههای پروژهی آخرو بیاری؟
منشی: البته، راستی برای جلسهی بعدازظهر با آقای صالحی تماس گرفتم.
رئیس: خب؟
منشی: گفتن حتماً میان ولی با تأخیر.
رئیس: پس لطفاً جلسه رو لغو کن چون من باید زودتر برم.
منشی: بندازمش واسه فردا عصر خوبه؟
رئیس: آره عالیه.
Examples
Ordering
دستور دادن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | . . . [فعل امر]. اون قندون رو به من بده. . . . [فعل امر]. آن قندان را به من بده. | ||
| S W | لطفاً . . . [فعل امر]. لطفاً تلويزيونو روشن کن. لطفاً . . . [فعل امر]. لطفاً تلويزيون را روشن کن. | ||
| S W | ممكنه . . . ؟ ممكنه بلند شی؟ ممكن است . . . ؟ ممكن است لطفاً بلند بشوی؟ | ||
| S W | ممكنه . . . لطفاً. ممكنه بايستی لطفاً؟ ممكن است . . . لطفاً. ممكن است بايستی لطفاً؟ | ||
| S W | اگه ممكنه . . . . اگه ممكنه اون قندونو بده به من. اگر ممكن است . . . . اگر ممكن است آن قندان را بده به من. | ||
| S W | میتونی . . . ؟ میتونی اون قندونو به من بدی؟ میتوانی . . . ؟ میتوانی آن قندان را به من بدهی؟ | ||
| S W | زحمتتون نيست . . . ؟ زحمتتون نيست اون قندونو به من بدين؟ زحمتتان نيست . . . ؟ زحمتتان نيست آن قندان را به من بدهيد؟ | ||
| S W | اشکالی نداره . . . ؟ اشکالی نداره اينجا منتظر بشين؟ اشکالی ندارد . . . ؟ اشکالی ندارد اينجا منتظر بشويد؟ | ||
| S W | جسارتاً . . . . جسارتاً سيگار نكش. جسارتاً . . . . جسارتاً سيگار نكش. | ||
| S W | جسارت نباشه، ممکنه . . . ؟ جسارت نباشه، ممکنه درو ببندين؟ جسارت نباشد، ممکن است . . . ؟ جسارت نباشد، ممکن است در را ببنديد؟ |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 4: Ratatouille
Expressions and Proverbs
گوش به فرمان کسی بودن: انجام دادن دستورات کسی بدون چون و چرا.
اطاعت امر میشه: امر و دستور شما در اسرع وقت انجام میشه.
غلامِ حلقه به گوشِ کسی بودن: دستورات کسی را بی چون و چرا انجام دادن.
* واژهها
غلام: نوکر