59 Interest/Enjoyment/Disinterestعلايق/ خوشیها/ بیعلاقگی
Conversations and Excercises
زن و شوهری در حال صبحانه خوردن با هم شروع به حرف زدن میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) توجه جلب کرده.
2) دستگیری.
3) خوش میگذره.
4) کلافه شدی.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
صبحانه.
طلا فروشی.
حرفهای زن.
Question2
شب کم خوابیده است.
حوصلهاش سر رفته است.
برای کار دیرش شده است.
زن: انگار روزنامه امروز خیلی توجهتو جلب کرده.
مرد: آره، داستان دستگیری دزد طلا فروشی رو میخونم. جالبه.
زن: بهت خوش میگذره وقتی صبحانه میخوری روزنامه میخونی؟
مرد: معلومه که لذت میبرم وگرنه چرا بخونم؟! . . . کلافه شدی من دارم روزنامه میخونم؟
زن: آره، حوصلهم سر رفت.
مرد: باشه عزیزم. راست میگی، با هم صحبت کنیم بهتره.
دو دوست در حال مکالمه تلفنی هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) حسابی.
2) تکونی به خودت بده.
3) مثل قدیما.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
هر روز میدود.
در خانه میماند.
مسافرت میرود.
دوست۱: پس حسابی این روزا ورزش میکنی.
دوست۲: آره دیگه. تو هم یه تکونی به خودت بده. شروع کن به ورزش کردن.
دوست۱: من هفتهی دیگه چند روزمیرم یه تور دوچرخهسواری. فکر کردی من مثل قدیما تنبلم؟!
دوست۲: جداً؟ آفرین! خوش بگذره!
دوست۱: مرسی، تو هم بیا اگه دوچرخه داری.
Examples
Asking about Interest
پرسش در مورد علاقهمندیها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | . . . چهطور بود؟ سفرتون چهطور بود؟ . . . چهطور بود؟ سفرتان چهطور بود؟ | ||
| S W | . . . دوست داری؟ شنا دوست داری؟ . . . دوست داری؟ شنا دوست داری؟ | ||
| S W | از . . . خوشت اومد؟ از اون خوشت اومد؟ از . . . خوشت آمد؟ از او/ آن خوشت آمد؟ | ||
| S W | چيزای مورد علاقهی شما چيه؟ چيزهای مورد علاقهی شما چيست؟ | ||
| S W | . . . جالبه؟ كتابی كه داری میخونی جالبه؟ . . . جالب است؟ كتابی كه داری میخوانی جالب است؟ | ||
| S W | چه چيزِ جالبی داشت؟ چه چيز جالبی داشت؟ | ||
| S W | شما بيشتر به چه چيزايی علاقه دارين؟ شما بيشتر به چه چيزهايی علاقه داريد؟ | ||
| S W | انگار . . . خيلی توجهتو جلب كرده؟ انگار اخبار امروز خيلی توجهتو جلب كرده؟ انگار . . . خيلی توجهات را جلب كرده؟ انگار اخبار امروز خيلی توجهات را جلب كرده؟ |
Expressing Interest
بيان علاقهمندیها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | عاليه! عاليه! | ||
| S W | به . . . (خيلی) علاقه دارم. به موسيقی خيلی علاقه دارم. به . . . (خيلی) علاقه دارم. به موسيقی خيلی علاقه دارم. | ||
| S W | چيزای مورد علاقهی من . . . ته. چيزای مورد علاقهی من نقاشی و ادبياته. چيزهای مورد علاقهی من . . . است. چيزهای مورد علاقهی من نقاشی و ادبيات است. | ||
| S W | من . . . دوست دارم. من نقاشی و ادبيات دوست دارم. من . . . دوست دارم. من نقاشی و ادبيات دوست دارم. | ||
| S W | خيلی باحال بود. خيلی باحال بود. | ||
| S W | عاشق... م. عاشق ادبياتم. عاشق . . . هستم. عاشق ادبيات هستم. |
Asking about Enjoyments
پرسش در مورد لذتها و خوشیها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بهت خوش میگذره؟ به تو خوش میگذرد؟ | ||
| S W | همه چيز روبهراهه؟ همه چيز روبهراه است؟ | ||
| S W | كيف میكنی؟ كيف میكنی؟ | ||
| S W | حال میکنی؟ حال میکنی؟ |
Expressing Enjoyments
بيان لذتها و خوشیها
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | واقعاً داره به من خوش میگذره. واقعاً دارد به من خوش میگذرد. | ||
| S W | هيچوقت اينقدر بهم خوش نگذشته بود. هيچوقت اينقدر به من خوش نگذشته بود. | ||
| S W | از . . . لذت میبرم. از صحبت كردن با شما لذت میبرم. از . . . لذت میبرم. از صحبت كردن با شما لذت میبرم. |
Asking about Disinterest/Boredom
پرسش از بیعلاقگی و بیحوصلگی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خسته شدين؟ خسته شديد؟ | ||
| S W | خسته كه نشدين، شدين؟ خسته كه نشديد، شديد؟ | ||
| S W | بهتون خوش نمیگذره؟ به شما خوش نمیگذرد؟ | ||
| S W | حوصلهتون سررفته؟ حوصلهتان سررفته است؟ | ||
| S W | كلافه شدی؟ كلافه شدهای؟ | ||
| S W | برات كسل كنندهست؟ برایت كسل كننده است؟ |
Expressing Disinterest and Boredom
بيان بیعلاقگی/ بیحوصلگی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خسته شدم. خسته شدم. | ||
| S W | . . . خسته كنندهست. اين مهمونی خسته كنندهست. . . . خسته كننده است. اين مهمانی خسته كننده است. | ||
| S W | چه . . . خسته کنندهای! چه سخنرانی خسته کنندهای! چه . . . خسته کنندهای! چه سخنرانی خسته کنندهای! | ||
| S W | . . . چهقدر كسل كنندهست! اين آدم چهقدر كسل كنندهست! . . . چهقدر كسل كننده است! اين آدم چهقدر كسل كننده است! | ||
| S W | حوصلهم سررفت. حوصلهام سررفت. | ||
| S W | حوصلهمو سر برد. حوصلهام را سر برد. | ||
| S W | اصلاً جالب نيست، خوابم گرفت. اصلاً جالب نيست، خوابم گرفت. |
Telling Someone to be Interested
توصيه به علاقهمندی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | اين قدر بیحال و كسل نباش. اين قدر بیحال و كسل نباش. | ||
| S W | يه تکونی به خودِت بده. يک تکانی به خودَت بده. | ||
| S W | دل به كار بده. دل به كار بده. |
Telling Someone to Enjoy Themselves
آرزوی اوقات خوش داشتن برای ديگران
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خوش بگذره. خوش بگذرد. | ||
| S W | خوش باشين. خوش باشيد. | ||
| S W | حال كنين. حال كنيد. | ||
| S W | صفا كنين. صفا كنيد. | ||
| S W | روز خوبی داشته باشی. روز خوبی داشته باشی. | ||
| S W | کِيف کنين. کيف کنيد. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 7: Match Point
Expressions and Proverbs
رفیقِ خوشی و ناخوشیِ کسی بودن: همراه بودن در هر شرایطی.
از خوشی روی پا بند نیست.
خوشی زیر دلش زده: کسی که از امکانات خوبی در زندگی برخوردار است اما بیتوجه و سر به هواست.
پشت پا به بخت زدن.
تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم: اشخاصی که فقط به دنبال موقعیت و ثروت هستند و دوستی را بیارزش میدانند.
این دغل دوستان که میبینی، مگسانند گِرد شیرینی: اشخاصی که فقط به دلیل پول دیگران به آنها نزدیک میشوند، مانند مگسهایی که دور شیرینی جمع میشوند.
* واژهها
رفیق: دوست
بخت: اقبال، سرنوشت
دغل: طمعکار