60 Indignation/Angerرنجش، خشم، عصبانیت
Conversations and Excercises
خانمی در حال صحبت با مدیر مهدکودک پسرش است.

Preparation: Drag and Drop
1) روی سرتون گذاشتید.
2) شما کی هستی.
3) تشریف نداشتید.
4) با من بیایید.
5) لطفأ.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
چون در جلسه اولیا مربیان حضور نداشته است.
هیچ وقت قبلاً به مدرسه نیامده است.
قیافهاش تغییر کرده است.
Question2
به معلم کودکش میگوید.
مهدکودک را روی سرش میگذارد.
کودک را به مهدکودک دیگری میبرد.
مدیر: چه مشکلی پیش اومده خانم؟ مهدکودک رو روی سرتون گذاشتید!
مادر: شما کی هستی که اینا رو به من میگی؟
مدیر: من مدیر جدید این مهدکودکم، شما حتماً دیروز توی جلسه معرفی تشریف نداشتید. حالا با من بیاید لطفاً.
مادر: ببینید خانم مدیر دیروز که پسرم از مهدکودک اومد . . .
مغازهداری به سمت دو مرد که در حال دعوا جلوی مغازهاش هستند میرود.

Preparation: Drag and Drop
1) چه خبرتونه؟
2) به شما مربوط نیست.
3) اعصابمو بیشتر خورد کنی.
4) حالیش نیست.
5) کوتاه بیاین.
6) توهین.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
از مغازه خرید کنند.
کمی خجالت بکشند.
از جلوی مغازه کنار بروند.
Question2
خانواده درست ادبش نکردن.
ادب ندارد.
باید خودم حسابشو برسم.
مغازهدار: چی شده؟ چه خبرتونه؟
مرد۱: به شما مربوط نیست.
مغازهدار: میگم یهکم آرومتر. چهتونه؟
مرد ۱: ولم کن! تو میخوای اعصابمو بیشتر خرد کنی؟
مرد۲: آقا شما دخالت نکن. ایشون این چیزا حالیش نیست. باید خودم ادبش کنم.
مرد۱: خیال میکنی کی هستی که به من توهین میکنی؟
مغازهدار: اووه چه خبره؟ لعنت بر شیطون! کوتاه بیاین دیگه.
Examples
Asking about Indignation/Anger
پرسش از رنجش و خشم
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | ناراحتی؟ ناراحتی؟ | ||
| S W | دلخوری؟ دلخوری؟ | ||
| S W | چيه؟ چه شده است؟ (چیست؟) | ||
| S W | چه اتفاقی افتاده؟ چه اتفاقی افتاده است؟ | ||
| S W | از چيزی ناراحتی؟ از چيزی ناراحتی؟ | ||
| S W | چی شده؟ چه شده؟ | ||
| S W | ناراحتِت كردم؟ ناراحتَت كردم؟ | ||
| S W | كسی چيزی بهت گفته؟ كسی چيزی به تو گفته است؟ | ||
| S W | چرا اينقدر ناراحتی؟ چرا اينقدر ناراحتی؟ | ||
| S W | از چيزی عصبانی هستی؟ از چيزی عصبانی هستی؟ | ||
| S W | من بهت چيز بدی گفتم؟ من به تو چيز بدی گفتم؟ | ||
| S W | اذيت شدی؟ اذيت شدی؟ | ||
| S W | چه مشكلی پيش اومده؟ چه مشكلی پيش آمده است؟ | ||
| S W | چی اينقدر آتيشيت كرده؟ چه چيزی اينقدر آتشیات كرده است؟ | ||
| S W | چرا آمپر چسبوندی؟ چرا آمپر چسباندهای؟ | ||
| S W | تو چرا يه گلوله آتيش شدی؟ تو چرا يک گلوله آتش شدهای؟ | ||
| S W | پا تو كفشت كردم؟ پا توی كفشت كردم؟ | ||
| S W | از چی اينطوری گر گرفتی؟ از چه اينطور گر گرفتهای؟ | ||
| S W | از دست من دلخوری؟ از دست من دلخوری؟ |
Expressing Indignation/Anger
بيان رنجش و خشم
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | تو كی هستی كه اينا رو به من میگی؟ تو كی هستی كه اينها را به من میگويی؟ | ||
| S W | منظورت چيه؟ منظورت چيست؟ | ||
| S W | هيچوقت تو زندگيم اينقدر بهم توهين نشده بود. هيچوقت در زندگیام اينقدر به من توهين نشده بود. | ||
| S W | دارم از كوره در میرم. دارم از كوره در میروم. | ||
| S W | میخوای اعصابمو خرد كنی؟ میخواهی اعصابم را خرد كنی؟ | ||
| S W | ولم كن، دست از سرم بردار. ولم كن، دست از سرم بردار. | ||
| S W | داری عصبانيم میكنی. داری عصبانیام میكنی. | ||
| S W | داری اذيتم میکنی. داری اذيتم میکنی. | ||
| S W | داری آتيشيم میكنی. داری آتشیام میكنی. | ||
| S W | وای از دست تو! وای از دست تو! | ||
| S W | تو ديگه كی هستی؟! تو ديگر كی هستی؟! | ||
| S W | خيال میكنی كی هستی كه به من توهين میكنی؟ خيال میكنی كه هستی كه به من توهين میكنی؟ | ||
| S W | از دستت دلخورم. از دستت دلخورم. | ||
| S W | حسابی از دستت عصبانيَم. حسابی از دستت عصبانیام. |
Telling not to be Angry
درخواست عصبانی نبودن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | آروم باش. آرام باش. | ||
| S W | اينقدر سخت نگير! اينقدر سخت نگير! | ||
| S W | تو هم ديگه زيادی حساسی. تو هم ديگر زيادی حساسی. | ||
| S W | اينقدر جوش نزن! اينقدر جوش نزن! | ||
| S W | عصبانيت چارهی كار نيست. عصبانيت چارهی كار نيست. | ||
| S W | خونسرد باش. خونسرد باش. | ||
| S W | خونسردیتو حفظ كن. خونسردیات را حفظ كن. | ||
| S W | يه ذره آروم باش. يک ذره آرام باش. | ||
| S W | خودتو ناراحت نکن. خودت را ناراحت نکن. | ||
| S W | بابا بیخيال. بابا بیخيال. | ||
| S W | خودتو کنترل کن. خودت را کنترل کن. | ||
| S W | يه دفعه چه مرگت میشه؟ يک دفعه چه مرگت میشود؟ | ||
| S W | بابا، ديگه شورشو در آوُردی تو! بابا، ديگه شورش را در آوردهای تو! | ||
| S W | داری خودتو اذيت میکنی. داری خودت را اذيت میکنی. | ||
| S W | آروم بگير! آرام بگير! | ||
| S W | ولش کن. ولش کن. | ||
| S W | سعی کن خونسردیتو حفظ کنی. سعی کن خونسردیات را حفظ کنی. | ||
| S W | با عصبانيت کار درست نمیشه. با عصبانيت کار درست نمیشود. | ||
| S W | صلوات بفرستين. صلوات بفرستيد. | ||
| S W | کوتاه بياين. کوتاه بيايید. | ||
| S W | استغفرالله بگو. استغفرالله بگو. | ||
| S W | لعنت بر شيطون. لعنت بر شيطان. | ||
| S W | کوتاه بيا تو هم. کوتاه بيا تو هم. | ||
| S W | طوری نشده که. طوری نشده که. | ||
| S W | حالا مگه چی شده؟ حالا مگر چه شده؟ | ||
| S W | اووه، چه خبره؟ اووه، چه خبر است؟ | ||
| S W | چيه شلوغش کردی! چه است شلوغش کردهای! | ||
| S W | چته اينقدر هارت و پورت میکنی؟ چهات است اينقدر هارت و پورت میکنی؟ | ||
| S W | بگير بشين سر جات. بگير بنشين سر جايت. | ||
| S W | خون خودتو کثيف نکن. خون خودت را کثيف نکن. | ||
| S W | اهميت نده. اهميت نده. | ||
| S W | ارزشش رو نداره. ارزشش را ندارد. | ||
| S W | اينقدر عصبانی نباش. اينقدر عصبانی نباش. | ||
| S W | درست میشه. درست میشود. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 8، Batman
Expressions and Proverbs
آمپر چسباندن.
طاقت کسی طاق شدن.
عاقبت خشم، پشیمانی است.
کاردش بزنی خونش درنمیاد.
با هم مثل کارد و پنیر هستند: از دست هم عصبانی هستند و با هم دشمناند.
خشم چشم و گوش ندارد: انسان خشمگین هر کاری ممکن است انجام دهد.
با همه بله، با ما هم بله؟ (در هنگام رنجش و با لحن گلایهآمیز مطرح میشود.)
به اسب شاه گفته است یابو: وقتی کسی رنجیده خاطر شده، شخص گوینده با این ضربالمثل، از رنجیده خاطر شدنِ او تعجب میکند.