39 Favorsلطف
Conversations and Excercises
دو دوست در خوابگاه در حال صحبت هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) دستم به دامنت.
2) چرا اینقدر آشفتهای؟
3) مدیونت میشم.
4) کار دیگهای ندارم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
برای امتحان درس نخوانده است.
درسهایش را بلد نیست.
با استاد بحثش شده است.
Question2
به او اطلاع میدهد: وقت تحویل پروژه تمدید شده است.
پیشنهاد کمک تا اتمام پروژه میدهد.
پیشنهاد میدهد به استاد بگوید فرزانه مریض است.
فرزانه: مهسا! دستم به دامنت. یه کاری برام بکن!
مهسا: چیشده؟ چرا اینقدر آشفتهای؟
فرزانه: اصلاً وقت تموم کردن این پروژه رو ندارم. تو میتونی فردا به استاد بگی من مریض بودم یا یه چیز دیگه.
مهسا: نگران نباش. میخوای من کمکت کنم تمومش کنی؟ پروژهی من تقریباً تمومه و کار دیگهای ندارم.
فرزانه: اگه اینکار رو بکنی حسابی مدیونت میشم.
مهسا: نه بابا، وظیفهمه.
مهمانی با صاحبخانه شروع به صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) تاکسی تلفنی بگیرید.
2) مزاحمتون نمیشم.
3) هرجور مایلید.
4) میرسونمتون.
5) خیلی دوره.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
میخواهد دستشویی را نشانش دهند.
تاکسی تلفنی میخواهد.
دستمال کاغذی نیاز دارد.
Question2
با تاکسی راحتتر است.
صاحبخانه بهش تعارف نمیکند.
با تاکسی زودتر میرسد.
مهمان: میشه یه لطفی به من کنین؟
صاحبخانه: جانم؟
مهمان: برام یه تاکسی تلفنی بگیرید.
صاحبخانه: بذارین خودم میرسونمتون.
مهمان: نه مزاحمتون نمیشم. راه خیلی دوره. با آژانس راحتترم.
صاحبخانه: هرجور مایلید. الآن تماس میگیرم.
Examples
Asking for Favors
درخواست لطف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | ممكنه يه كاری برای من انجام بدين؟ ممكن است يک كاری برای من انجام بدهيد؟ | ||
| S W | میشه يه لطفی به من كنين؟ میشود يک لطف به من كنيد؟ | ||
| S W | يه لطفی به من كن. باشه؟ لطفی به من بكن. باشه؟ | ||
| S W | ممكنه يه كاری برای من بكنين؟ ممكن است كاری برای من بكنيد؟ | ||
| S W | ممكنه يه چيزی ازتون بخوام؟ ممكن است چيزی از شما بخواهم؟ | ||
| S W | میتونم يه چيزی ازت بخوام؟ میتوانم يک چيز ازتو بخواهم؟ | ||
| S W | ممکنه يه خواهشی ازتون بکنم؟ ممکن است يک خواهش از شما بکنم؟ | ||
| S W | میشه يه لطفی در حق من بكنين؟ میشود يک لطف در حق من بكنيد؟ | ||
| S W | دستم به دامنت، يه كاری برام بكن! دستم به دامنت، يک كاری برايم بكن! | ||
| S W | يه كمكی به من میكنين؟ كمكی به من میكنيد؟ |
Offering a Favor
ارائه لطف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بذارين . . . . بذارين من اينا رو براتون بيارم. بگذاريد . . . . بگذاريد من اينها را برایتان بياورم. | ||
| S W | من اين کارو براتون انجام میدم. من اين کار را برایتان انجام میدهم. | ||
| S W | میخواين . . . ؟ میخواين من صداش بزنم؟ میخواهيد . . . ؟ میخواهيد من صدايش بزنم؟ | ||
| S W | میتونم كاری براتون بكنم؟ میتوانم كاری برایتان بكنم؟ | ||
| S W | بذارين ببينم من میتونم کاری براتون بكنم. بگذاريد ببينم من میتوانم کاری برایتان بكنم. | ||
| S W | هر كاری از دستم بربياد براتون انجام میدم. هر كاری از دستم بربيايد برایتان انجام میدهم. | ||
| S W | اگه کاری از دستم برمياد بگين. اگر کاری از دستم بربياید بگيد. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 7: Match Point
Expressions and Proverbs
تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز: اگر به یگران خوبی کنی، خداوند در جایی که انتظارش را نداری، برایت جبران خواهد کرد.
از محبت خارها گل میشود.
نیکی چو از حد بگذرد، نادان خیال بد کند.
لطف مکرر، حق مسلم: گاهی نیکی زیاد به دیگران باعث میشود محبت شما تبدیل به وظیفه شود.
* واژهها
دجله: نام رودی در بغداد.
ایزد: خدا
مکرر: مداوم
مسلم: قطعاً، قطعی، حتمی