8 Excusesعذرخواستن و توجیه
ZirNevis | Episode 8
TranscriptConversations and Excercises
مردی در حالی که از پارکينگ بيرون میآيد به چرخ خريد خانمی برخورد میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) چرخ رو ندیدم.
2) مسألهی مهمی نیست.
3) معذرت میخواهم.
4) اگر میخواید.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
واقعاً متأسف است.
اهمیت نمیدهد.
دلش خنک شده است.
Question2
من جای بدی چرخ رو گذاشتم.
همش تقصیر شماست.
من حواسم به شما نبود.
مرد: معذرت میخوام. واقعاً متأسفم! چرخ رو نديدم.
زن: مسألهای نيست. من جای بدی چرخ رو گذاشتم.
مرد: اگه میخوايد کمک کنم خريداتون رو توی ماشين بذارم.
زن: نه ممنون. خودم میذارم.
دوستی در حالی که دير به سر قرار رسيده شروع به صحبت میکند. (هر دو زن هستند.)

Preparation: Drag and Drop
1) اشکالی نداره.
2) بار آخرت باشه.
3) ترافیک بود.
4) ببخشید دیر شد.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
دیر آماده شده است.
تصادف کرده است.
دیر از خانه خارج شده است.
Question2
قهر میکند و میرود.
عصبانی میشود و داد میزند.
هیچ مشکلی ندارد.
د۱: سلام، سلام. ببخشيد دير شد.
د۲: اين دفعه ديگه چیشد دير اومدی؟
د۱: باور کن تقصير من نبود. ترافيک بود.
د۲: اين هم شد دليل؟ بايد هميشه زودتر راه بيفتی. تو که میدونی ترافيکه.
د۱: میدونی من کی از خونه اومدم بيرون؟
د۲: خيلی خب. اشکالی نداره. ولی بار آخرت باشه.
Examples
Asking to be Excused/Pardoned
عذرخواستن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | معذرت میخوام. معذرت میخواهم. | ||
| S W | ببخشيد. ببخشيد. | ||
| S W | خيلی بايد ببخشيد! خيلی بايد ببخشيد! | ||
| S W | (بايد) منو ببخشی(د). (بايد) من را ببخشی(د). | ||
| S W | عذر میخوام. عذر میخواهم. | ||
| S W | شرمندهام. شرمندهام. | ||
| S W | اشتباه كردم، ببخشيد. اشتباه كردم، ببخشيد. | ||
| S W | باعث خجالت. باعث خجالت. | ||
| S W | باعث شرمندگيه. باعث شرمندگی است. | ||
| S W | واقعاً متأسفم! واقعاً متأسفم! |
Responding
جواب به آن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | مهم نيست. مهم نيست. | ||
| S W | مسئلهای نيست. مسئلهای نيست. | ||
| S W | مشكلی نيست. مشكلی نيست. | ||
| S W | اشكالی نداره. اشكالی ندارد. | ||
| S W | ايرادی نداره. ايرادی ندارد. | ||
| S W | بسيار خوب. بسيار خوب. | ||
| S W | فراموشش کن. فراموشش کن. | ||
| S W | بخشيدمت. بخشيدمت. | ||
| S W | از نظر من ايرادی نداره. از نظر من ايرادی ندارد. | ||
| S W | البته! البته! | ||
| S W | سعی میكنم فراموش كنم. سعی میكنم فراموش كنم. | ||
| S W | فكرشو هم نكن! فكرش را هم نكن! | ||
| S W | بهش فكر نكن! به آن فکر نكن! | ||
| S W | طوری نشده که! طوری نشده که! | ||
| S W | حرفشو هم نزن، تقصير تو نبود که. حرفش را هم نزن، تقصير تو نبود که. | ||
| S W | بیخيالش بابا! بیخيالش بابا! |
Asking for Justification
توجيه و توضيح خواستن از كسي
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چرا . . . ؟ چرا دير اومدی؟ چرا . . . ؟ چرا دیر آمدی؟ | ||
| S W | چرا . . . ؟ چرا اينکارو کردی؟! چرا . . . ؟ چرا اینکار را کردی؟! | ||
| S W | چیشد که . . . ؟ چیشد که ديروز مدرسه نيومدی؟ چه شد که . . . ؟ چه شد که ديروز به مدرسه نيامدی؟ | ||
| S W | اين دفعه ديگه چی شده؟ اين دفعه ديگر چه شده؟ | ||
| S W | برای چی اينکارو کردی؟ برای چه اينکار را کردی؟ | ||
| S W | میشه دليل اينکارت رو بدونم؟ میشود دليل اينکارت را بدانم؟ | ||
| S W | برای اينکارت دليلی هم داری؟ برای اينکارت دليلی هم داری؟ | ||
| S W | میشه بگی چرا اينکارو کردی؟ میشود بگويی چرا اينکار را کردی؟ | ||
| S W | دليل اینکارت چی بود؟ دليل اينکارت چی بود؟ | ||
| S W | بايد واسهی کارت توضيح بدی؟ بايد برای کارت توضيح بدهی؟ | ||
| S W | چه توجيهی برای کارت داری؟ چه توجيهی برای کارت داری؟ |
Responding
جواب به آن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | متأسفم، . . . . متأسفم، اتوبوس دير اومد. متأسفم، . . . . متأسفم، اتوبوس دير آمد. | ||
| S W | ببخشيد، . . . . ببخشيد، ماشينم پنجر شد. ببخشيد، . . . . ببخشيد، ماشينم پنجر شد. | ||
| S W | چارهای نبود؛ . . . . چارهای نبود. سرم خيلی شلوغ بود. چارهای نبود؛ . . . . چارهای نبود. سرم خيلی شلوغ بود. | ||
| S W | چارهای نداشتم. چارهای نداشتم. | ||
| S W | خب آخه، . . . . خب آخه، يه كاری برام پيش اومد. خب آخه، . . . . خب آخر، كاری برايم پيش آمد. | ||
| S W | آخه . . . . آخه تصادف كردم. آخه . . . . آخر تصادف كردم. | ||
| S W | راستش، . . . راستش، تصادف کردم. راستش، . . . راستش، تصادف کردم. | ||
| S W | دليلش اين بود که . . . دلیلش این بود که، تصادف کردم. دليلش اين بود که . . . دلیلش این بود که، تصادف کردم. | ||
| S W | تقصير من نبود. . . . تقصير من نبود، ماشینم پنچر شد. تقصير من نبود. . . . تقصير من نبود، ماشینم پنچر شد. | ||
| S W | الان توضيح میدم: . . . الان توضيح میدم، ماشینم پنچر شد. الان توضيح میدهم: . . . الان توضيح میدهم، ماشینم پنچر شد. | ||
| S W | باور کن تقصيری نداشتم، . . . . باور کن تقصيری نداشتم، . . . . | ||
| S W | اگه اجازه بدين توضيح میدم. . . . اگر اجازه بدهيد توضيح میدهم. . . . | ||
| S W | اجازه بدين خدمتتون عرض کنم: . . . اجازه بدهيد خدمتتان عرض کنم: . . . |
Accepting the Justification
پذيرفتن توجيه و توضيح
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خيلی خب، فراموشش كن. خيلی خب، فراموشش كن. | ||
| S W | اشكالی نداره. اشكالی ندارد. | ||
| S W | بسيار خب، اين دفعه مسئلهای نيست. بسيار خب، اين دفعه مسئلهای نيست. | ||
| S W | بهش فكر نكن. بهش فكر نكن. | ||
| S W | مهم نيست. مهم نيست. | ||
| S W | اشكالی نداره، ولی بار آخرت باشه. اشكالی ندارد، ولی بار آخرت باشد. | ||
| S W | بهتره ديگه تكرار نكنين. بهتراست ديگر تكرار نكنيد. |
Declining the Justification
نپذيرفتن توجيه و توضيح
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | دليلت اصلاً قابل قبول نيست. دليلت اصلاً قابل قبول نيست. | ||
| S W | مگه قرار نشد ديگه تكرار نشه؟ مگر قرار نشد ديگر تكرار نشود؟ | ||
| S W | برای من بهانه نيار. برای من بهانه نياور. | ||
| S W | ديگه از بهانههات خسته شدم. ديگر از بهانههايت خسته شدم. | ||
| S W | يه دليل درستی بيار. يک دليل درست بياور. | ||
| S W | (من که) باور نمیکنم. (من که) باور نمیکنم. | ||
| S W | امكان نداره قبول كنم. امكان ندارد قبول كنم. | ||
| S W | يه دليل قابل قبول بيار. يک دليل قابل قبول بياور. | ||
| S W | يه چيزی بگو که باور کنم. يک چيزی بگو که باور کنم. | ||
| S W | اين هم شد دليل؟ اين هم شد دليل؟ | ||
| S W | فکر نمیکنم اين عذر مناسبی باشه. فکر نمیکنم اين عذر مناسبی باشد. | ||
| S W | اين حرفارو به يکی بگو که باور کنه! اين حرفها را به کسی بگو که باور کند! | ||
| S W | اين حرفا رو به من نزن! اين حرفها را به من نزن! | ||
| S W | من که میشناسمت که! من که میشناسمت که! | ||
| S W | بار اولت که نيست! بار اولت که نيست! | ||
| S W | هميشه همينارو میگی. هميشه همينها را میگويی. | ||
| S W | انتظار داری حرفتو باور کنم؟ انتظار داری حرفت را باور کنم؟ |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Expressions and Proverbs
عذر بدتر از گناه: در توجیه کار بد خود دلیل زشتتری آوردن.
به شترمرغ گفتند بار ببر، گفت مرغم. گفتند بپر، گفت شترم: افرادی که بهانهجویی میکنند تا از زیر کاری در بروند.
ماستمالی کردن: درتوجیه کار خود، بهانه آوردن.