70 Efforts/attemptsکوشش و اقدام برای انجام کاری
Conversations and Excercises
مادری با مشاور مدرسهی دخترش در حال صحبت است.

Preparation: Drag and Drop
1) زده شده.
2) نصیحتش میکنیم.
3) فایدهای نداشته.
4) راغب کنید.
5) در تماسم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
خیلی غمگین است.
از مدرسه خیلی زده شده است.
نزد مشاور نمیرود.
Question2
نصیحتش کنند.
او را به مدرسه دیگری ببرند.
دختر تنها پیش او بیاید تا صحبت کنند.
مادر: من واقعاً دارم نگران دخترم میشم. از مدرسه خیلی زده شده. هر روز من و پدرش نصیحتش میکنیم ولی به جایی نرسیدیم. هیچ فایدهای نداشته.
مشاور: سعی دارید با نصیحت کردن اون رو راغب کنید؟ . . . این راهش نیست.
مادر: راستش نه. اما کاری نیست که نکرده باشم. خیلی کلافهام. خیلی نگرانم.
مشاور: با غصه خوردن که کاری درست نمیشه! چهطوره باهاش صحبت کنید که تنها بیاد پیش من تا باهاش حرف بزنم.
زن: فکر خوبیه، ولی بهتره شما خودتون به بهانهای باهاش صحبت کنید. میترسم با من لجبازی کنه.
مشاور: حتماً! پس من با شما در تماسم.
شناگری با مربیاش شروع به صحبت میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) خسته میشم.
2) باز امتحان کنی.
3) انرژی دارم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
چون خوب نخوابیده است.
چون نمیتواند طول استخر را کامل شنا کند.
چون درحال غرق شدن بوده است.
Question2
ده دقیقه استراحت کند.
دست از تلاش نکشد.
به خانه برود.
مربی: میبینم که حسابی خستهای. چیشده؟
شناگر: هر کاری میکنم نمیتونم طول استخر رو کامل شنا کنم و برگردم. وسط راه خسته میشم و میرم کنار استخر.
مربی: چهطوره یهکم استراحت کنی بعد باز امتحان کنی؟
شناگر: میخواستم استراحت کنم ولی احساس میکنم هنوز انرژی دارم.
مربی: حتماً ده دقیقه استراحت کن و نفسی تازه کن. لازم نیست بشینی. کافیه راه بری و نفسهای عمیق بکشی.
Examples
Asking about Efforts/Attempts
پرسش از كوشش/ اقدام
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | واقعاً میخوای اينكارو بكنی؟ واقعاً میخواهی اينكار را بكنی؟ | ||
| S W | تلاشت نتيجهای داشت؟ تلاشت نتيجهای داشت؟ | ||
| S W | سعی داری . . . ؟ سعی داری مجبورش کنی باهات به سينما بياد؟ سعی داری . . . ؟ سعی داری مجبورش کنی با تو به سينما بيايد؟ | ||
| S W | تلاشت به ثمر رسيد؟ تلاشت به ثمر رسيد؟ | ||
| S W | معلومه چه کار داری میکنی؟ معلوم است چهکار داری میکنی؟ | ||
| S W | میشه بپرسم چهکار داری میکنی؟ میشود بپرسم چهکار داری میکنی؟ | ||
| S W | میبينم که حسابی مشغولی؟ میبينم که حسابی مشغولی؟ | ||
| S W | انگار سخت مشغولی؟ انگار سخت مشغول هستی؟ |
Stating Efforts/Attempts
اظهار كوشش / اقدام
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | سعی كردم . . . . سعی كردم صداش بزنم، اما ديگه فايدهای نداشت. سعی كردم . . . . سعی كردم صدايش بزنم، اما ديگر فايدهای نداشت. | ||
| S W | دارم سعی میكنم . . . . دارم سعی میكنم شمارهشو پيدا كنم. دارم سعی میكنم . . . . دارم سعی میكنم شمارهاش را پيدا كنم. | ||
| S W | بذار ببينم چهكار میتونم بكنم. بگذار ببينم چهكار میتوانم بكنم. | ||
| S W | میخواستم . . . . میخواستم منصرفش كنم، اما نتونستم. میخواستم . . . . میخواستم منصرفش كنم، اما نتوانستم. | ||
| S W | میخوام . . . . میخوام درستش كنم. میخواهم . . . . میخواهم درستش كنم. | ||
| S W | تلاشم به نتيجه رسيد. تلاشم به نتيجه رسيد. | ||
| S W | سعی دارم . . . . سعی دارم همه چيزو درست کنم. سعی دارم . . . . سعی دارم همه چيز را درست کنم. | ||
| S W | تمام تلاشمو کردم که . . . . تمام تلاشمو کردم که تا شب کارا رو تموم کنم، ولی نشد. تمام تلاشم را کردم که . . . . تمام تلاشم را کردم که تا شب کارها را تمام کنم، ولی نشد. | ||
| S W | سعی خودمو کردم که . . . . سعی خودمو کردم که زودتر بشه. سعی خودم را کردم که . . . . سعی خودم را کردم که زودتر بشود. | ||
| S W | کاری نبود که نکرده باشم. کاری نبود که نکرده باشم. | ||
| S W | بالاخره زحمتهام نتيجه داد. بالاخره زحمتهايم نتيجه داد. |
Urging to Try/Attempt
ترغيب کردن به تلاش / اقدام
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | سعیِتو بكن. سعیَت را بكن. | ||
| S W | تلاشتو بکن. تلاشت را بکن. | ||
| S W | تو تلاش خودتو بكن. تو تلاش خودت را بكن. | ||
| S W | تمام سعیِتو بکن. تمام سعیَت را بکن. | ||
| S W | برای چی . . . ؟ (با فعل منفی) برای چی زودتر كارتو تموم نمیكنی؟ برای چه . . . ؟ برای چه زودتر كارت را تمام نمیكنی؟ | ||
| S W | چرا سعی نمیکنی . . . ؟ چرا سعی نمیکنی بيشتر درس بخونی؟ چرا سعی نمیکنی . . . ؟ چرا سعی نمیکنی بيشتر درس بخوانی؟ | ||
| S W | چرا تلاشتو نمیکنی؟ چرا تلاشت را نمیکنی؟ | ||
| S W | چهطوره . . . ؟ چهطوره يه كار جديد پيدا كنی؟ چهطور است . . . ؟ چهطور است يک كار جديد پيدا كنی؟ | ||
| S W | جانزن. جانزن. | ||
| S W | ميدونو خالی نکن. ميدان را خالی نکن. | ||
| S W | بازم سعی کن. عقب نکش. باز هم سعی کن. عقب نکش. | ||
| S W | مرد باش! مرد باش! | ||
| S W | به خودت بگو که نبايد زود خسته بشی. به خودت بگو که نبايد زود خسته بشوی. | ||
| S W | از تو حرکت از خدا برکت. از تو حرکت از خدا برکت. | ||
| S W | يه تکونی به خودت بده. يک تکانی به خودت بده. | ||
| S W | با دست رو دست گذاشتن که کاری درست نمیشه. با دست روی دست گذاشتن که کاری درست نمیشود. | ||
| S W | با غصه خوردن که کاری درست نمیشه. با غصه خوردن که کاری درست نمیشود. | ||
| S W | همينطور يه گوشه نشستی که چی بشه؟ همينطور يک گوشه نشستهای که چه بشود؟ | ||
| S W | ادامه بده. ادامه بده. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 4: Ratatouille
Expressions and Proverbs
تا به آب نزنی شناگر نمیشی.
از جان مایه گذاشتن: تمام تلاش خود را به کار بستن، تا پای جان.
نابرده رنج، گنج میسر نمیشود، مزد آن گرفت جانِ برادر که کار کرد: تا سختی نکشی و کار نکنی، ثروت به دست نمیآوری.
هر که نان از عمل خویش خورد، منت حاتم طایی نبرد: کسی که تمام تلاشش را میکند تا به نتیجه برسد و دست نیاز به سمت کسی دراز نکند، حتی اگر آن شخص حاتم طایی باشد.
* واژهها
حاتم طایی: شخصی بسیار سخاوتمند که در دوران قدیم زندگی میکرده و به خاطر گشاده دستیاش معروف بوده است.