61 Disgustنفرت و انزجار
Conversations and Excercises
دو دوست در حال کوهپیمایی شروع به صحبت میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) حال به هم زن هستن.
2) چندشم شد.
3) بامزه هستن.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
مورچه
ملخ
پروانه
Question2
خوشحال شد.
ناراحت شد.
هیجانزده شد.
دوست۱: اینهارو ببین!
دوست۲: اَه! چی هستن؟ شبیه کرمان.
دوست۱: خب کرمان. بیا از نزدیک ببینشون.
دوست۲: حال به هم زنن. چندشم شد. تو حالت بد نمیشه؟
دوست۱: نه اینا همه میشن پروانه. خیلی بامزهن؛ چرا حالم بد شه؟!
دوست۲: راست میگی؟ برو اون طرف منم ببینمشون!
دو زن همسایه یکدیگر را در کوچه دیدهاند و شروع به صحبت میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) خواب برای ما نذاشته.
2) اذیت شدیم.
3) حالمو بد میکنه.
4) فکر یه شب دیگه.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
فضول است.
سر و صدا میکند.
بیمار است.
Question2
کارش را تلافی میکنند.
کاری از دستشان ساخته نیست.
با او صحبت میکنند.
همسایه۱: سلام مینا خانم، خوبین؟
همسایه۲: چه خوبیای؟ این همسایهی جدید خواب برای ما نذاشته.
همسایه۱: آره، ما هم اذیت شدیم. خیلی سر و صدا میکنن.
همسایه۲: من که دیگه فکر یه شبِ دیگه سر و صدا و مهمونی هم حالمو بد میکنه. تو حالت بد نمیشه؟
همسایه۱: چرا، شاید بهتره بهشون بگیم، نه؟
همسایه۲: آره، کار درست همینه . . .
Examples
Expressing Disgust
بيان انزجار
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | اَه! اَه! | ||
| S W | اَی ی ی! اَی ی ی! | ||
| S W | مزخرفه. مزخرف است. | ||
| S W | چرنده. چرند است. | ||
| S W | از . . . متنفرم. از بوی پیاز متنفرم. از آبگوشت متنفرم. از . . . متنفرم. از بوی پیاز متنفرم. از آبگوشت متنفرم. | ||
| S W | حال بههمزنه! حال بههمزن است! | ||
| S W | فکرش هم حالمو بد میکنه. فکرش هم حالم را بد میکند. | ||
| S W | تو واقعاً مزخرفی. تو واقعاً مزخرفی. | ||
| S W | چندشم شد. چندشم شد. | ||
| S W | حالم از . . . بههم میخوره. حالم از هلو بههم میخوره. حالم از . . . بههم میخورد. حالم از هلو بههم میخورد. | ||
| S W | از . . . منزجر میشم. از ديدنش منزجر میشم. از . . . منزجر میشوم. از ديدنش منزجر میشوم. | ||
| S W | تُف . . . تُف به این زندگی. تُف . . . تُف به این زندگی. | ||
| S W | گندت بزنن! گندت بزنند! | ||
| S W | کثافت! کثافت! | ||
| S W | برو گمشو! برو گمشو! | ||
| S W | از . . . عقّم گرفت! از ديدنش عقّم گرفت! از . . . عقّم گرفت! از ديدنش عقّم گرفت! |
Asking about Disgust
پرسش از انزجار
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | حالت از . . . بههم نمیخوره؟ حالت از كاراش بههم نمیخوره؟ حالت از . . . بههم نمیخورد؟ حالت از كارهایش بههم نمیخورد؟ | ||
| S W | از . . .چندشت نمیشه؟ از ديدن اين مارمولكا چندشت نمیشه؟ از . . .چندشت نمیشود؟ از ديدن اين مارمولکها چندشت نمیشود؟ | ||
| S W | تو حالت بد نمیشه . . . ؟ تو حالت بد نمیشه با اين آدم سر میكنی؟ تو حالت بد نمیشود. . . ؟ تو حالت بد نمیشود با اين آدم سر میكنی؟ | ||
| S W | حالت بههم نمیخوره از. . . ؟ حالت بههم نمیخوره از اين ادا و اطوارا؟ حالت بههم نمیخورد از. . . ؟ حالت بههم نمیخورد از اين ادا و اطوارها؟ | ||
| S W | چهطور میتونی تحمل کنی؟ چهطور میتوانی تحمل کنی؟ | ||
| S W | حال بههمزنه، نه؟ حال بههمزن است، نه؟ |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 8، Batman
Expressions and Proverbs
مار از پونه بدش میاد، در لونهش سبز میشه: از چیزی یا کسی بدتان میآید و مدام جلوی چشم شماست.
کینه شتری داشتن: فراموش نکردن بدیهای دیگران.
از دماغ فیل افتادن: متکبر و مغرور بودن.
برج زهرمار بودن: بداخلاق بودن.
انگار یک غرابه سرکه سرکشیده: خیلی بداخلاق است.
با یک مَن عسل هم نمیشه خوردش: خیلی بداخلاق است.
* واژهها
پونه: نوعی گیاه خوراکی
لونه/ لانه: خانهی حیوانات
کینه: تنفر، نفرت داشتن
غرابه: ظرفی بلوری و بطری مانند، مخصوص نگهداری مایعات.
من: یک واحد اندازه گیری که در زمان قدیم استفاده میشده. هر من برابر با سه کیلوگرم است.