48 Defining/Clarifyingتعريف كردن/شرح دادن
Conversations and Excercises
پدربزرگ و نوهاش (پسر) در حال قدم زدن در پارک هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) یعنی چی؟
2) خوش میگذره.
3) برای این کارا.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
پارک آبی.
موزه.
تاب بازی.
Question2
پسر عمهاش.
عمویش.
پدرش.
نوه: باباجون، فردا بریم پارک آبی؟ خیلی خوش میگذره.
پدربزرگ: نه عزیزم، دیگه از من گذشته!
نوه: «از من گذشته» یعنی چی؟
پدربزرگ: یعنی دیگه من برای این کارها پیر شدهام پسرم. شاید بهتره با بابات بری.
دو دوست (دختر) با تلفن در حال صحبت هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) صحبت کردی؟
2) نتیجهی عکس.
3) منظورت چیه؟
4) فایدهای نداره.
5) گارد میگیره.
6) منظور بد.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
به توافق رسیدهاند.
نتیجه نداده.
نتیجهی عکس داشته.
Question2
باید خودش به این نتیجه برسد که ایمان پسر خوبی است.
دوست ۲ و نامزدش باید بیشتر باهم بحث کنند.
هیچ راهی ندارد.
دوست۱: از نامزدت چه خبر؟ باهاش در مورد ایمان صحبت کردی؟
دوست۲: آره، ولی هر چی صحبت کردم نتیجهی عکس داد.
دوست۱: منظورت چیه نتیجهی عکس داد؟
دوست۲: منظورم اینه که هر چی من بگم فایدهای نداره. فقط بیشتر گارد میگیره. باید خودش به این نتیجه برسه که ایمان پسر خوبیه و اصلاً منظور بدی نداره.
Examples
Asking for Defining/Clarifying
درخواست تعريف/ شرح
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | . . . يعنی چی؟ «وحشتناک» يعنی چی؟ . . . يعنی چی؟ «وحشتناک» يعنی چی؟ | ||
| S W | اصطلاح . . . معنيش چيه؟ اصطلاح «روی پای خودت وايسا» معنیش چيه؟ اصطلاح . . . معنیاش چيست؟ اصطلاح «روی پای خودت وايسا» معنیاش چيست؟ | ||
| S W | منظورتون چيه؟ منظورتان چيست؟ | ||
| S W | منظورتون از . . . چيه؟ منظورتون از برآيند چيه؟ منظورتان از . . . چيست؟ منظورتان از برآيند چيست؟ | ||
| S W | اينکه گفتی معنيش . . . ه ؟ اينکه گفتی معنيش فرار کردنه؟ اينکه گفتی معنيَش . . . است؟ اينکه گفتی معنیاش فرار کردن است؟ | ||
| S W | . . . رو چی معنی میكنين؟ «خوشمزه» رو چی معنی میكنين؟ . . . را چی معنی میكنيد؟ «خوشمزه» را چه معنی میكنيد؟ | ||
| S W | تعريف . . . چيه؟ تعريف «مناظره» چيه؟ تعريف . . . چيست؟ تعريف «مناظره» چيست؟ | ||
| S W | . . . رو تعريف كنين. «مناظره» رو تعريف كنين. . . . را تعريف كنيد. «مناظره» را تعريف كنيد. | ||
| S W | . . . رو شرح بدين. «سرپرستی کردن» و شرح بدين. . . . را شرح بدهيد. «سرپرستی کردن» را شرح بدهيد. |
Defining/Clarifying
تعريف/ شرح
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | . . . به معنی . . . ه. «وحشتناک» به معنی ترسناکه. . . . به معنی . . . است. «وحشتناک» به معنی ترسناک است. | ||
| S W | . . . يعنی . . . . «آماتور» يعنی کسی كه حرفهای نيست. . . . يعنی . . . . «آماتور» يعنی کسی كه حرفهای نيست. | ||
| S W | . . . كسیه/ چيزیه كه . . . . نقاش كسيه كه نقاشی میكنه. . . . كسی/ چيزی است كه . . . . نقاش كسی است كه نقاشی میكند. | ||
| S W | وقتی میگم . . .، منظورم . . . ه. وقتی میگم يک موقعيت استثنايی بود منظورم اينه كه ديگه از اين موقعيتا پيش نمیاد. وقتی میگويم . . . ، منظورم . . . است. وقتی میگويم يک موقعيت استثنايی بود منظورم اين است كه ديگر از اين موقعيتها پيش نمیآيد. | ||
| S W | وقتی میگم . . . منظورم اينه كه . . . . وقتی میگم آدم نچسبيه منظورم اينه كه کمتر کسی از اون خوشش مياد. وقتی میگويم . . . منظورم اين است . . . . وقتی میگويم آدم نچسبی است منظورم اين است کمتر کسی از او خوشش میآيد. | ||
| S W | منظورم از مناظره، . . . . منظورم از مناظره، بحث و جدله. منظورم از مناظره، . . . . منظورم از مناظره، بحث و جدل است. | ||
| S W | بذارين موضوع رو روشن كنم: . . . بذارين موضوع رو روشن كنم: مناظره یعنی بحث و جدل کردن. بگذاريد موضوع را روشن كنم: . . . بگذاريد موضوع را روشن كنم: این مسأله تا حل نشود نمیگذارم از این در بروید بیرون. | ||
| S W | اجازه بدين واژهی «. . . » رو تعريف كنم: «. . . » يعنی . . . اجازه بدين واژهی «مناظره» رو تعريف كنم: «مناظره» يعنی بحث و جدل کردن. اجازه بدين واژهی «دوست داشتن» رو تعريف كنم: «دوست داشتن» يعنی کسی که یک نفر دیگه رو دوست داره و به اون میگه دوستت دارم. اجازه بدهيد واژهی «. . . » را تعريف كنم: «. . . » يعنی . . . اجازه بدهید واژهی «مناظره» را تعريف كنم: «مناظره» يعنی بحث و جدل کردن. اجازه بدهید واژهی «دوست داشتن» را تعريف كنم: «دوست داشتن» يعنی کسی که یک نفر دیگر را دوست داره و به او میگوید دوستت دارم. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 6: Independence Day
Expressions and Proverbs
سیر تا پیاز را برای کسی نقل کردن: مطلبی را به تفصیل برای دیگری شرح دادن.
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق، تا بگویم شرح درد اشتیاق.
* واژهها
شرح دادن: توضیح دادن
تفصیل: کامل
شرحه شرحه: پاره پاره
فراق: دوری
اشتیاق: علاقه