65 Decisions/Choicesتصميم/ انتخاب
Conversations and Excercises
دو دوست در باشگاه بدنسازی در حال صحبت کردن هستند. (دو مرد جوان)

Preparation: Drag and Drop
1) نظرت عوض نمیشه؟
2) احتیاج داری.
3) واجبتره.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
حقوقش را جمع کرده است.
ماشینش را میفروشد.
ارث به او رسیده است.
Question2
سرمایهگذاری بهتری است.
کاربردیتر است.
چون میخواهد ازدواج کند.
دوست۱: تصمیم گرفتی برای خونه چهکار کنی؟ میسازی؟
دوست۲: آره، میخوام ماشینم رو بفروشم. با پولش شروع میکنم.
دوست۱: جدی؟ نظرت عوض نمیشه؟ تو خیلی به ماشین احتیاج داری.
دوست۲: راستش نه. به این نتیجه رسیدم که خونه خیلی واجبتره. مخصوصاً که آخر امسال دارم ازدواج میکنم.
دوست۱: آفرین! بهترین تصمیم رو گرفتی.
دو کارگر در کارخانهی محل کارشان در حال صحبت هستند. (دو مرد جوان)

Preparation: Drag and Drop
1) تو همی.
2) اخراج میکنن.
3) اینجور که بوش میاد.
4) تصمیم گرفتن.
5) بیچاره میشم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
چون خوب کار نمیکنند.
چون صلاحیت ندارند.
چون دارند شرکت را جابهجا میکنند.
Question2
دیگر کار نمیکند.
بیچاره میشود.
امیدش را از دست میدهد.
کارگر۱: چرا اینقدر تو همی؟ چیزی شده؟
کارگر۲: دارن تو کارخونه یکی یکی همه رو اخراج میکنن. اینجور که بوش میاد تصمیم گرفتن نصف کارگرا رو اخراج کنن.
کارگر۱: منم شنیدم. میگن کارخونه داره ورشکست میشه.
کارگر۲: اگه اخراج شدی میخوای چه کار کنی؟
کارگر۱: اصلاً نمیخوام بهش فکر کنم. بیچاره میشم. تو چی؟
کارگر۲: من میخوام از همین امشب دنبال یه کار باشم. خیلی فکرم مشغول شده.
Examples
Asking about Decisions/Choices
پرسش در مورد تصميم/انتخاب
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | تصميم گرفتی . . . ؟ تصميم گرفتی امشب برای شام چی درست کنی؟ تصميم گرفتی . . . ؟ تصميم گرفتی امشب برای شام چه درست کنی؟ | ||
| S W | تصميت رو گرفتی؟ تصميت را گرفتهای؟ | ||
| S W | فكرات رو كردی كه . . . ؟ فكرات رو كردی كه كدومشو میخوای؟ فكرهايت را كردی كه . . . ؟ فكرهايت را كردی كه كدامش را میخواهی؟ | ||
| S W | میخوای چهکار کنی؟ میخواهی چهکار کنی؟ | ||
| S W | چه تصميمی داری؟ چه تصميمی داری؟ | ||
| S W | تصميم داری چهكار كنی؟ تصميم داری چهكار كنی؟ | ||
| S W | تصميمت چيه؟ تصميمت چيست؟ | ||
| S W | نظرِت عوض شد؟ نظرَت عوض شد؟ | ||
| S W | نظرِت كه عوض نمیشه، میشه؟ نظرَت كه عوض نمیشود، میشود؟ | ||
| S W | تو راجع به . . . جور ديگهای فكر میكنی؟ تو راجع به اين ازدواج جور ديگهای فكر میكنی؟ تو راجع به . . . جور ديگری فكر میكنی؟ تو راجع به اين ازدواج جور ديگری فكر میكنی؟ | ||
| S W | به نتيجه رسيدی كه چهكار كنی؟ به نتيجه رسيدی كه چهكار كنی؟ | ||
| S W | تصميم خاصی داری؟ تصميم خاصی داری؟ | ||
| S W | فكری به ذهنت رسيده؟ فكری به ذهنت رسيده است؟ | ||
| S W | راجع به . . . چه تصميمی گرفتی؟ راجع به ادامه كارِت چه تصميمی گرفتی؟ راجع به . . . چه تصميمی گرفتی؟ راجع به ادامه كارَت چه تصميمی گرفتی؟ | ||
| S W | قصد داری چهكار كنی؟ قصد داری چهكار كنی؟ | ||
| S W | آخر تصميمت چی شد؟ آخر تصميمت چه شد؟ | ||
| S W | آخر قرار شد چهکار کنی؟ آخر قرار شد چهکار کنی؟ | ||
| S W | هنوز روی تصميم قبليت هستی؟ هنوز روی تصميم قبلیات هستی؟ | ||
| S W | كدومو انتخاب میكنی؟ كدام را انتخاب میكنی؟ | ||
| S W | برنامهت چيه؟ برنامهات چيست؟ | ||
| S W | چه غلطی میخوای بکنی؟ چه غلطی میخواهی بکنی؟ | ||
| S W | عقيدهت عوض شد؟ عقيدهات عوض شد؟ |
Expressing Decisions/Choices
بيان تصميم / انتخاب
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | تصميم گرفتم . . . . تصميم گرفتم استعفاء بدم چون محيط کارم رو دوست نداشتم. تصميم گرفتم . . . . تصميم گرفتم استعفاء بدهم چون محيط کارم را دوست نداشتم. | ||
| S W | تصميم دارم . . . . تصميم دارم استعفاء بدم. تصميم دارم . . . . تصميم دارم استعفاء بدهم. | ||
| S W | . . . و دوست دارم. رنگ بنفشو دوست دارم./ ترجيح میدم. . . . را دوست دارم. رنگ بنفش را دوست دارم./ ترجيح میدهم. | ||
| S W | میخوام . . . . میخوام ماشينمو عوض كنم. اينطوری میتونم با خيال راحت برم مسافرت. میخواهم . . . . میخواهم ماشينم را عوض كنم. اينطوری میتوانم با خيال راحت به مسافرت بروم. | ||
| S W | . . . رو انتخاب میكنم. من رنگ آبی رو انتخاب میكنم. . . . را انتخاب میكنم. من رنگ آبی را انتخاب میكنم. | ||
| S W | من تصميممو عوض نكردم. (هنوز هم) . . . . من تصميممو عوض نكردم. هنوز هم میگم مهمونی رو بیخيال شيم. من تصميمم را عوض نكردهام. (هنوز هم) . . . . من تصميمم را عوض نكردهام. هنوز هم میگويم مهمانی را بیخيال شويم. | ||
| S W | ديگه نمیخوام . . .، آخه . . . . ديگه نمیخوام برم سركار. آخه اصلاً حقوق خوبی نمیدن. ديگر نمیخواهم . . .، آخر. . . . ديگر نمیخواهم سرکار بروم. آخر اصلاً حقوق خوبی نمیدهند. | ||
| S W | من فكرامو كردم. به نظرم . . . . من فكرامو كردم. به نظرم شغل مناسبی نيست. من فكرهايم را كردهام. به نظرم . . . . من فكرهايم را كردهام. به نظرم شغل مناسبی نيست. | ||
| S W | از . . . خوشم میاد. از مدل قديمی اين ماشين بيشتر خوشم میاد. از . . . خوشم میآيد. از مدل قديمی اين ماشين بيشتر خوشم میآید. | ||
| S W | . . . رو ترجيح میدم. برای روسری رنگای گرم رو ترجيح میدم. . . . را ترجيح میدهم. برای روسری رنگهای گرم را ترجيح میدهم. | ||
| S W | اون . . . رو برمیدارم. اون لباس قرمزَه رو برمیدارم. برای مهمونی فردا حرف نداره. آن . . . را برمیدارم. آن لباس قرمز را برمیدارم. برای مهمانی فردا حرف ندارد. | ||
| S W | به اين نتيجه رسيدم كه . . . . به اين نتيجه رسيدم كه نبايد باهاش ازدواج كنم. به اين نتيجه رسيدهام كه . . . . به اين نتيجه رسيدهام كه نبايد با او ازدواج كنم. | ||
| S W | نظرم عوض شده. ديگه اعتقادی به اين حرفا ندارم. نظرم عوض شده است. ديگر اعتقادی به اين حرفها ندارم. | ||
| S W | تغيير عقيده دادم. . . . . تغيير عقيده دادم. امشب خونه میمونم. تغيير عقيده دادهام. . . . . تغيير عقيده دادهام. امشب خانه میمانم. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 8، Batman
Expressions and Proverbs
تکلیف خود و یا کسی را روشن کردن.
دودل بودن: تردید داشتن در تصمیم گیری.
دل دل کردن: تردید داشتن.
بیگدار یه آب زدن: نسنجیده تصمیم گرفتن.
دل به دریا زدن: پذیرفتن خطر و تصمیم برای انجام کاری.