77 Conditionalsشرط
Conversations and Excercises
دختر عمو و پسر عمویی در یک مهمانی در حال صحبت هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) میگیره.
2) همینطور.
3) چیزی نگی.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
استاد دانشگاه است.
دوستش است.
همسایهاش است.
Question2
قسمت فنی.
قسمت آزمایشگاه.
قسمت تعمیرات.
دخترعمو: چی شد سروش؟ تونستی جایی برای کارورزی پیدا کنی؟
.پسرعمو: آره، این شرکت لاستیکسازی گاهی کارورزهای شیمی تو قسمت آزمایشگاه میگیره. رئیسش هم دوستمه
.دخترعمو: ببینم میتونی سفارش من رو هم بکنی؟ ترم دیگه کارورزی رو شروع کنم
.پسرعمو: به این شرط که بتونی هر روز بیای آزمایشگاه و همینطور اگه فعلاً به همکلاسیهات هم چیزی نگی
.دخترعمو: دو تا شرطش قبول. تو با دوستت صحبت کن
دو دوست دانشجو که از دانشگاه به خانه میروند در حال صحبت هستند. (دو دختر- دانشجوی معماری)

Preparation: Drag and Drop
1) با من میای؟
2) آماده کنم.
3) در صورتی که.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
باید شام بپزد.
باید سر کلاس برود.
باید تدریس کند.
Question2
حواس هم را پرت نکنند.
اجازه دهند قبل شام برگردد.
فردا او بیاید به خانه آنها.
دوست۱: من ایستگاه بعدی پیاده میشم. با من میای خونه؟
دوست۲: نه خیلی خستهام. باید ده تا طرح اولیه هم فردا آماده کنیم.
دوست۱: خب با هم آماده میکنیم. تعارف نکن. شام هم با همیم.
دوست۲: میام در صورتی که فقط کار کنیم و من قبل از شام برگردم خونه.
دوست۱: اِ…! رسیدیم. پیاده شو بریم.
دوست۲: باشه. داشتم میگفتم امشب اصلاً اصرار نکن بمونم.
دوست۱: پیاده شدیم کاری هم نمیتونی بکنی، اگه تونستی مامانم رو راضی کنی باشه، ولی اون نمیذاره بدون شام برگردی.
Examples
Conditionals
شرط
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | اگه . . .، . . . . اگه تو بری، من هم میرم. اگر . . .، . . . . اگر تو بروی، من هم میروم. | ||
| S W | اگه امكانش باشه . . . . اگه امكانش باشه سعی میكنم فردا بيام ديدنِت. اگر امكانش باشد . . . . اگر امكانش باشد سعی میكنم فردا بيايم ديدنَت. | ||
| S W | فقط اگه . . .، . . . . فقط اگه كمی كمكم كنی میتونم اين كارو امروز تموم كنم. فقط اگر . . .، . . . . فقط اگر كمی كمكم كنی میتوانم اين كار را امروز تمام كنم. | ||
| S W | . . . مگه اينكه . . . . گزارش رو نمینويسه مگه اينكه تو سفارش كنی. . . . مگر اينكه . . . . گزارش را نمینويسد مگر اينكه تو سفارش كنی. | ||
| S W | . . .، به شرطی كه . . . . با ما همكاری میكنه، به شرطی كه بهش اضافه كاری بديم. . . .، به شرطی كه . . . . با ما همكاری میكند، به شرطی كه به او اضافه كاری بدهيم. | ||
| S W | . . .، در صورتی كه . . . . حاضرم باهاش حرف بزنم در صورتی كه بهم توهين نكنه. . . .، در صورتی كه . . . . حاضرم با او حرف بزنم در صورتی كه به من توهين نكند. | ||
| S W | میتونی . . .، فقط و فقط به شرطی كه . . . . میتونی ماشين رو بفروشی فقط و فقط به شرطی كه پولش رو حروم نكنی. میتوانی . . .، فقط و فقط به شرطی كه . . . . میتوانی ماشين را بفروشی فقط و فقط به شرطی كه پولش را حرام نكنی. | ||
| S W | . . . به اين شرط که/ به شرط اينکه . . . . جلسهی امروز ميام به اين شرط که شاملو بخونيم. . . . به اين شرط که/ به شرط اينکه . . . . جلسهی امروز میآيم به اين شرط که شاملو بخوانيم. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 9, Hollywood Ending
Expressions and Proverbs
به شرط چاقو.
احتیاط شرط عقله.
به شرطها و شروطها.
شرط میبندم.