13 Ta’aarof: Complimentingتعریف و تمجید کردن از چیزی
Conversations and Excercises
دو دوست نسبتاً صمیمی در مهمانی همدیگر را ملاقات میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) مزخرف نگو.
2) خیلی بهم ریختهم.
3) هر کاری کنی زیبایی.
4) چشمات قشنگ میبینه.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
ای دروغگو.
من خوشکل نیستم.
.خودت خوشکلی
Question2
با مادرش.
با برادرش.
با پسر .عمویش
سیما: سلام فرشید! چهطوری؟
فرشید: به، سلام! چه لباس معرکهای! ماشالله چهقدر خوشگل شدی!
سیما: مزخرف نگو. تا عصر سرکار بودم. خیلی بهم ریختهم.
فرشید: اصلاً اینجوری نیست. تو هر کاری کنی زیبایی.
سیما: ممنونم. چشمات قشنگ میبینه. با کی اومدی؟
فرشید: یکی از دوستای قدیمیم. بیا، بذار بهت معرفیش کنم.
مادری با دخترش در حال خرید است.
Preparation: Drag and Drop
1) خیلی خوشسلیقهای.
2) همه چی بهت میاد.
3) بذار بپوشم بعد تعریف کن.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
اصلاً قشنگ نیست.
یه لباس دیگه رو امتحان کن.
بهت نمیاد
Question2
نه بابا اینجورها هم نیست.
ممنونم.
آره خودمم خوشم اومد.
دختر: این رو بپوشم به نظرت؟ (به یک لباس اشاره میکند.)
مادر: خیلی قشنگه. تو خیلی خوشسلیقهای. همه چی هم بهت میاد.
دختر: اوه! حالا بذار بپوشم بعد اونقدر تعریف کن.
مادر: این یکی رو هم بپوش دخترم.
دختر: باشه. ( دختر رو به فروشنده ) میشه این دو تا لباس رو امتحان کنم؟
Examples
Compliments
تعریف و تعارف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چه . . . [يک صفت مناسب] ی! چه لباس معرکهای! چه . . . [يک صفت مناسب] ی! چه لباس معرکهای! | ||
| S W | . . . خيلی [يک صفت مناسب] ه! آپارتمانتون خيلی عاليه! . . . خيلی [يک صفت مناسب] است. آپارتمانتان خیلی عالی است! | ||
| S W | به به، چه عالی! به به، چه عالی! | ||
| S W | آفرين! آفرين! | ||
| S W | خيلی [يک صفت مناسب] شده. خیلی خوب شده. خيلی [يک صفت مناسب] شده. خیلی خوب شده است. | ||
| S W | مثال نداره. مثال ندارد. | ||
| S W | . . . (خيلی) بهتون میآد. رنگ آبی خيلی بهتون میاد. . . . (خيلی) به شما میآيد. رنگ آبی خیلی به شما میآید. | ||
| S W | سليقهتون تو (. . .) خيلی خوبه. سليقهتون تو لباس پوشيدن خيلی خوبه. سليقهتان توی(. . . ) خيلی خوب است. سليقهتان در لباس پوشيدن خيلی خوب است. | ||
| S W | (. . . ) خيلی خوش سليقهاين. تو لباس پوشيدن خيلی خوش سليقهاين. (. . . ) خيلی خوش سليقهايد. در لباس پوشيدن خيلی خوش سليقهايد. | ||
| S W | چهقدر [يک صفت مناسب] شدی! امشب چهقدر خوشگل شدی! چهقدر [يک صفت مناسب] شدهای! امشب چهقدر خوشگل شدهای! | ||
| S W | خيلی/ چه [يک صفت مناسب + فعل با مخاطب دوم شخص] ! خيلی/ چه خوب بازی میكنی! خيلی/ چه [يک صفت مناسب + فعل با مخاطب دوم شخص] ! خيلی/ چه خوب بازی میكنی! | ||
| S W | عجب [صفت و موصوف]ی ! عجب باغچهی قشنگی! عجب [صفت و موصوف]ی ! عجب باغچهی قشنگی! | ||
| S W | (دستتون درد نكنه،) چه [صفت و موصوف]ی! دستتون درد نكنه، چه غذای خوشمزهای! (دستتان درد نكند،) چه [صفت و موصوف]ی! دستتان درد نكند، چه غذای خوشمزهای! | ||
| S W | مزهی غذاتون هنوز توی دهنمه. مزهی غذایتان هنوز در دهانم است. | ||
| S W | از بس خوشمزه بود انگشتامو هم خوردم. از بس خوشمزه بود انگشتهايم را هم خوردم. | ||
| S W | از . . . خوشم میآد. از مدل جديد موهاتون خوشم میآد. از . . . خوشم میآید. از مدل جديد موهایتان خوشم میآيد. |
Accepting Compliments
پذیرفتن تعریف و تعارف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | مرسی. مرسی. | ||
| S W | متشكرم. متشكرم. | ||
| S W | ممنونم. ممنونم. | ||
| S W | شما لطف دارين. شما لطف داريد. | ||
| S W | نظر لطفتونه. نظر لطفتان است. | ||
| S W | نفرمايين. نفرماييد. | ||
| S W | قابل نداره. قابل ندارد. | ||
| S W | چشمهاتون قشنگ میبينه. چشمهايتان قشنگ میبيند. | ||
| S W | محبت دارين. محبت داريد. | ||
| S W | واقعاً؟! ممنونم. واقعاً؟! ممنونم. | ||
| S W | خواهش میكنم. خواهش میكنم. | ||
| S W | خجالتزدهم میكنين. خجالتزدهام میكنيد. | ||
| S W | قابل گفتن نيست. قابل گفتن نيست. | ||
| S W | اوه! چهقدر بزرگِش میكنين. اوه! چهقدر بزرگَش میكنيد. | ||
| S W | كار مهمی نكردم. كار مهمی نكردم. | ||
| S W | ای بابا! چيزی نبود. ای بابا! چيزی نبود. | ||
| S W | اينقدر تعارف تكه پاره نكن. اينقدر تعارف تكه پاره نكن. | ||
| S W | خوبی از خودتونه. خوبی از خودتان است. | ||
| S W | شما خودتون خوبين. شما خودتان خوبيد. | ||
| S W | در مقابل شما هيچه. در مقابل شما هيچ است. | ||
| S W | (خُب،) ماييم ديگه!/ ما اينيم ديگه! (خُب،) ماييم ديگر!/ ما اينيم ديگر! | ||
| S W | اينه ديگه! اين است ديگر! | ||
| S W | میتونيم! میتوانيم! | ||
| S W | چوبکاری میفرمايين. چوبکاری میفرماييد. | ||
| S W | نه بابا، اينطورام نيست. نه بابا، اينطورها هم نيست. | ||
| S W | خجالتم میدين. خجالتم میدهید. | ||
| S W | اختيار دارين. اختيار داريد. | ||
| S W | شرمنده میکنين. شرمنده میکنيد. | ||
| S W | دارندگی و برازندگی! دارندگی و برازندگی! | ||
| S W | فكر نمیكنم اونقدرا هم كه شما میگين [يک صفت مناسب؛ مثل: جالب] باشن. فکر نمیکنم اونقدرها هم که شما میگین جالب باشن. فكر نمیكنم آنقدرها هم كه شما میگوييد [يک صفت مناسب؛ مثل: جالب] باشند. فکر نمیکنم آنقدرها هم که شما میگویید جالب باشند. | ||
| S W | اينجورام نيست؛ چشمهاتون قشنگ میبينه. اينجورها هم نيست؛ چشمهايتان قشنگ میبيند. | ||
| S W | شما هميشه نسبت به من لطف دارين. شما هميشه نسبت به من لطف داريد. | ||
| S W | چرب زبونی نكن. چرب زبانی نكن. | ||
| S W | خوب چرب زبونی ها. خوب چرب زبان هستیها. | ||
| S W | بيخودی به من دلخوشی ندين. بيخودی به من دلخوشی نديد. | ||
| S W | من شايستهی اين همه تعريف و تمجيد نيستم. من شايستهی اين همه تعريف و تمجيد نيستم. | ||
| S W | اينقدر زبون نريز! اينقدر زبان نريز! | ||
| S W | خدا اين زبونتو ازت نگيره! خدا اين زبانت را از تو نگيرد! |
Rejecting Compliments
رد کردن تعریف و تعارف
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بيخودی بهم دلخوشی نده. بيخودی به من دلخوشی نده. | ||
| S W | اين كه میگی فقط دلخوش كنکه. اين كه میگويی فقط دل خوش كنک است. | ||
| S W | چرند نگو! چرند نگو! | ||
| S W | آره جون خودت! آره جان خودت! | ||
| S W | بيخود زحمت نكش و دلمو خوش نكن. بيخود زحمت نكش و دلم را خوش نكن. | ||
| S W | خيلی شورش میکنی! خيلی شورَش میکنی! | ||
| S W | چه حرف مسخرهای! چه حرف مسخرهای! | ||
| S W | حرف مفت نزن. حرف مفت نزن. | ||
| S W | حرفاتون چرنده. حرفهايتان چرند است. | ||
| S W | همهش مزخرفه، باور نمیکنم. همهاش مزخرف است، باور نمیکنم. | ||
| S W | اينا همهش حرفه. اينها همهاش حرف است. | ||
| S W | اينقدر هندونه زير بغلم نگذار!/نذار! اينقدر هندوانه زير بغلم نگذار! | ||
| S W | چاپلوسی نکن. چاپلوسی نکن. | ||
| S W | مزخرف نگو. مزخرف نگو. | ||
| S W | برو چاپلوس. برو چاپلوس. | ||
| S W | از آدمای چاپلوس اصلاً خوشم نمیآد. از آدمهای چاپلوس اصلاً خوشم نمیآيد. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 4: Ratatouille
Expressions and Proverbs
قدمتان به روی چشم.
مثل ماه شب چهارده شدی: خیلی زیبا شدی.
به آفتاب میگه تو درنیا، من هستم: به زیبایی آفتاب است.
ادب از که آموختی؟ از بیادبان: کارهایی که آدمهای بیادب انجام میدهند، تو انجام نده.
ادب مرد، به ز دولت اوست: ادب هر شخص، از هر ثروتی بالاتر است.
* واژهها
ماه شب چهارده: ماه تمام و کامل
دولت: ثروت