63 Care/Concern/Unconcernاهميت دادن/توجه کردن/بیتوجهی
Conversations and Excercises
پسردانشجویی با خانوادهاش قبل از سوار شدن به اتوبوس و رفتن به شهر دانشجوییاش در حال صحبت است.
Preparation: Drag and Drop
1) نگرانتم.
2) پیشمون بودی.
3) از خودم مراقب کنم.
4) حرکت میکند.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
پسرش به جای خطرناکی میرود.
میترسد پسرش در راه تصادف کند.
پسرش به جنگ میرود.
Question2
هر ماه.
هر روز.
۲ روز یکبار.
پسر: خوبی مامان؟ مگه دارم میرم جنگ که اینقدر ناراحتی؟
مادر: نه عزیزم فقط نگرانتم. همیشه پیشمون بودی آخه.
پسر: من میتونم از خودم مراقبت کنم. دلواپس من نباش. باشه مامان گلم؟
مادر: چی بگم؟! هر روز سعی کن توی این هفته با من تماس بگیری. همهش فکرم پیش توئه.
پسر: چشم. من برم که الآن اتوبوسه حرکت میکنه.
مادر: باشه عزیزم، برو به سلامت . . .
پسری به دیدن مادر پیرش در خانهی سالمندان میرود.
Preparation: Drag and Drop
1) جدا شه.
2) سر نزدی.
3) بره به جهنم.
4) اهمیتی نداره.
5) فرق میکنه؟
6) حق داری.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
گرفتار بچهداریست.
دارد جدا میشود.
بیمار است.
Question2
چون باید بیشتر مواظبش میبوده.
چون مادرش رابطه خوبی با همسر پسر ندارد.
چون پسر میخواهد طلاق بگیرد.
مادر: چه عجب! خیلی وقته یه سر نزدی.
پسر: خیلی گرفتار بودم، ببخشید! ارغوان میخواد ازم جدا شه.
مادر: بره به جهنم. برام اهمیتی نداره. از اول هم من از این زن تو خوشم نمیاومد.
پسر: چی بگم؟! حالا خودت خوبی؟ نگرانت بودم.
مادر: نگران من بیچاره نباش. اصلاً مرده یا زندهی من هم دیگه برات فرقی میکنه؟
پسر: این چه حرفیه؟! البته حق داری. من باید بیشتر مواظبت باشم.
Examples
Expressing Care/Concern
ابراز توجه
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | قضيه چيه؟ قضيه چيست؟ | ||
| S W | خوبی؟ خوبی؟ | ||
| S W | اتفاقی افتاده؟ اتفاقی افتاده است؟ | ||
| S W | مشكلی پيش اومده؟ مشكلی پيش آمده است؟ | ||
| S W | نگرانتم. نگرانت هستم. | ||
| S W | دلم مثل سير و سركه میجوشه. دلم مثل سير و سركه میجوشد. | ||
| S W | نگرانی من به خاطر پدرمه. نگرانی من به خاطر پدرم است. | ||
| S W | كارات منو نگران میكنه. كارهايت مرا نگران میكند. | ||
| S W | همهش فکرم پيش توئه. همهاش فکرم پيش تو است. | ||
| S W | من دلواپستم. من دلواپس تو هستم. | ||
| S W | مواظب خودت باش. مواظب خودت باش. | ||
| S W | مراقب باش، خُب؟ مراقب باش، خُب؟ |
Asking for Care/Concern
درخواست توجه
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خيلی نگرانی؟ خيلی نگرانی؟ | ||
| S W | واقعاً برات مهمه؟ واقعاً برايت مهم است؟ | ||
| S W | اصلاً من برات اهميت دارم؟ اصلاً من برایت اهميت دارم؟ | ||
| S W | تو واقعاً اهميت میدی؟ تو واقعاً اهميت میدهی؟ | ||
| S W | چه فرقی برای تو میكنه؟ چه فرقی برای تو میكند؟ | ||
| S W | اصلاً كسی هم هست كه نگران من باشه؟ اصلاً كسی هم هست كه نگران من باشد؟ | ||
| S W | ديگه هيچکس به من اهميتی نمیده. ديگر هيچکس به من اهميتی نمیدهد. | ||
| S W | نگران من بيچاره نباش. (با لحنی غمگين) نگران من بيچاره نباش. | ||
| S W | اصلاً مرده يا زندهی من هم ديگه برات فرقی میكنه؟ اصلاً مرده يا زندهی من هم ديگر برايت فرقی میكند؟ | ||
| S W | واقعاً نگران سلامتی منی؟ واقعاً نگران سلامتی من هستی؟ |
Telling Someone not to be Concerned
درخواست نگران نبودن و دخالت نکردن در کار گوينده
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | نگران من نباش. نگران من نباش. | ||
| S W | دلواپس من نباش. دلواپس من نباش. | ||
| S W | من میتونم از خودم مراقبت كنم. من میتوانم از خودم مراقبت كنم. | ||
| S W | مواظب خودم هستم. مواظب خودم هستم. | ||
| S W | خودم حواسم به خودم هست. خودم حواسم به خودم هست. | ||
| S W | اتفاقی نيفتاده. اتفاقی نيفتاده است. | ||
| S W | چيزی نشده. چيزی نشده است. | ||
| S W | نگرانيت بیمورده. نگرانیات بیمورد است. | ||
| S W | خودتو به خاطر من اذيت نكن. خودت را به خاطر من اذيت نكن. | ||
| S W | جای نگرانی نيست. جای نگرانی نيست. | ||
| S W | به شما چه! به شما چه! | ||
| S W | به شما ربطی نداره. به شما ربطی ندارد. | ||
| S W | سرت تو لاک خودت باشه. سرت در لاک خودت باشد. | ||
| S W | تو كار من دخالت نكن. تو كار من دخالت نكن. |
Expressing Unconcern
بيان بیتوجهی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | کی اهميت میده؟ کی اهميت میدهد؟ | ||
| S W | برام مهم نيست. برایم مهم نيست. | ||
| S W | برام اهميتی نداره. برایم اهميتی ندارد. | ||
| S W | كه چی؟ كه چی؟ | ||
| S W | خب، كه چی؟ خب، كه چی؟ | ||
| S W | چه فرقی میكنه؟ چه فرقی میكند؟ | ||
| S W | بره به جهنم. برود به جهنم. | ||
| S W | بريزش دور. بريزش دور. | ||
| S W | به درک. به درک. | ||
| S W | به جهنم. به جهنم. | ||
| S W | ولش کن. ولش کن. | ||
| S W | فکرشم نمیکنم. فکرش را هم نمیکنم. | ||
| S W | چه اهميتی داره؟! چه اهميتی دارد؟! |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 9, Hollywood Ending
Expressions and Proverbs
لیلی به لالای کسی گذاشتن: بیش از حد توجه کردن.
مو را از ماست بیرون کشیدن: توجه بیش از اندازه به موضوعی خاص.
نو که اومد به بازار، کهنه میشه دلآزار.