69 Beliefs/Convincing/Persuasionاعتقاد/ اعتماد/ بیاعتقادی/ بیاعتمادی
Conversations and Excercises
خانمی با آرایشگاهی تماس میگیرد که وقت بگیرد.

Preparation: Drag and Drop
1) ممکن نیست.
2) وقت نداریم.
3) متأسفم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
کوتاهی و رنگ.
سشوار کردن مو.
آرایش مهمانی.
Question2
چون زود تماس گرفته است.
چون دوستش ده دقیقه پیش وقت گرفته است.
چون آرایشگاه معروفی نیست.
زن: خانم، من یه وقت برای پنجشنبه عصر میخواستم.
منشیآرایشگاه: برای چه کاری؟
زن: کوتاهی و رنگ مو.
منشیآرایشگاه: هوممم. . . متاسفم پنجشنبه خیلی شلوغه. وقت نداریم.
زن: شوخی میکنید!! ممکن نیست وقت نداشته باشید. همین ده دقیقه پیش دوستم ازتون دو تا وقت گرفت.
منشیآرایشگاه: باور کنید که آخرین وقت رو همین ده دقیقه پیش دادم.
دو آتشنشان قبل از ورود به محل مأموریتشان شروع به صحبت میکنند.

Preparation: Drag and Drop
1) ضخیمتر.
2) عقیدهی تو چیه؟
3) غیرممکنه.
4) بهم اعتماد کن.
5) به دادش نرسیم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
کودک خردسال.
گربه.
خرگوش.
Question2
طناب بلند.
تسمه.
قلاب.
آتشنشان۱: به نظرم باید از طناب ضخیمتر استفاده کنیم. عقیدهی تو چیه؟
آتشنشان۲: نه، به نظر من باید از تسمه استفاده کنیم. اون یه گربهست؛ میشه با تسمه سریع اون رو بست.
آتشنشان۱: غیرممکنه! تسمه اصلاً به درد این کار نمیخوره!
آتشنشان۲: بهم اعتماد کن. شروع کنیم؟
آتشنشان۱: من که باور نمیکنم این تسمه بتونه . . .
آتشنشان۲: به من اطمینان داشته باش. زود باش! اگه همین الان به دادش نرسیم میمیره.
Examples
Asking about Beliefs/Trust
پرسش از اعتقاد و اعتماد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | عقيدهی تو چيه؟ عقيدهی تو چی است؟ | ||
| S W | تو چه عقيدهای داری؟ تو چه عقيدهای داری؟ | ||
| S W | متقاعد شدی که . . . ؟ متقاعد شدی که تو کارش مهارت داره ؟ متقاعد شدی که . . . ؟ متقاعد شدی که در کارش مهارت دارد؟ | ||
| S W | به چی اعتقاد داری؟ به چی اعتقاد داری؟ | ||
| S W | به . . . اعتقاد داری؟ به دموکراسی اعتقاد داری؟ به . . . اعتقاد داری؟ به دموکراسی اعتقاد داری؟ | ||
| S W | به . . . ايمان داری؟ به خودت ايمان داری؟ به . . . ايمان داری؟ به خودت ايمان داری؟ | ||
| S W | به عقيدهی تو . . . ؟ به عقيدهی تو دليلش برای اينکار چی بود؟ به عقيدهی تو . . . ؟ به عقيدهی تو دليلش برای اينکار چه بود؟ | ||
| S W | تو . . . قبول داری ؟ تو حرفاشو قبول داری؟ تو . . . قبول داری ؟ تو حرفهايش را قبول داری؟ | ||
| S W | به . . . اعتماد داری؟ به من اعتماد داری؟ به . . . اعتماد داری؟ به من اعتماد داری؟ |
Stating Belief/Trust
بيان اعتقاد و اعتماد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | به عقيدهی من . . . . به عقيدهی من اون بیگناهه. به عقيدهی من . . . . به عقيدهی من او بیگناه است. | ||
| S W | به . . . ايمان دارم. من کاملاً بهت ايمان دارم. به . . . ايمان دارم. من کاملاً به تو ايمان دارم. | ||
| S W | متقاعد شدم كه . . . . متقاعد شدم كه بايد بيشتر حواسم رو جمع كنم. متقاعد شدم كه . . . . متقاعد شدم كه بايد بيشتر حواسم را جمع كنم. | ||
| S W | اعتقادم بر اينه که . . . اعتقادم بر اينه که هر کاری با تلاش و کوشش درست میشه. اعتقادم بر اينه که خدا وجود داره. اعتقادم بر اين است که . . . اعتقادم بر اين است که هر کاری با تلاش و کوشش درست میشود. اعتقادم بر اين است که خدا وجود دارد. | ||
| S W | به . . . اعتماد/اطمينان دارم. من به تو اعتماد دارم. به . . . اعتماد/اطمينان دارم. من به تو اعتماد دارم. | ||
| S W | عقيدهی من اينه که . . . . عقيدهی من اينه که کار درستی نبود. عقيدهی من اين است که . . . . عقيدهی من اين است که کار درستی نبود. | ||
| S W | به . . . اعتقاد دارم. من به کارش اعتقاد دارم. به . . . اعتقاد دارم. من به کارش اعتقاد دارم. |
Asking for Belief/Trust
درخواست اعتقاد و اعتماد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | قبول كن كه . . . . قبول كن كه اون میخواد از تو سوءاستفاده كنه. قبول كن كه . . . . قبول كن كه او میخواهد از تو سوءاستفاده كند. | ||
| S W | باور کن که . . . . باور کن که فکر بدی در مورد تو نمیکنه. باور کن که . . . . باور کن که فکر بدی در مورد تو نمیکند. | ||
| S W | بهتره باور کنی که . . . . بهتره باور کنی که من منظوری نداشتم. بهتر است باور کنی که . . . . هتر است باور کنی که من منظوری نداشتم. | ||
| S W | بهم اعتماد كن. به من اعتماد كن. | ||
| S W | به من اطمينان داشته باش. به من اطمينان داشته باش. |
Stating Disbelief/Mistrust
بيان بیاعتقادی و بیاعتمادی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | جدی نمیگی! جدی نمیگویی! | ||
| S W | شوخی میكنی! شوخی میكنی! | ||
| S W | باور نمیكنم! باور نمیكنم! | ||
| S W | باورم نمیشه! باورم نمیشود! | ||
| S W | دروغ میگی! دروغ میگویی! | ||
| S W | دروغ نگو! دروغ نگو! | ||
| S W | اين اصلاً قابل قبول نيست. اين اصلاً قابل قبول نيست. | ||
| S W | اين اصلاً درست نيست. اين اصلاً درست نيست. | ||
| S W | من كه نمیتونم قبول كنم. من كه نمیتوانم قبول كنم. | ||
| S W | من که باورم نمیشه. من که باورم نمیشود. | ||
| S W | من که باور نمیکنم. من که باور نمیکنم. | ||
| S W | چرنده. چرند است. | ||
| S W | چرت میگی! چرت میگویی! | ||
| S W | مزخرفه. مزخرف است. | ||
| S W | غير ممکنه! غير ممکن است! | ||
| S W | عمراً ! عمراً ! | ||
| S W | بهت اعتماد ندارم. به تو اعتماد ندارم. | ||
| S W | بهت اطمينان ندارم. به تو اطمينان ندارم. | ||
| S W | ممکن نيست! ممکن نيست! | ||
| S W | به نظر من كه همش لاف میزنی. به نظر من كه همهاش لاف میزنی. | ||
| S W | باور نكردنيه. باور نكردنی است. | ||
| S W | میخوای باور کنم؟ میخواهی باور کنم؟ | ||
| S W | انتظار داری باور کنم؟ انتظار داری باور کنم؟ |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 9, Hollywood Ending
Expressions and Proverbs
از دعای گربه سیاه بارون نمیباره: برای دعا کردن باید اعتقاد داشت.
ما زبالاییم و بالا میرویم: به نیرویی برتر معتقدیم.
مثل چشمهام بهش اعتماد دارم: آدم خیلی قابل اعتمادی است.