16 Asking to Wait/Not to Waitدرخواست منتظر ماندن/ منتظر نماندن
ZirNevis | Episode 16
TranscriptConversations and Excercises
مهشيد و ميلاد (خواهر و برادر) از در خانه بيرون میآيند.

Preparation: Drag and Drop
1) وایسا.
2) جا گذاشتم.
3) مهلت بده.
4) یه لحظه.
5) فکر کنم
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
سوییچ
تلفن
کیف
Question2
باشه پس سریع بیا.
آروم میرم تا برسی.
نمیخواد بیاریش.
مهشيد: اِ..يه لحظه وايسا. فِکر کنم گوشیمو جا گذاشتم.
ميلاد: بدو خيلی ديره!
مهشيد: يه دقيقه مهلت بده. نه، مثل اينکه نياوردم. تو برو من ميام.
ميلاد: باشه. آروم میرم تا برسی.
زن و شوهر مسنی در خيابان در حال پيادهروی هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) اینجا
2) همینجا باش تا بیام.
3) درست نمیگم؟
4) برم ببینم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
در خیابان کناری است.
کنار فروشگاه است.
بین میوهفروشی و عطاری است.
Question2
همینجا وایسا تا برگردم.
برو خونه من بعداً میام.
تو برو من همینجا منتظر میمونم.
زن: اينجا قبلا يه نونوايی بود. درست نمیگم؟
مرد: آره، توی اين کوچهست.
زن: برم ببينم نون داره. همينجا باش تا من بيام.
مرد: باشه. من اينجا میشينم.
Examples
Asking to Wait
درخواست منتظر ماندن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | يه لحظه صب كن. يک لحظه صبر كن. | ||
| S W | يه لحظه لطفاً! يک لحظه لطفاً! | ||
| S W | يه دقيقه! يک دقيقه! | ||
| S W | میتونين يه لحظه صبر كنين؟ میتوانيد یک لحظه صبر كنيد؟ | ||
| S W | ممكنه يه لحظه صبر كنی؟ ممكن است يک لحظه صبر كنی؟ | ||
| S W | میتونين صبر كنين؟ میتوانيد صبر كنيد؟ | ||
| S W | تشريف داشته باشين خدمتتون میرسم. تشريف داشته باشيد خدمتتان میرسم. | ||
| S W | يه لحظهی ديگه برمیگردم. يک لحظهی ديگر برمیگردم. | ||
| S W | وايسا، الان ميام. بایست، الان میآيم. | ||
| S W | يک دقيقه مهلت بده. يک دقيقه مهلت بده. | ||
| S W | صبر كن. صبر كن. | ||
| S W | منتظرم باش. منتظرم باش. | ||
| S W | میشه چند لحظه منتظرم بمونين؟ میشود چند لحظه منتظرم بمانيد؟ | ||
| S W | يک دقيقه صب كن، باشه؟ يک دقيقه صبر كن، باشد؟ | ||
| S W | هستی تا من بيام؟ هستی تا من بيایم؟ | ||
| S W | يه لحظه صب کنی من اومدم. يک لحظه صبر کنی من آمدهام. | ||
| S W | صب کن الان ميام. صبر کن الان میآيم. | ||
| S W | يه دقيقه فرصت بده. يک دقيقه فرصت بده. | ||
| S W | چشم بههم بذاری منم اومدم. چشم بههم بگذاری من هم آمدهام. | ||
| S W | باش تا من بيام. باش تا من بيایم. | ||
| S W | جايی نرو تا من بيام. جايی نرو تا من بيایم. | ||
| S W | تا سه بشمری اومدم. تا سه بشماری آمدهام. | ||
| S W | تکون نخور تا من بيام. تکان نخور تا من بيایم. | ||
| S W | همينجا باش تا من بيام. همينجا باش تا من بيایم. |
Asking not to Wait
درخواست منتظر نماندن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | لازم نيست منتظرم بمونين. لازم نيست منتظرم بمانید. | ||
| S W | نمیخواد معطل من بشين. نمیخواهد معطل من بشويد. | ||
| S W | منتظر من نمونين. منتظر من نمانيد. | ||
| S W | معطل من نشين. معطل من نشوید. | ||
| S W | تو برو من ميام. تو برو من میآيم. | ||
| S W | شما برين. شما بروید. | ||
| S W | بيخودی معطل من نمونين. بيخودی معطل من نمانید. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Expressions and Proverbs
بشمار سه اومدم: به سرعت برمیگردم.
از بس انتظار کشیدم، زیر پاهام علف سبز شد.
آنقدر منتظر بمان تا موهایت مثل دندانهایت سفید شود.
چشمام به در سفید شد: خیلی منتظرت بودم.