17 Asking to Postponeدرخواست به تعویق انداختن کاری
ZirNevis | Episode 17
TranscriptConversations and Excercises
هديه با مسعود در حال مکالمه تلفنی است.
Preparation: Drag and Drop
1) دیرتر بشه.
2) پیش اومده.
3) اشکالی نداره.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
در یک مکان دیگر.
در یک تاریخ دیگر.
با چند دقیقه تاخیر.
Question2
بعد از ظهر
عصر
شب
هديه: الو، سلام مسعود. هديهام.
مسعود: سلام، چهطوری؟ چه خبر؟
هديه: خوبم. سلامتی. میخواستم بپرسم برنامه شب يهکم ديرتر بشه اشکالی داره؟
مسعود: نه اشکالی که نداره، ولی چرا؟ چيزی شده؟
هديه: نه، يه کاری واسم پيش اومده.
مسعود: میخوای کلاً بذاريمش يه موقع ديگه؟
هديه: نه نه! فقط يک ساعت ديرتر مثلاً.
مسعود: باشه پس ساعت ۸ میبينمت.
خانمی در آژانس مسکن در حال صحبت با بنگاهدار است.

Preparation: Drag and Drop
1) اشکالی نداره؟
2) هماهنگ میکنم.
3) سرم شلوغه.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
صاحبخونه
مستأجر
خریدار
Question2
مریض شده است.
دیر وقت است.
سرش شلوغ است.
خانم: اين خونه عاليه! میتونيم امروز ببينيمش؟
بنگاهدار: راستش امروز خيلی سرم شلوغه. اشکالی نداره بذاريمش برای فردا؟
خانم: نه، فردا صبح عاليه.
بنگاهدار: پس من با صاحبخونه هم هماهنگ میکنم تا شب بهتون خبر میدم.
خانم: دست شما درد نکنه. ما منتظر خبر شما میشيم.
Examples
Asking to Postpone
درخواست به تعويق انداختن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | باشه برای بعد. باشد برای بعد. | ||
| S W | باشه بعداً. باشد بعداً. | ||
| S W | چهطوره بذاريم برای يه وقت ديگه؟ چهطور است بگذاريم برای يک وقت ديگر؟ | ||
| S W | بعداً باهاتون راجع بهش صحبت میكنم. بعداً با شما راجع به آن صحبت میكنم. | ||
| S W | اشكالی نداره بذاريمش برای يه وقت ديگه؟ اشكالی ندارد بگذاريمش برای يک وقت ديگر؟ | ||
| S W | باشه برای يه وقت ديگه. باشد برای يک وقت ديگر. | ||
| S W | بذاريم (برای) يه فرصت مناسبتر. بگذاريم برای يک فرصت مناسبتر. | ||
| S W | بذاريم سر فرصت. بگذاريم سر فرصت. | ||
| S W | بذاريمش برای يه موقع ديگه. بگذاريمش برای يک موقع ديگر. | ||
| S W | ممكنه بذاری برای يه موقع ديگه؟ ممكن است بگذاری برای يک موقع ديگر؟ | ||
| S W | نظرتون چيه كه بعداً راجع بهش صحبت كنيم؟ نظرتان چيست كه بعداً راجع به آن صحبت كنيم؟ | ||
| S W | بيا بندازيمش يه وقت ديگه. بيا بیاندازيمش يک وقت ديگر. | ||
| S W | بمونه برای بعد. بماند برای بعد. | ||
| S W | (يک کم) ديرتر باشه اشکالی داره؟ (يک کم) ديرتر باشه اشکالی دارد؟ | ||
| S W | میخوای بذاريمش يه موقعِ ديگه. میخواهی بگذاريمش يک موقعِ ديگر. | ||
| S W | میخوای باشه يه موقعِ ديگه؟ میخواهی باشد يک موقعِ ديگر؟ | ||
| S W | حالا نمیشه يه موقع ديگه باشه؟ حالا نمیشود يک موقع ديگر باشد؟ | ||
| S W | حالا چه عجلهايه؟ حالا چه عجلهای است؟ | ||
| S W | من با روزِش مشکل دارم. من با روزَش مشکل دارم. | ||
| S W | زمانِش برای من خيلی مناسب نيست. زمانَش برای من خيلی مناسب نيست. | ||
| S W | چهطوره به يه وقت ديگه موكولش كنيم؟ چهطور است به يک وقت ديگر موكولش كنيم؟ |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Expressions and Proverbs
مگه شش ماهه به دنیا اومدی؟
گر صبر کنی زغوره حلوا سازی.
عجله کار شیطونه.
کار امروز، به فردا مفکن.