11 Asking someone to go firstتعارف ۱: تعارف برای حق تقدم
ZirNevis | Episode 11
TranscriptConversations and Excercises
دو کارمند شرکتی منتظر آمدن آسانسور هستند.

Preparation: Drag and Drop
1) مقدمن.
2) بالاخره اومد.
3) خواهش میکنم.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
کارمند دو با خواهش میکنم شروع میکند.
کارمند یک با خانمها مقدمن شروع میکند.
کارمند دو با شما بفرمایید شروع میکند.
Question2
هردو همزمان.
کارمند دوم.
کارمند سوم از راه میرسد و سوار میشود.
کارمند۱: بالاخره اومد. بفرماييد.
کارمند۲: خواهش میکنم. شما بفرماييد.
کارمند۱: خانمها مقدمن، تعارف هم نکنيد!
کارمند۲: ممنون! با اجازهتون.
کوشا هنگام ورود به خانه دوست خواهرش، ليدا، را میبيند.

Preparation: Drag and Drop
1) تشریف میبرید؟
2) جا گذاشتم.
3) شما بفرمایید.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
خسته شده.
چیزی جا گذاشته.
باید چیزی در خانه بگذارد.
Question2
شما بزرگترید.
خانمها مقدمن.
اختیار دارید.
کوشا: سلام ليدا خانم، داريد تشريف میبريد؟
ليدا: سلام! نه دارم برمیگردم تو. کتابمو جا گذاشتهم.
کوشا: اِ! خب بفرماييد.
ليدا: خواهش میکنم، شما بفرماييد.
کوشا: اختيار داريد، خواهش میکنم بفرماييد. تعارف نکنيد.
ليدا: ممنون.
Examples
Telling to Go First
تعارف برای حق تقدم
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | بفرمايين. بفرماييد. | ||
| S W | شما بفرمايين. شما بفرماييد. | ||
| S W | اول شما بفرمايين. اول شما بفرماييد. | ||
| S W | اول شما. اول شما. | ||
| S W | اول خانما! اول خانمها! | ||
| S W | اول خانما، بعد آقايون. اول خانمها، بعد آقايان. | ||
| S W | خواهش میكنم (شما بفرمايين).. خواهش میكنم (شما بفرماييد). | ||
| S W | اصلاً امكان نداره، شما بفرمايين. اصلاً امكان ندارد، شما بفرماييد. | ||
| S W | ممکن نيست، اول شما. ممکن نيست، اول شما. | ||
| S W | غير ممكنه، شما بفرمايين. غير ممكن است، شما بفرماييد. | ||
| S W | بزرگتری گفتن، كوچکتری گفتن. بزرگتری گفتهاند، كوچکتری گفتهاند. | ||
| S W | اول صابخونه. بفرمايين. اول صاحبخانه. بفرماييد. | ||
| S W | همچين جسارتی نمیكنم، شما بفرمايين. (جواب تعارف) همچنين جسارتی نمیكنم، شما بفرماييد. | ||
| S W | خانما مقدمن. خانمها مقدم هستند. | ||
| S W | به خدا اگه بشه! به خدا اگر بشود! |
Asking to have food
تعارف برای خوردن غذا
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 3: Mission Impossible
Expressions and Proverbs
این تن بمیره شما بفرمایید!
تعارف تکه پاره کردن: زیاد از حد اصرار کردن.
تعارف اومد نیومد داره: به کسی که تعارف میکنی شاید قبول کند، شاید قبول نکند.