30 Asking about Health/Physical Stateپرسش از سلامتی و وضعیت جسمی دیگران
ZirNevis | Episode 30
TranscriptConversations and Excercises
دختری در خيابان شروع به صحبت با پيرمردی میکند که ناگهان کنار پيادهرو ايستاده و دستش را روی قلبش میگذارد.

Preparation: Drag and Drop
1) خستهام.
2) رنگتون پریده.
3) کمکی از دست من برمیاد؟
4) بهنظر نمیاد.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
کمکش کند روی صندلی بنشیند.
به دکتر ببردش.
او را به خانهاش برساند.
Question2
سرش گیج رفته است.
پاهایش درد گرفتهاند.
کمی خسته است.
دختر: آقا شما حالتون خوبه؟
پيرمرد: بله دخترجان. من خوبم. فقط يهکم خستهام.
دختر: مطمئنين؟ اصلا اينجوری به نظر نمیاد! رنگتون پريده! کمکی از دست من برمياد؟ برسونمتون دکتر يا جايی؟
پيرمرد: من حالم خوبه. فقط کمکم کن روی اون صندلی بشينم. بهتر میشم. خدا خيرت بده دخترم.
پسر بچهای در پارک به طرف مادرش میدود.

Preparation: Drag and Drop
1) زخمی شدی؟
2) بریم تو ماشین.
3) کجات؟
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
دستش را گچ بگیرد.
به دستش ضدعفونی کننده بزند.
برایش چسب زخم بیاورد.
Question2
سرش زخمی شده است.
پایش ضربه دیده است.
دستش زخمی شده است.
پسر: مامان! دستم!
مادر: زخمی شدی؟ کجات درد میکنه؟
پسر: اينجا.
مادر: بيا بغلم بريم تو ماشين چسب زخم بياريم.
Examples
Asking about Health/Physical State
پرسش از سلامتی و وضعيت جسمی ديگران
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | چهطوری؟ چهطوری؟ | ||
| S W | حالت خوبه؟ حالت خوب است؟ | ||
| S W | اوضات خوبه؟ اوضاعت خوب است؟ | ||
| S W | اين روزا حالت خوبه؟ اين روزها حالت خوب است؟ | ||
| S W | حالت چهطوره؟ حالت چهطور است؟ | ||
| S W | سلامتی؟ سلامتی؟ | ||
| S W | مطمئنی كه حالت خوبه؟ مطمئنی كه حالت خوب است؟ | ||
| S W | انگار حالت خوب نيست؟ انگار حالت خوب نيست؟ | ||
| S W | طوری شده؟ طوری شده؟ | ||
| S W | انگار يه كم رنگِت پريده! انگار كمی رنگت پريده است! | ||
| S W | درد داری؟ درد داری؟ | ||
| S W | زخمی شدی؟ زخمی شدی؟ | ||
| S W | كجات زخم شده؟ كجایت زخم شده؟ | ||
| S W | كجات درد میكنه؟ كجایت درد میكند؟ | ||
| S W | وضع جسميت چهطوره؟ وضع جسمیات چهطور است؟ | ||
| S W | ظاهراً كه خوبی. ظاهراً كه خوبی. | ||
| S W | ظاهراً سلامتی. ظاهراً سلامتی. | ||
| S W | سالم به نظر ميای. سالم به نظر میآيی. | ||
| S W | به نظر مياد که خوب باشی. به نظر میآيد که خوب باشی. | ||
| S W | جاييت زخم شده؟ جاييت/ کجایت زخم شده؟ | ||
| S W | به نظر که خوب ميای. به نظر که خوب میآيی. | ||
| S W | دردت گرفت؟ دردت گرفت؟ | ||
| S W | حال عموميت خوبه؟ حال عمومیات خوب است؟ | ||
| S W | کلاً خوبی؟ کلاً خوبی؟ | ||
| S W | سرحالی يا نه؟ سرحالی يا نه؟ |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 7: Match Point
Expressions and Proverbs
دست بوسم. (در جواب احوالپرسیِ بزرگترها گفته میشود.)
خوش وبش کردن: احوالپرسی کردن.
چاق سلامتی: احوالپرسی.
قدر عافیت دانستن: ارزش سلامتی را درک کردن.