7 Apologizing/Forgivingعذرخواهی و بخشش
ZirNevis | Episode 7
TranscriptConversations and Excercises
مادر صدف و ميلاد از آنها میخواهد برای دعوایشان از هم عذرخواهی کنند.

Preparation: Drag and Drop
1) مسألهایه که پیش اومده.
2) سرم داد میزنی.
3) فراموشش کن.
4) بیاجازه
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
نباید این کارو بکنی
مسألهی مهمی نیست.
همیشه همینو میگی.
Question2
میلاد مشکلی ندارد صدف به وسایلش دست بزند
صدف کتاب میلاد را پاره کرده است.
میلاد همیشه به آرامی با صدف صحبت میکند.
.صدف: متاسفم که کتابتو پاره کردم
.ميلاد: فراموشش کن. مسألهايه که پيش اومده. منم معذرت میخوام سرت داد زدم
.صدف: هميشه همينو میگی، بعد دوباره سرم داد میزنی
.ميلاد: خب تو هميشه بیاجازه دست به وسايل من میزنی! نبايد اينکارو بکنی
.مادر: دوباره که شروع کردين. تمومش کنيد
خانمی درحال ردشدن از کنار مردی به او برخورد میکند.

Preparation: Drag and Drop
1) .مشکلی نیست
2) متوجه نشدم.
3) ببخشید.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
مشکلی نیست.
خدا ببخشه.
عیبی نداره.
Question2
گوشی تلفن خانم.
سوییچ ماشین مرد.
کارت بانکی مرد.
خانم: ببخشيد.
مرد: مشکلی نيست. اين کيف پول شما نيست اينجا افتاد؟
خانم: چرا، متوجه نشدم. ممنون.
مرد: خواهش میکنم.
Examples
Apologizing
معذرتخواهی
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | متأسفم. متأسفم. | ||
| S W | ببخشيد. ببخشيد. | ||
| S W | معذرت میخوام. معذرت میخواهم. | ||
| S W | نمیدونم با چه زبونی (ازتون) معذرتخواهی کنم. نمیدانم با چه زبانی (از شما) معذرتخواهی کنم. | ||
| S W | شما به بزرگی خودتون ببخشيد. شما به بزرگی خودتان ببخشيد. | ||
| S W | متأسفم که . . . . متأسفم که نتونستم سرساعت بيام. متأسفم که . . . . متأسفم که نتوانستم سرساعت بيایم. | ||
| S W | بهخاطر . . . معذرت میخوام. بهخاطر حرفی كه زدم معذرت میخوام. بهخاطر . . . معذرت میخواهم. بهخاطر حرفی كه زدم معذرت میخواهم. | ||
| S W | اميدوارم منو ببخشين. اميدوارم من را ببخشيد. | ||
| S W | استدعا میکنم منو ببخشيد. استدعا میکنم من را ببخشيد. | ||
| S W | نمیخواستم ناراحتتون کنم. نمیخواستم ناراحتتان کنم. | ||
| S W | قصد نداشتم ناراحتتون کنم. قصد نداشتم ناراحتتان کنم. | ||
| S W | شرمندهام. شرمندهام. | ||
| S W | بايد بابت . . . عذرخواهی كنم. بايد بابت بیادبی پسرم عذرخواهی كنم. بايد بابت . . . عذرخواهی كنم. بايد بابت بیادبی پسرم عذرخواهی كنم. | ||
| S W | ببخشيد كه . . . . ببخشيد كه كتابتونو روی زمين انداختم. ببخشيد كه . . . . ببخشيد كه كتابتان را روی زمين انداختم. |
Forgiving
بخشیدن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | خواهش میكنم. خواهش میكنم. | ||
| S W | مهم نيست. مهم نيست. | ||
| S W | مشكلی نيست. مشكلی نيست. | ||
| S W | اشکالی/ عيبی نداره. اشکالی/ عيبی ندارد. | ||
| S W | خدا ببخشه! خدا ببخشد! | ||
| S W | اصلاً حرفشو هم نزن. اصلاً حرفش را هم نزن. | ||
| S W | مسئلهايه که پيش اومده، هيچ مشکلی نيست. مسئلهای است که پيش آمده، هيچ مشکلی نيست. | ||
| S W | فراموشش كن. فراموشش كن. | ||
| S W | نگرانش نباش. نگرانش نباش. | ||
| S W | لازم نيست عذرخواهی كنی. لازم نيست عذرخواهی كنی. | ||
| S W | میبخشم ولی ديگه تکرار نشه. میبخشم ولی ديگرتکرار نشود. | ||
| S W | نيازی به عذرخواهی نيست. نيازی به عذرخواهی نيست. |
Rejecting an Apology
نپذیرفتن پوزش
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | تو واقعاً پشيمونی؟! تو واقعاً پشيمانی؟! | ||
| S W | بهنظر نمیرسه كه پيشمون باشی. بهنظر نمیرسد كه پيشمان باشی. | ||
| S W | اصلاً قابل قبول نيست. اصلاً قابل قبول نيست. | ||
| S W | هميشه همينو میگی. هميشه همين را میگويی. | ||
| S W | باورم نمیشه كه پشيمونی. باورم نمیشود كه پشيمانی. | ||
| S W | باور نمیكنم كه پشيمونی. باور نمیكنم كه پشيمانی. | ||
| S W | بار اولت که نيس. بار اولت که نيست. | ||
| S W | من که فکر نمیکنم پشيمون شده باشی. من که فکر نمیکنم پشيمان شده باشی. | ||
| S W | نگو كه پشیمونی. نگو كه پشیمانی. | ||
| S W | واقعاً متأسفی؟! واقعاً متأسفی؟! | ||
| S W | با معذرتخواهی چيزی درست نمیشه. با معذرتخواهی چيزی درست نمیشود. | ||
| S W | چهطور ممکنه ببخشم؟ چهطور ممکن است ببخشم؟ | ||
| S W | هر کاری میخوای میکنی بعد میگی ببخشيد؟ هر کاری میخواهی میکنی بعد میگويی ببخشيد؟ | ||
| S W | به همين سادگی؟ به همين سادگی؟ | ||
| S W | میدونی چقدر منو ناراحت کردی؟ میدانی چقدر من را ناراحت کردی؟ | ||
| S W | نمیبخشمت. نمیبخشمت. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, EP 2: Unforgiven
Expressions and Proverbs
بخشش از بزرگان است.
خدا ببخشه.
شاه میبخشه شاه قلی نمیبخشه: شخصی اشتباهات شما را میبخشد، اما دیگران با دخالت خود، همچنان شما را مقصر نشان میدهند.
لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست.