64 Advice/ Suggestions/ Recommendationsنصيحت/ پيشنهاد/ توصیه
Conversations and Excercises
مدیر مدرسهای با مادر یکی از شاگردان در حال صحبت است.

Preparation: Drag and Drop
1) شما اگه جای من بودید چه کار میکردید؟
2) حق با شماست.
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
از مادرش کمک بگیرد.
از معلم کمک بگیرد.
خودش به پسر کمک کند.
Question2
نه. مخالفم.
باید در موردش فکر کنم.
باید با همسرم مشورت کنم.
مدیر: پسر شما احتیاج داره که توی خونه بیشتر باهاش کار بشه. مثل اینکه معلمش هم قبلاً به شما گفته بوده.
مادر: بله، ولی متأسفانه من توی خونه سرم خیلی شلوغه. وحید دو تا برادر دیگه هم داره که خیلی شیطونن. به نظرتون چهطوری میتونم به وحید کمک کنم.
مدیر: شوهرتون میتونه وقت بذاره؟
مادر: نه، شوهرم خیلی دیر موقع از سرکار میاد. شما اگه جای من بودید چه کار میکردید؟
مدیر: خب شاید بتونید یه پرستار بگیرید که توی خونه کمکتون کنه. اینجوری شما میتونید بیشتر برای وحید وقت بذارید.
مادر: حق با شماست. گاهی فکر میکنم خیلی به یه نفر احتیاج دارم که تو کار خونه کمکم کنه.
دانشجویی پس از پایان کلاس در ساعت غیر مشاوره به اتاق استاد میرود.
Preparation: Drag and Drop
1) میتونید راهنماییم کنید؟
2) توصیه میکنم...
Listen to the examples of this function in the following conversations.
Question1
پیشنهادی نداشت.
پیشنهاد کرد که این درس را حذف کند.
پیشنهاد کرد که با او کلاس خصوصی بردارد.
Question2
بله. نمرهت خیلی پایین میاد.
نه. بالاترین نمره رو میگیری.
نمره نمیاری.
دانشجو: ببخشید استاد، میتونم چند لحظه باهاتون صحبت کنم؟
استاد: بله حتماً، در چه رابطه؟
دانشجو: میخواستم بدونم که به خاطر چهار غیبتی که دارم ممکنه نمرهم خیلی پایین بیاد؟
استاد: چهار غیبت زیاده. سعی کن دیگه غیبت نکنی و سرکلاس هم بیشتر فعال باشی.
دانشجو: میتونید راهنماییم کنید که خودم رو به بچهها برسونم؟
دانشجو: خب، توصیه میکنم جزوههایی رو که نداری از بچهها بگیری، بخونیشون و اگه اشکالی داشتی بیای از من بپرسی.
Examples
Asking for Advice/Suggestions/Recommendations
نصيحت، پيشنهاد، یا توصیه خواستن
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | پيشنهاد تو چيه؟ پيشنهاد تو چه است؟ | ||
| S W | فكر میكنی . . . ؟ فكر میكنی برای تولدش چی بخرم؟ فكر میكنی . . . ؟ فكر میكنی برای تولدش چی بخرم؟ | ||
| S W | توصيه میکنی چهکار کنم؟ توصيه میکنی چهکار کنم؟ | ||
| S W | به نظرِت . . . ؟ به نظرِت پليس رو خبر كنم؟ به نظرَت . . . ؟ به نظرَت پليس را خبر كنم؟ | ||
| S W | چه توصيهای داری؟ چه توصيهای داری؟ | ||
| S W | نظرت چيه که . . . ؟ نظرت چيه که ماشينمو بفروشم؟ نظرت چيست که . . . ؟ نظرت چيست که ماشينم را بفروشم؟ | ||
| S W | تو بودی چهکار میکردی؟ تو بودی چهکار میکردی؟ | ||
| S W | اگه تو جای من بودی . . . ؟ اگه تو جای من بودی چی بهش میگفتی؟ اگر تو جای من بودی . . . ؟ اگر تو جای من بودی چه به او میگفتی؟ | ||
| S W | میتونی راهنماييم كنی؟ میتوانی راهنماییام كنی؟میتوانی مرا راهنمایی کنی؟ | ||
| S W | تو چه راهحلی به فكرت میرسه؟ تو چه راهحلی به فكرت میرسد؟ | ||
| S W | يه راهی پيش پام بذار. . . يه راهی پيش پام بذار برای نجات ازین مشکل. يک راهی پيش پایم بگذار. . . يک راهی پيش پایم بگذار برای نجات از این مشکل. | ||
| S W | تو چه پيشنهادی داری؟ تو چه پيشنهادی داری؟ |
Advising/Suggesting/Recommending
نصيحت، پيشنهاد، یا توصیه
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | من میگم . . . . من میگم باهاش رفت و آمد نکن. من میگویم . . . . من میگويم با او رفت و آمد نکن. | ||
| S W | فكر میكنم بهتره . . . . فكر میكنم بهتره يه كار ديگه پيدا كنی. فكر میكنم بهتر است . . . . فكر میكنم بهتر است يک كار ديگر پيدا كنی. | ||
| S W | بهتره كه . . . . بهتره كه با پست سفارشی نامهتو بفرستی. بهتر است كه . . . . بهتر است كه با پست سفارشی نامهات را بفرستی. | ||
| S W | چرا . . . ؟ (با فعل منفی) چرا بهش زنگ نمیزنی؟ چرا . . . ؟ چرا به او زنگ نمیزنی؟ | ||
| S W | چهطوره . . . ؟ چهطوره با تاكسی بريم؟ چهطور است . . . ؟ چهطور است با تاكسی برويم؟ | ||
| S W | اگه به جای تو بودم . . . . اگه به جای تو بودم ديگه براش چيزی نمینوشتم. اگر به جای تو بودم . . . . اگر به جای تو بودم ديگر برايش چيزی نمینوشتم. | ||
| S W | نظر منو بخوای، . . . . نظر منو بخوای، اين کار مناسبی برات نيست. نظر من را بخواهی، . . . . نظر من را بخواهی، اين کار مناسبی برايت نيست. | ||
| S W | سعی كن . . . . سعی كن برای مدتی فراموشش كنی. سعی كن . . . . سعی كن برای مدتی فراموشش كنی. | ||
| S W | من كه میگم بهتره . . . . من كه میگم بهتره همين الان قيدشو بزنی. من كه میگويم بهتر است . . . . من كه میگويم بهتر است همين الان قيدش را بزنی. | ||
| S W | توصيه میكنم . . . . توصيه میكنم با وكيلت مشورت كنی. توصيه میكنم . . . . توصيه میكنم با وكيلت مشورت كنی. | ||
| S W | پيشنهاد میكنم . . . . پيشنهاد میكنم امشب شام بريم بيرون. پيشنهاد میكنم . . . . پيشنهاد میكنم امشب شام برويم بيرون. | ||
| S W | نظر من اينه كه . . . . نظر من اينه كه يه كامپيوتر ديگه بخريم. نظر من اين است كه . . . . نظر من اين است كه يک كامپيوتر ديگر بخريم. | ||
| S W | میخوام بهت پيشنهاد کنم که . . . میخوام بهت پيشنهاد کنم که اینکارو انجام بدی. میخوام بهت پيشنهاد کنم که اون کتاب رو یه بار دیگه بخونی. میخواهم به تو پيشنهاد کنم که . . . میخواهم به تو پيشنهاد کنم که اینکار را انجام بدهی. میخواهم به تو پيشنهاد کنم که آن کتاب را یک بار دیگر بخوانی. |
Examples in Video
مجموعه ی زندگی شیرین
Watch the video for the examples of this function in context
Life of Shirin, Episode 8، Batman
Expressions and Proverbs
تا تنور گرم است نان را بچسبان: کاملاً از فرصت استفاده کن.
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه نگیر، هرآنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر.
پند به نادان، باران است در شورستان.
دوری و دوستی: پیشنهاد به دور بودن برای حفظ دوستی.
من دو تا لباس بیشتر از تو پاره کردم: تجربه من از تو بیشتر است.
من این موهامو تو آسیاب سفید نکردم. (معمولا اشخاص با سن بالا هنگام نصیحت کردن، این جمله را میگویند.)
* واژهها
تنور: محل پخت نان، کورهی پخت نان.
ناصح مشفق: نصیحت کنندهی مهربان.
شورستان: نمکزار، زمینی که خاک حاصلخیز برای کشاورزی ندارد.
آسیاب: دستگاهی تشکیل شده از دو قطعه سنگ و یک اهرم که برای آرد کردن گندم در زمان قدیم از آن استفاده میکردند.