Services and Social Affairsخدمات و امور اجتماعی
Conversations and Excercises
خانمی با پلیس صحبت میکند.
Preparation: Drag and Drop
1) تصادف شده.
2) از بین رفتن.
3) مسیر
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
Question1
قراره همایش برگزار بشه.
شخص مهمی قراره از خیابون بگذره.
دارن آسفالت میکنن.
Question2
چند نفر فوت شدن.
بلوار خراب شده.
آتش سوزی صورت گرفته.
خانم: ببخشید این خیابون چرا بستهس؟ دیروز که باز بود!
پلیس: بله. تصادف شده. به خاطر همین خیابونو بستیم که ترافیک ایجاد نکنه.
خانم: ای داد بیداد. کسی هم طوری شده؟
پلیس: متأسفانه چند نفر تو این حادثه از بین رفتن.
خانم: آخی… میگم حالا من از کدوم مسیر باید برم؟
پلیس: شما از تو خیابون همت باید تشریف ببرین.
خانم: ممنون.
خانمی با مشاورحقوقی مشورت میکند.
Preparation: Drag and Drop
1) میخوام.
2) قدم بعدی
3) سراغ دارید؟
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
Question1
مال و اموال
ارث و میراث
دزدی
Question2
احضاریه بفرسته به دادگاه.
وکیل بگیره.
پیش مشاور قضایی بره.
- خانم: میخوام یه شکایتنامه تنظیم کنم. قبل از اینکه اموالم از بین بره.
مشاور: بله. این کار منطقیه. شما بهتره که ازشون شکایت کنین. دادگاه براشون احضاریه میفرسته.
خانم: بله. همینکارو میکنم.
مشاور: توی قدم بعدی بهتره یه وکیل خوب هم بگیرین.
خانم: شما وکیل خوب سراغ دارین؟
مشاور: بله. آقای حیدری وکیل پایه یک دادگستری. اینم کارتش. بگین که از طرف من اومدین.
شهردار در جلسهای طرح مدیریت تفکیک زباله را مطرح میکند.
Preparation: Drag and Drop
1) تفکیک
2) جا بیفته.
3) انجام بشه.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
Question1
تفکیک زباله
استفاده از حمام عمومی
ایجاد فضای سبز
Question2
دادن جایزه به قید قرعه
آگاه سازی مردم
تبلیغات
شهردار: این مسأله تفکیک زباله باید هر چه زودتر بین مردم جا بیفته و انجام بشه. شهر آلوده شده.
معاون شهردار: مردم باید همکاری کنن.
مدیر اجرایی: به نظر من بهترین کار تبلیغاته.
شهردار: پس شروع کنید.
Vocabulary and Sentences
واژههای پرپسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | تعمیرکار برای تعمیر ماشینم پیش تعمیرکار رفتم. تعمیرکار برای تعمیر ماشینم نزد تعمیرکار رفتم. | ||
| S W | کارگر به یک کارگر ساده نیازمندیم. کارگر به یک کارگر ساده نیازمندیم. | ||
| S W | آرایشگر آرایشگر با مهارت از قیچی و شانه استفاده میکنه. آرایشگر آرایشگر با مهارت از قیچی و شانه استفاده میکند. | ||
| S W | آرایشگاه تو روزهای قرنطینه به دلیل وجود ویروس کرونا، آرایشگاه از مکانهای پرخطر محسوب میشه. آرایشگاه در روزهای قرنطینه به دلیل وجود ویروس کرونا، آرایشگاه از مکانهای پرخطر محسوب میشود. | ||
| S W | آشپز تو آشپزخونههای بزرگ هر آشپز مسئول تهیه یک نوع غذاس. آشپز در آشپزخانههای بزرگ هر آشپز مسئول تهیه یک نوع غذا است. | ||
| S W | آژانس مسافرتی برای گذراندن تعطیلات عید از آژانس مسافرتی بلیط هواپیما خریدم. آژانس مسافرتی برای گذراندن تعطیلات عید از آژانس مسافرتی بلیط هواپیما خریدم. | ||
| S W | اغذیه فروشی وزارت بهداشت اغذیه فروشی محله ما رو به دلیل عدم رعایت نکات بهداشتی پلمپ کرد. اغذیه فروشی وزارت بهداشت اغذیه فروشی محله ما را به دلیل عدم رعایت نکات بهداشتی پلمپ کرد. | ||
| S W | باغبان باغبون شرکت ما به خوبی به گلها و گیاها رسیدگی میکنه. باغبان باغبان شرکت ما به خوبی به گلها و گیاهان رسیدگی میکند. | ||
| S W | خدمتکار خدمتکار کارخونه نساجی دیروز دچار آسیب جدی تو ناحیه دست شد. خدمتکار خدمتکار کارخانه نساجی دیروز دچار آسیب جدی در ناحیه دست شد. | ||
| S W | خیاط خاله من یه خیاط ماهره. خیاط خاله من یک خیاط ماهر است. | ||
| S W | خشکشویی بعضی لباسها باید به روش خشکشویی شسته بشن تا از آسیب دیدگی جلوگیری بشه. خشکشویی بعضی لباسها باید به روش خشکشویی شسته شوند تا از آسیب دیدگی جلوگیری شود. | ||
| S W | راننده تاکسی راننده تاکسی با مردمی از همه اقشار در ارتباطه. راننده تاکسی راننده تاکسی با مردمی از همه اقشار در ارتباط است. | ||
| S W | پلیس پلیس باید دارای فیزیک قوی و بدنی آماده باشه. پلیس پلیس باید دارای فیزیک قوی و بدنی آماده باشد. | ||
| S W | رئیس بانک برای امضای دفترچه حساب پسانداز، پیش رئیس بانک رفتم. رئیس بانک برای امضای دفترچه حساب پسانداز نزد رئیس بانک رفتم. | ||
| S W | کارمند یه کارمند تو ایران موظفه روزی هشت ساعت کار مفید انجام بده. کارمند یک کارمند در ایران موظف است روزی هشت ساعت کار مفید انجام دهد. | ||
| S W | معاون بعد از مدیر، معاون بالاترین مقام یک اداره یا بانک محسوب میشه. معاون بعد از مدیر، معاون بالاترین مقام یک اداره یا بانک محسوب میشود. | ||
| S W | وکیل برای پیگیری یه پرونده کاری، نیاز به وکیل باتجربهای داشتم. وکیل برای پیگیری یک پرونده کاری، نیاز به وکیل باتجربهای داشتم. | ||
| S W | قاضی قاضی این پرونده، حکم رو به نفع من صادر کرد. قاضی قاضی این پرونده، حکم را به نفع من صادر کرد. | ||
| S W | قضاوت توی ایران شغل قضاوت برای بانوان ممنوعه. قضاوت در ایران شغل قضاوت برای بانوان ممنوع است. | ||
| S W | بانکداری اینترنتی با سرویس بانکداری اینترنتی تو وقت صرفهجویی میکنیم. با بانکداری اینترنتی خیلی از امور بانکی رو میتونیم به صورت غیرحضوری انجام بدیم. بانکداری اینترنتی با سرویس بانکداری اینترنتی در وقت صرفهجویی میکنیم. با بانکداری اینترنتی بسیاری از امور بانکی را میتوان به صورت غیرحضوری انجام داد. | ||
| S W | رئیس اداره پست عموی من به مدت سی سال در سمت رئیس اداره پست مشغول به کار بود. رئیس اداره پست عموی من به مدت سی سال در سمت رئیس اداره پست مشغول به کار بود. | ||
| S W | مترجم مترجم باید تو کار خودش مهارت زیادی داشته باشه. مترجم مترجم باید در کار خود مهارت زیادی داشته باشد. | ||
| S W | مشاور در واقع تخصص یه مشاور خیلی اهمیت داره. مشاور در واقع تخصص یک مشاور بسیار حائز اهمیت است. | ||
| S W | مشاور حقوقی مشاور حقوقی شرکت ما از تمام قوانین و مقررات مربوط به مسائل حقوقی آگاهه. مشاور حقوقی مشاور حقوقی شرکت ما از تمام قوانین و مقررات مربوط به مسائل حقوقی آگاه است. |
واژههای کم پسامد
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | آهنآلات فروشی دایی من صاحب یک آهنآلات فروشی بزرگه. آهنآلات فروشی دایی من صاحب یک آهنآلات فروشی بزرگ است. | ||
| S W | آبدارچی رکود اقتصادی باعث شده جوونای زیادی با مدرک تحصیلی لیسانس به عنوان آبدارچی توی یه مجموعه استخدام بشن. آبدارچی رکود اقتصادی باعث شد جوانان بسیاری با مدرک تحصیلی لیسانس به عنوان آبدارچی در یک مجموعه استخدام شوند. | ||
| S W | آهنگر آهنگر باید دارای قدرت بدنی بالایی باشه. آهنگر آهنگر باید دارای قدرت بدنی بالایی باشد. | ||
| S W | انباردار فردی که محصولات رو تو انبار کنترل و از اونا محافظت میکنه، انباردار نام داره. انباردار وظیفه سنگینی در قبال رئیس داره. انباردار فردی که محصولات را در انبار کنترل و از آن ها محافظت میکند، انباردار نام دارد. انباردار وظیفه سنگینی در قبال رئیس دارد. | ||
| S W | برقکار برقکار انجام کلیه امور مربوط به سیم کشی و برق منازل، ادارات، مراکز صنعتی رو به عهده داره. برقکار برقکار انجام کلیه امور مربوط به سیم کشی و برق منازل، ادارات، مراکز صنعتی را به عهده دارد. | ||
| S W | راننده آمبولانس تو یه خیابان شلوغ حق تقدم عبور با راننده آمبولانسه. راننده آمبولانس در یک خیابان شلوغ حق تقدم عبور با راننده آمبولانس است. | ||
| S W | راننده قطار راننده قطار یا لوکوموتیوران، وظیفه جابجایی مسافران و بارها رو توی شبکه ریلی رو به عهده داره. راننده قطار راننده قطار یا لوکوموتیوران، وظیفه جابجایی مسافران و بارها در شبکه ریلی را برعهده دارد. | ||
| S W | ساعت ساز ساعت ساز باید به فوت و فن تعمیر ساعت، آگاه باشه. ساعت ساز ساعت ساز باید به فوت و فن تعمیر ساعت، آگاه باشد. | ||
| S W | ساعت سازی ساعت دیواری قدیمی مادربزرگم رو برای تعمیر به ساعتسازی بردم. ساعت سازی ساعت دیواری قدیمی مادربزرگم را برای تعمیر به ساعتسازی بردم. | ||
| S W | ساعت فروشی ساعت زیبایی پشت ویترین مغازه ساعت فروشی خودنمایی میکنه. ساعت فروشی ساعت زیبایی پشت ویترین مغازه ساعت فروشی خودنمایی میکند. | ||
| S W | دادستان دادستان وظیفه بازخواست متهم پرونده رو به عهده داره. دادستان دادستان وظیفه بازخواست متهم پرونده را به عهده دارد. | ||
| S W | هیأت منصفه هیأت منصفه باید حکمی بیطرفانه و به دور از غرضورزی صادر کنه. هیأت منصفه هیأت منصفه باید حکمی بیطرفانه و به دور از غرضورزی صادر کنند. |