Financial Administrationاداری مالی
Conversations and Excercises
دو همکار از یکنواختی کار میگویند.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
– وای خسته شدم. تمام مدت تو اون زیرزمین باید اسناد بایگانی کنم.
– خب حالا یه کم استراحت کنی خوب میشی.
– تو این کار هیچ پیشرفتی نیست.
– چرا استعفا نمیدی؟
– اگه استعفا بدم باید تو خونه بشینم. کار نیست.
– با رئیس صحبت کن. از تواناییهات بگو. شاید بتونی ترفیع بگیری. کارتو عوض کنی.
دو بازنشسته درباره کار سابق خود صحبت میکنند.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
مرد۱: بله… سی سال کم نیست. من سی سال توی بخش امور مالی شهرداری کار کردم. زحمت کشیدم.
مرد۲: میدونم. از قضا شغل منم توی شهرداری بود اما بخش استخدام نیروی انسانی. من بعد از بازنشستگی، دو سال دعوت به کار شدم.
مرد۱: این انصاف نیست که بعد از این همه سال حق و حقوق ما رو نمیدن. بالاخره آدم رو این آب باریکه حقوق حساب میکنه. هزار جور خرج و مخارج داریم ماها.
مرد۲: تو این مدت حتی یه روز هم حقوق من عقب نیفتاده بود. لابد بودجه مملکت دیگه به ماها نمیرسه.
دو همکار در اداره با هم حرف میزنند.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
– این کاغذها چیه؟
– اینا مدارک خانم روشنه. باید امضا بشه.
– پس دیگه میافته واسه فردا. چون آقای حیدری همین الان رفت.
– ای بابا… فردا هم که آقای حیدری مرخصیه… این بنده خدا یک هفتهس به خاطر یه امضا میاد و میره.
– چارهای نیست. فکر کنم سه چهار روز دیگه هم باید بیاد و بره.
Vocabulary and Sentences
واژههای پربسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | متصدی بانک متصدی بانک یا تحویلدار، فردیه که پشت باجه های بانک، وظیفه دریافت و پرداخت وجوه نقد یا پول رو به عهده میگیره. متصدی بانک متصدی بانک یا تحویلدار، فردی است که در پشت باجه های بانک، وظیفه دریافت و پرداخت وجوه نقد و یا پول را بر عهده دارد. | ||
| S W | مسئول بایگانی حفظ و نگهداری از اسناد و مدارک پرسنل و نگهداری از مدارک محرمانه به عهده مسئول بایگانیه. مسئول بایگانی حفظ و نگهداری از اسناد و مدارک پرسنل و نگهداری از مدارک محرمانه به عهده مسئول بایگانی است. | ||
| S W | اداره کار تو یه اداره دولتی به خاطر امنیت شغلی، از نظر برخی افراد ایدهآله. اداره کار در یک اداره دولتی به سبب امنیت شغلی، از نظر برخی افراد ایدهآل است. | ||
| S W | صندوقدار من تو تابستون گذشته به عنوان صندوقدار تو یه فروشگاه مشغول به کار بودم. صندوقدار من در تابستان گذشته به عنوان صندوقدار در یک فروشگاه مشغول به کار بودم. |