Family and Relativesنسبتهای فامیلی
Conversations and Excercises
اعضای خانواده که در تدارک مراسم عروسی و نوشتن اسامی مهمانان هستن.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
مادر: به نظرم برای اینکه قاطی نکنیم، اول فامیلهای مادری رو بنویس. بعد پدری.
پسر: خاله زری و خانوادهش… پنج نفر.
دختر: خاله شیوا اینا… چهار نفر.
پسر: دایی رضا اینا… هفت نفر.
مادر: پسردایی و خانومش هم هستن. مهدی و ساناز. با بچههاشون چهار نفر.
پسر:عمه روحی. بعد پسر عمه. یعنی ساسان و خونوادهش. فرناز دخترشون. چند نفر شدن؟
زن و مردی برای تعطیلی سیزدهم فروردین برنامهریزی میکنند.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
– امروز سیمین خانوم زنگ زد.
– سیمین خانوم کیه؟
– دختر دایی مامانم. واسه سیزدهبهدر دعوتمون کرد که بریم باغشون.
– چه خوب. پسرشون هم میاد؟ فرزاد؟
– حتماً با خانومش و دخترش میاد.
– از فرزاد خوشم میاد. کنارش خیلی خوش میگذره.
دو دوست با هم صحبت می کنند.
Listen to the examples of this basic concept in the following conversations.
– از غزاله چه خبر؟
– سلامتی. هیچی. اونم درگیر نگهداری از مادربزرگ شوهرشه.
– عجب. هنوز با اونا زندگی میکنه؟
– آره. مثل اینکه خیلی مریض احواله بنده خدا. غزاله هم خیلی اذیت میشه.
– میدونم… بالاخره آدمی که سنش بالاست هر غذایی نمیتونه بخوره، مدام باید ازش مراقبت بشه.
– غزاله میگفت حسابی خسته شدم. از طرفی هم دلم نمیاد چیزی بگم. این طفلک کس دیگهای رو نداره که ازش مراقبت کنه.
– یعنی بچه نداره؟
– چرا. دو تا دختر داره اما خارج از ایران زندگی میکنن. اینجا تنهاس.
Vocabulary and Sentences
واژههای پربسامدتر
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | پدر زن دوست من چندین سال از پدر زن بیمارش نگهداری کرد. پدر زن دوست من چندین سال از پدر زن بیمارش نگهداری کرد. | ||
| S W | پدر شوهر پدر شوهر من مردی خوش اخلاق و مهربونه. پدر شوهر پدر شوهر من مردی خوش اخلاق و مهربان است. | ||
| S W | پسر پسر من تا یک ماه دیگه به دنیا میاد. پسر پسر من تا یک ماه دیگر به دنیا خواهد آمد. | ||
| S W | پسرخاله برای حل مسائل ریاضی از پسر خاله دوستم کمک گرفتم. پسرخاله برای حل مسائل ریاضی از پسرخاله دوستم کمک گرفتم. | ||
| S W | پسرعمه اطلاعات عمومی پسرعمه من خیلی بالاست. پسرعمه اطلاعات عمومی پسرعمه من بسیار بالاست. | ||
| S W | پسرعمو تابستون سال گذشته به همراه پسر عمو و همسرم به همدان رفتیم. پسرعمو تابستان سال گذشته به همراه پسر عمو و همسرم به همدان رفتیم. | ||
| S W | پسر دایی پسر دایی من تو باشگاه پرورش اندام ثبتنام کرده. پسر دایی پسر دایی من در باشگاه پرورش اندام ثبتنام کرده است. | ||
| S W | پیرزن دیروز به خاطر پر بودن همه صندلیهای اتوبوس جای خودم رو به یه پیرزن دادم. پیرزن دیروز به علت پر بودن همه صندلیهای اتوبوس جای خودم را به یک پیرزن دادم. | ||
| S W | پیرمرد کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگویه. پیرمرد کتاب پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی است. | ||
| S W | خویشاوندان از دیدن خویشاوندان و اقوام خیلی خوشحال شدم. خویشاوندان از دیدن خویشاوندان و اقوام بسیار خوشحال شدم. | ||
| S W | خاله خاله دوستم آشپز ماهریه. خاله خاله دوستم آشپز ماهری است. | ||
| S W | خواهر تو روز فارغ تحصیلی از خواهر من به خاطر ارائه یک پایاننامه جامع و عالی تشکر و قدردانی شد. خواهر در روز فارغ تحصیلی از خواهر من به دلیل ارائه یک پایاننامه جامع و عالی تشکر و قدردانی شد. | ||
| S W | داماد و ایران هزینه و مخارج مراسم ازدواج به عهده داماده. داماد در ایران هزینه و مخارج مراسم ازدواج به عهده داماد است. | ||
| S W | دایی چند تا از بازیگران سریال دایی جان ناپلئون در خارج از ایران سکونت دارن. دایی چند تن از بازیگران سریال دایی جان ناپلئون در خارج از ایران سکونت دارند. | ||
| S W | دختر مریم دو تا دختر داره. دختر مریم دو دختر دارد. | ||
| S W | دختر برادر دختر برادر من تو سن دوازده سالگی برای تحصیل به مالزی رفت. دختر برادر دختر برادر من در سن دوازده سالگی برای تحصیل به مالزی رفت. | ||
| S W | دخترخاله دختر خاله من با من همسنه. دخترخاله دختر خاله من با من همسن است. | ||
| S W | دختر خواهر/ خواهرزاده رابطه خاله و خواهرزاده معمولاً خیلی نزدیک و صمیمانهست. دختر خواهر/ خواهرزاده رابطه خاله و خواهرزاده معمولاً بسیار نزدیک و صمیمانه است. | ||
| S W | دختردایی دختر دایی من به تازگی از سفر برگشته. دختردایی دختر دایی من به تازگی از سفر برگشته است. | ||
| S W | دخترعمو عمو و دخترعمو امشب مهمون من هستن. دخترعمو عمو و دخترعمو امشب مهمان من هستند. | ||
| S W | دختر عمه دختر عمه من تو بیمارستان کار میکنه. دختر عمه دختر عمه من در بیمارستان کار میکند. | ||
| S W | دوقلو سارا و سینا دوقلو هستن. دوقلو سارا و سینا دوقلو هستند. | ||
| S W | زن برادر مردی به خاطر مشاجرات خانوادگی زن برادر خودشو رو به قتل رسوند. زن برادر مردی به دلیل مشاجرات خانوادگی زن برادر خود را به قتل رساند. | ||
| S W | شوهر شوهر من تو روابط اجتماعی خودش خیلی مؤدبه. شوهر شوهر من در روابط اجتماعی خود بسیار مؤدب است. | ||
| S W | عروس تو لباس عروس از پارچههای توری و دانتل استفاده میشه. عروس در لباس عروس از پارچههای توری و دانتل استفاده میشود. | ||
| S W | عمو اسم مجری برنامه کودک عمو پورنگه. عمو نام مجری برنامه کودک عمو پورنگ است. | ||
| S W | عمه به خواهر پدر عمه میگن. عمه به خواهر پدر عمه میگویند. | ||
| S W | فامیل پدر و مادر فامیل درجه یک محسوب میشن. فامیل پدر و مادر فامیل درجه یک محسوب میشوند. | ||
| S W | فرزند میترا فرزند دوم خانوادهست. فرزند میترا فرزند دوم خانواده است. | ||
| S W | قوم و خویش همسرم تو مسافرت به هند برای قوم و خویش خودش سوغاتی آورد. قوم و خویش همسرم در مسافرت به هند برای قوم و خویش خود سوغاتی آورد. | ||
| S W | کودک تو غذای کودک باید از محصولات ارگانیک و بدون مواد نگهدارنده استفاده کرد. کودک در غذای کودک باید از محصولات ارگانیک و بدون مواد نگهدارنده استفاده کرد. | ||
| S W | مادر چهره پر مهر مادر خستگی رو از تن به در میکنه. مادر چهره پر مهر مادر خستگی را از تن به در میکند. | ||
| S W | مادرزن مادرزن، داماد رو مثل پسر خودش دوست داره. مادرزن مادرزن، داماد را همچون پسر خود دوست دارد. | ||
| S W | مادرشوهر مادرشوهر من خانمی زیبا و دوستداشتنیه. مادرشوهر مادرشوهر من خانمی زیبا و دوستداشتنی است. | ||
| S W | مامان به نظر من مامان مهربونترین موجود دنیاست. مامان به نظر من مامان مهربانترین موجود دنیاست. | ||
| S W | مرد این مرد ظاهر آراسته و مرتبی داره. مرد این مرد ظاهر آراسته و مرتبی دارد. | ||
| S W | مرد جوان اون مرد جوون ماشین خودشو تو کوچه شست. مرد جوان آن مرد جوان ماشین خود را در کوچه شست. | ||
| S W | مردمتأهل مرد متأهل باید به زندگی مشترک پایبند باشه. مردمتأهل مرد متأهل باید به زندگی مشترک پایبند باشد. | ||
| S W | نوجوان پسر من حالا یه نوجوون پانزده سالهست. نوجوان پسر من اکنون یک نوجوان پانزده ساله است. | ||
| S W | نوه من بزرگترین نوه پدربزرگم هستم. نوه من بزرگترین نوه پدربزرگم هستم. | ||
| S W | نیاکان نیاکان من در گذشته ساکن اصفهان بودن. نیاکان نیاکان من در گذشته ساکن اصفهان بودند. | ||
| S W | وابستگی گاهی وابستگی به خانواده مانعی سر راه مستقل شدنه. من به خاطر وابستگی شدید به پدر و مادرم مهاجرت نکردم. وابستگی به مواد مخدر زندگی آدمو به نابودی میکشونه. وابستگی گاهی وابستگی به خانواده مانعی بر سر راه مستقل شدن است. من به دلیل وابستگی شدید به پدر و مادرم مهاجرت نکردم. وابستگی به مواد مخدر زندگی انسان را به نابودی میکشاند. | ||
| S W | وارث من بعد از فوت پدرم وارث اموالش شدم. مظفرالدین شاه وارث تاج و تخت قاجار و ناصرالدین شاه بود. وارث من بعد از فوت پدرم وارث اموال او شدم. مظفرالدین شاه وارث تاج و تخت قاجار و ناصرالدین شاه بود. | ||
| S W | والدین دوست صمیمی من به همراه والدین خودش به ارمنستان سفر کرد. والدین دوست صمیمی من به همراه والدین خود به ارمنستان سفر کرد. | ||
| S W | همسایه کوروش و پسر همسایه بعد از دو سال قهر، دیروز با هم آشتی کردن. همسایه کوروش و پسر همسایه بعد از دو سال قهر، دیروز با هم آشتی کردند. | ||
| S W | همسر همسر خواهر من اهل مشهده. همسر همسر خواهر من اهل مشهد است. | ||
| S W | یتیم کودکی که پدر ندارد یتیم نامیده میشه. یتیم کودکی که پدر ندارد یتیم نامیده میشود. |
| Listen | Spoken Written S W | Example | English Equivalent |
|---|---|---|---|
| S W | طبقه اجتماعی طبقه اجتماعی بر اساس شاخصهای اقتصادی مشخص میشه. طبقه اجتماعی طبقه اجتماعی بر اساس شاخصهای اقتصادی مشخص میشود. | ||
| S W | طبقه متوسط با توجه به تورم و گرونی کالاها، طبقه متوسط جامعه دچار مشکل شده. طبقه متوسط با توجه به تورم و گرانی کالاها، طبقه متوسط جامعه دچار مشکل شده است. | ||
| S W | طلاق زوجهایی که با هم تفاهم ندارن به ناچار طلاق میگیرن. طلاق زوجهایی که با هم تفاهم ندارند به ناچار طلاق میگیرند. |